عكس های جدید بازیگران tag:http://sitetopp.mihanblog.com 2017-09-25T11:08:23+01:00 mihanblog.com جایگاه امربه معروف در قرآن و روایات 2011-06-01T08:26:47+01:00 2011-06-01T08:26:47+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1934 جایگاه امربه معروف در قرآن و روایات مقدمه امر به معروف و نهی از منکر.ازاصول دین است واحیای این دواصل بیانگرحیات وسرزندگی جامع می باشد و فراموش کردن این دواصل موجب رخوت و سستی . بی تفاوتی و به تدریج اضمحلال ومرگ جامعه خواهد شد. برهرمسلمان ومکلفی واجب است.درچارچوب قوانین شرع .عمل به معروفات را توصیه کرده . و دیگران را از مبادرت به منکرات بازدارد . این امراز چنان ظرافتی بر خورداراست که گاه .عبور از حدومرز آن .نه تنها ثوابی نخواهد داشت . بلکه عقوبتی را نیز در پی خواهد داشت. ریشه های فطری و غریزی پ

جایگاه امربه معروف
در قرآن و روایات
مقدمه
امر به معروف و نهی از منکر.ازاصول دین است واحیای این دواصل بیانگرحیات وسرزندگی جامع می باشد و فراموش کردن این دواصل موجب رخوت و سستی . بی تفاوتی و به تدریج اضمحلال ومرگ جامعه خواهد شد. برهرمسلمان ومکلفی واجب است.درچارچوب قوانین شرع .عمل به معروفات را توصیه کرده . و دیگران را از مبادرت به منکرات بازدارد . این امراز چنان ظرافتی بر خورداراست که گاه .عبور از حدومرز آن .نه تنها ثوابی نخواهد داشت . بلکه عقوبتی را نیز در پی خواهد داشت. ریشه های فطری و غریزی پدران و مادران در طول تاریخ  . فرزندان خود را به کارهایی وا داشته و از کارهایی نهی کرده اند . مسئله امر و نهی و تشویق وهشدار.ریشه در درون هرانسانی دارد.ومربوط به زمان و مکان یا منطقه خاصی نمیشود.وهر مسئله اینگونه
فراگیر باشد.نشان از فطری بودن آن دارد. هشدار و اخطار و فریاد دربرابر خطرها وانحرافات مخصوص انسان نیست در قرآن مجیدمیخوانیم: وقتی مورچه ای دیدحضرت سلیمان بن علی نبیناوآله ( ع ) بالشکرش درحرکتندفریادزدوبه سایرمورچگان گفت :به لانه
های خودبروید تا پایمال نشوید. هنگامی که هدهددرپرواز خود ازفضای کشور”سبا” متوجه
انحراف مردم ودریافت که مردم خورشیدپرستند .نزدحضرت سلیمان (ع)آمدواز این انحراف شکایت کرد. بنابراین .فریاد دربرابرانحراف ودلسوزی.برای دیگران نه تنها مسئله ای فطری برای انسانهاست . بلکه ریشه ای غریزی نیز در حیوانات دارد. جایگاه امربه معروف در قرآن
اینموضوع ازهمان روزهای اول بعثت پیامبراعظم (ص)مورد عنایت اسلام بوده است .سوره”والعصر” که اوایل بعثت در مکه نازل شده است.اشاره به امربمعروف میکندو ازمومنان
مخواهدتایکدیگررابکارهای حق و پایداری درراه خداسفارش
کنند.
اولین وظیفهءانبیاء علیهم السلام
قرآن حکیم میفرماید:
مادرمیان هرامتی پیامبری مبعوث کردیم که مهمترین کار و وظیفه او .دوچیز بود: یکی امربه یکتاپرستی که بزرگترین معروفهاست. و دوم نهی از اطاعت طاغوتها که بزرگترین منکرهاست.
نشانه بهترین امت قرآن خطاب به مسلمانان میفرماید: شمابهترین امتی هستید که برمردم ظاهرشده اید.به شرط آنکه امر به معروف و نهی از منکر کنید. امر به معروف کاری است که خدا انجام میدهدچنانکه امربه منکر کار شیطان است. امربه معروف یک وظیفه عمومی است.قرآن میفرماید: تمام مردان و زنان با ایمان نسبت به یکدیگر حق ولایت دارند  . تا یکدیگر را به “معروف”سفازش کنندوازمنکربازدارند. البته همواره در قرآن  . امر به معروف مقدم بر نهی از منکر است . تابفهماند کارها را از راه مثبت پیگیری کنید و تنها در جامعه انتقادکننده نباشید. جایگاه امر به معروف در روایات
پیامبراکرم(ص)فرموده اند:
آمران به معروف جانشینان خدا در زمین هستند.
حضرت علی(ع)درنهج البلاغه میفرمایند:
همه کارهای خیروحتی جهاددر راه خدانسبت بامر بمعروف
مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دریا.
حضرت علی(ع)همچنین میفرمایند:
امربمعروف ونهی ازمنکر . برای عموم مردم یک مصلحتست ( تاانگیزه آنها رابه کارهای خیرزیادکند )و نهی از منکر برای افراد نابخردکه گرایش به انحراف در آنها زیاد است وسیلهء
کنترلی قوی ای است. حضرت امام محمدباقر(ع)درمقام شکایت میفرمایند: افرادی هستند که اگرنماز.ضرری به مال یا جانشان بزند.آن را ترک میکنند.همانگونه که امربمعروف و نهی از منکر را که
بزرگترین شریفترین واجبات است به همین خاطررها میکنند در حدیث میخوانیم:
بهترین دوست آنست که هنگام خلاف مانع تو شود.وبدترین دوست آنستکه به تو تذکر ندهد.
حضرت امام جعفرصادق(ع) میفرمایند: بهترین دوست من کسی است که عیبهای مرا به من هدیه کند.
ایشان همچنین فرموده اند:
کسی که بتواندجلوی مفاسدرابگیرد.ولی نگیرد.گویادوست
دارد که خداوند متعال معصیت شود  .  چنین کسی اعلام دشمنی با خدا کرده است.
رسول خدا(ص)فرموده اند:
گروهی هستندکه نه پیامبرند و نه شهید.ولی مردم به مقام آنهابه خاطر امر بمعروف بدست آورده اند.غبطه میخورند.
امر به معروف و نهی از منکر به نظر شیعیان یکی از فروع دین اسلام است.
امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آن‌چه به باور مسلمانان خوب در نظر گرفته ‌می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آن‌چه به باور مسلمانان بد در نظر گرفته می‌شود.
تعریف معروف و منکر[۱]
در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر[۲]
امر به معروف و نهی از منکر با وجود برخی شرایط واجب می‌باشد و در صورت نبود آن شرایط تکلیف ساقط می‌شود و آنها عبارتند از:
۱٫    کسی که امر یا نهی می‌۲٫    کند،۳٫     بداند آنچه را که دیگری انجام می‌۴٫    دهد حرام است و آنچه را ترک کرده،۵٫     واجب است،۶٫     پس هرکس نمی‌۷٫    داند این عمل که او انجام می‌۸٫    دهد حرام است یا نه جلوگیری واجب نیست.
۹٫    احتمال بدهد امر یا نهی او تاثیر دارد،۱۰٫     بنابراین اگر می‌۱۱٫    داند تاثیر ندارد امر و نهی واجب نیست.
۱۲٫    شخص گناهکار اصرار بر ادامه کار خود داشته باشد،۱۳٫     پس اگر معلوم شود،۱۴٫     یا گمان کند،۱۵٫     یا احتمال صحیح بدهد گناهکاری بنای ترک عمل را دارد و دوباره تکرار نمی‌۱۶٫    کند،۱۷٫     یا موفق به تکرار نمی‌۱۸٫    شود،۱۹٫    امر و نهی واجب نیست.
۲۰٫    امر ونهی،۲۱٫     سبب ضرر جانی یا آبرویی یا ضرر مالی قابل توجه،۲۲٫     به خودش یا نزدیکان و همراهان،۲۳٫     یا سایر مومنان نباشد.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر[۳]
برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است که اگر با عمل به مرتبه پایین‌تر، مقصود حاصل شود؛عمل به مرتبه بعدی جایز نیست و آن مراتب چنین است:
۱٫    با معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد به سبب انجام آن گناه با او اینگونه عمل می‌۲٫    شود مثل اینکه از او روبرگرداند یا با چهره عبوس با او برخورد کند،۳٫     یا با او رفت و آمد نکند.
۴٫    امر و نهی با زبان؛ یعنی به کسی که واجبی را ترک کرده دستور دهد که واجب را به جا آورد و به گناهکار دستور دهد که گناه را ترک کند.
۵٫    استفاده از زور،۶٫     برای جلوگیری از منکر و برپایی واجب؛یعنی زدن گناهکار (بنابر فتوای ۷    آیت الله خامنه‌۸٫    ای مواردى که امر به معروف و نهى از منکر متوقف بر چیزى بیشتر از امر و نهى زبانى باشد،۹٫     اگر در سرزمینى باشد که داراى نظام و حکومت اسلامى است و به این فریضه اسلامى اهمیت داده مى‏شود،۱۰٫     احتیاج به اذن حاکم و مسئولین ذیربط و پلیس محلى و دادگاههاى صالح دارد)[۴]
احکام امر به معروف و نهی از منکر[۵]
۱٫    فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است،۲٫     تا انسان در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.
۳٫    اگر بداند یا احتمال دهد که امر ونهی‌۴٫    اش با تکرار موثر است،۵٫     واجب است تکرار کند.
۶٫    اگر بداند یا احتمال دهد،۷٫     که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی،۸٫    اگر انجام دهنده،۹٫     آن عمل را بطور آشکار انجام می‌۱۰٫    دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
آداب امر به معروف و نهی از منکر[۶]
·    مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.
·    قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.
·    خود را پاک و منزه نداند،·     چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است،·     دارای صفات پسندیده‌·    ای باشد که مورد محبت الهی است،·     هرچند این عمل او هم‌·    اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.
امر به معروف و نهی از منکر در قرآن
امر به معروف و نهی از منکر در سخنان اهل بیت
·    علی پسر ابوطالب: پایندگی شریعت به امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود است.[۷]
·    علی پسر ابوطالب: نفرین خدا بر کسانی که به خوبی فرمان می‌·    دهند و خود آن را فرو می‌·    گذارند و بر کسانی که از زشتی باز می‌·    دارند و خود مرتکب آن می‌·    شوند.[۸]
·    علی پسر ابوطالب: کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند،·     او مرده‌·    ای است در میان زندگان.[۹]
با توجه به فلسفه خلقت انسان که طبق بیان قرآن کریم عبودیت و بندگی است و از طرفی وجه تمایز انسان با سایر موجودات به ناطق و عاقل بودن انسان و حرکت او به سوی کمال می باشد، اهمیت و جایگاه این دو فریضه الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بیشتر تبیین و روشن می گردد. از آنجایی‌که انسان غافل است و به دلیل عارض شدن نسیان بسیاری از مواردی که مفید برای اوست فراموش می‌کند بنابراین امر به معروف و نهی از منکر جزء ضروریاتی است که در جهت نیل به کمال برای هر انسانی ضرورت پیدا می کند. به این جهت است که حضرت امام محمد باقر(ع) می فرماید: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیم بها تقام الفرائض …» ‌(۱) یعنی امر به معروف و نهی از منکر واجب عظیم و بزرگی است که پابرجایی سایر واجبات به آن بستگی دارد. از تعبیر “بها تقام الفرائض” چنین استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر از لوازم حکومت اسلامی به شمار می رود.
الف- امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم
به طور کلی می توان گفت که ریشه و کلیات احکام شرعی را باید در قرآن کریم و شرح و تفصیل و شاخه های آن را در سنت جست. قرآن کریم در آیه های فراوانی به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده است که در این جا به برخی از این آیات می پردازیم:
۱٫  “یؤمنون بالله و الیوم الآخر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین”‌(۲)
به خدا و روز واپسین ایمان می آورند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و در انجام کارهای نیک، پیشی می گیرند؛ و آنها از صالحانند. ‌(۳)
۲٫     “ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”‌(۴)
باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند. و آنها همان رستگارانند.‌(۵)
۳٫     “کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله”.‌(۶)
شما بهترین امتی بودید که به سود انسان‌ها آفریده شده اند،؛ چه اینکه امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید. ‌(۷)
۴٫     “ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر…” ‌(۸)
خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهی می‌کند..‌(۹)
از مجموع آیات فوق چنین بر می آید که امر به معروف و نهی از منکر دارای اهمیت بسیار زیادی از منظر قرآن کریم می باشد و همه آحاد جامعه اعم از دولتمردان و عموم مردم را شامل می شود و به طور کلی از آیات فوق نکات زیر را می توان استنتاج نمود:
۱-    وجوب امر به معروف و نهی از منکر از بدیهیات است و کسی از مسلمانان در آن شک نکرده است.
۲-    وجوب این دو فریضه در همه ادیان الهی بوده و امت‌های گذشته نیز بدان مکلف بوده اند.
۳-    امر به معروف و نهی از منکر از شئون پیامبری است.
۴-    ترک امر به معروف و نهی از منکر علت نابودی جوامع گذشته بوده است.
۵-    امر به معروف و نهی از منکر از حقوق متقابل مسلمانان است و افراد جامعه اسلامی در برابر آن مسئولند.
۶-    زنان نیز مکلف به امر به معروف و نهی از منکر هستند.
۷-    امر به معروف و نهی از منکر نیازمند کسب قدرت است.
ب- سیر امر به معروف و نهی از منکر از منظر قرآن
به طور کلی اگر آیات قرآن را در مورد امر به معروف و نهی از منکر بررسی کنیم، می بینیم که از ذات پاک خداوند صادر شده و پیامبران، حاکمان صالح، مجموعه امت و فرد فرد جامعه موظف به اجرای آن هستند. برای شناخت این مراتب، رتبه بندی زیر قابل توجه است:
۱-  ذات پاک خداوند متعال: “ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی ….” ‌(۱۰) در اینجا به خاطر اهمیت این دو فریضه ذات خداوند متعال به عنوان آمر به معروف و ناهی از منکر می باشد.
۲-  پیامبر اکرم(ص) ” … یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر…. “‌(۱۱) در این مرتبه خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) به این عنوان انتصاب داده شده است.
۳-  حاکمان صالح(امامان): “الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و امروا بالمعروف و ینهوا عن المنکر …” ‌(۱۲) در مرتبه سوم کسانی که قدرت و مکنت در روی زمین به آنان داده شده است موظف به برپاداشتن نماز، پرداختن زکات و امر به معروف و نهی از منکر شده اند.
۴-  هیئت های امر به معروف و نهی از منکر: “و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر …” ‌(۱۳) در مرتبه چهارم گروههایی از مردم که این شایستگی را پیدا می کنند که دیگران را دعوت به خیر و صلاح می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند.
۵-  مجموعه امت: “کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله …” ‌(۱۴) در مرتبه پنجم نیز همه مردم موظف به انجام این فریضه الهی شده اند، براین اساس تمام آحاد افراد مؤمن و متدین مأمور به انجام این دو فریضه الهی هستند.
ج- امر به معروف و نهی از منکر از نگاه معصومین(ع)
اگر بررسی عمیق در مضامین آیات و روایات اسلامی و معارف دینی داشته باشیم کاملاً مبرهن است که بیانات معصومین(ع) ترجمان قرآن کریم و تفسیر آن است و هر دو از یک منبع سیراب می‌شوند. در این زمینه این دو فریضه‌ الهی را از منظر روایات معصومین(ع) مورد بررسی قرار داده و به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱-  قال رسول الله(ص): “… اذا لم یامروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنکر … سلط الله علیهم شرارهم فیدعوا عند ذلک خیارهم فلایستجاب لهم”‌(۱۵)
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: … زمانی که امر به معروف و نهی از منکر نکردند… خداوند متعال، بدترین و شرورترین آنها را بر آنان مسلط می کند، پس در این هنگام دعا می کنند ولی دعای آنان مستجاب نمی شود.
۲-  قال رسول الله(ص): “الا اخبرکم عن اقوام لیسوا بانبیاء و لا شهداء یغبطهم الناس یوم القیامه بمنازلهم من الله عز و جل، علی منابرهم من نور.   قیل: من هم یا رسول الله؟  قال: هم الذین یحببون عبادالله الی الله و یحببون الله الی عباده.  قیل: هذا حببوا الله الی عباده فکیف یحببون عبادالله الی الله؟   قال: یامرونهم بما یحب الله و ینهونهم عما یکره الله فاذا اطاعوهم احبهم الله”.‌(۱۶)
پیامبر اکرم(ص) در رابطه با اهمیت امر به معروف و نهی از منکر فرمودند: آیا شما را از کسانی خبر دهم که نه انبیا و نه شهدا هستند ولی مردم(انبیا و شهدا) به مقام و مرتبت و جایگاه آنان در پیش خدا که بر منبرهایی از نور هستند غبطه می خورند؟  سؤال شد: ای رسول خدا(ص) آنان چه کسانی هستنند؟  پیامبر(ص) فرمود: آنان کسانی هستند که بندگان خدا را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش می گردانند.  سؤال شد: معنای محبوب گردانیدن خدا در پیش بندگانش معلوم است اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا می گردانند؟  پیامبر(ص) در جواب فرمود: به چیزی که خداوند متعال دوست دارد دعوت می کنند و از چیزی که خداوند متعال بدش می آید نهی می کنند، پس هنگامی که بندگان خدا، او را اطاعت می کنند محبوب خدا می گردند و خداوند متعال آنان را دوست می دارد.
۳-  قال رسول الله(ص): “من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفه الله فی ارضه و خلیفه رسول الله و خلیفه کتابه”‌(۱۷)
رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا، پیامبر خدا(ص) و کتاب خدا در روی زمین است.
۴-    قال امیر المؤمنین علی(ع): “لاتترکوا الامر باالمعروف و النهی عن المنکر فیول علیکم شرارکم”.‌(۱۸)
امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید در غیر این صورت بدترین شما بر شما حاکم می شوند.
۵-    قال الحسین(ع): “… انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر…”. ‌(۱۹)
امام حسین علیه السلام در نامه معروفش به برادرش محمد حنفیه در باره فلسفه قیامش در فرازی می فرماید: من برای اصلاح امت جدم رسول خدا(ص) قیام کردم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم…
البته در این باره روایات متعددی وجود دارد که در این مجال نمی گنجد.
د- شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر
هدف عمده و اساسی در امر به معروف و نهی از منکر محقق شدن معروف و زدوده شدن منکر است. برای نیل به این هدف به نظر می رسد که باید به دنبال بهترین و مؤثرترین راهکارها و شیوه های عملی بوده باشیم که در این راستا موارد زیر پیشنهاد می گردد:
۱-  شیوه عملی: اولین و مؤثرترین شیوه در امر به معروف و نهی از منکر تبلیغ عملی است. یکی از مهمترین عوامل موفقیت پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) در ترویج و گسترش مکتب، توجه به این شیوه بوده است. پیامبر اکرم(ص) در اغلب کارها از قبیل کندن خندق، ساختن مسجد و برنامه های فرهنگی و اجتماعی و …. قبل از اینکه دیگران را تشویق به این کار کند خود پیشقدم می شد، همچنانکه امامان معصوم(ع) به این طریق عمل می کردند.
۲-  احترام به شخصیت افراد: دومین اصلی که در تأثیر امر به معروف و نهی از منکر در خور توجه است، احترام به شخصیت افراد می باشد. مرتکبان منکر تا وقتی که متجاهر به گناه نشده اند، و به طور آشکار خود را نیالوده اند محترمند و نباید به هتک حرمت آنها پرداخت.
۳-  ارشاد تدریجی: معمولا ما انتظار داریم کسانی که در گرداب منکرات غوطه ور شده اند یک دفعه آنها را از گرداب در آوریم و یک مسلمان ایده آل بسازیم؛ در حالی‌که تربیت امری تدریجی است و فضایل و رذایل هیچ‌کدام یک مرتبه در جان انسان‌ها به وجود نمی آیند. در حقیقت می توان گفت که از علل نزول تدریجی قرآن توجه به این نکته مهم است، چرا که قرآن کتاب تربیتی است و برای هدایت انسان‌ها به سوی کمال مطلوب نازل شده است.
۴-  نرمخویی و محبت: از شیوه های مهم و مؤثر در امر به معروف و نهی از منکر، نرمخویی و محبت است؛ خصلتی که موفقیت پیامبر(ص) بنا به تصریح قرآن کریم مرهون آن بوده است.
۵-  تشویق به ارزش‌ها:  یکی از امتیازات مکاتب الهی تشویق به خوبی‌ها و ارزش‌هاست. پیامبر مکرم اسلام(ص) از عامل تشویق در جهت پیشبرد اهداف استفاده‌های زیادی می‌کرد. برای کسانی که دو رکعت نماز برای خدا می‌خواندند جایزه تعیین می کرد.‌(۲۰)  پست‌های حساس سیاسی، فرهنگی و نظامی را به افراد لایقی می سپرد و به این ترتیب، امت را به نیکی و پاکی دعوت می فرمود. برای نمونه اسامه بن زید هجده ساله را به عنوان فرمانده لشکر منصوب فرمود و….
۶-  ایجاد فضای امر و نهی: شکی در این مسئله نیست که محیط هر چند نقش زیربنایی ندارد ولی در پرورش فضایل و رذایل نقش اساسی دارد. رسالت انبیا نیز مبتنی بر این اصل بود که محیط را به گونه‌ای آماده سازند تا خود مردم عدالت را بر پادارند:”لیقوم الناس بالقسط”.‌(۲۱) بنابراین پیامبر اکرم(ص) می فرماید: “کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته”.
۷-  برخورد عملی با مرتکبان منکر: به طور کلی اگر در کنار شیوه های گذشته این شیوه را مد نظر نداشته باشیم بدون شک امر به معروف و نهی از منکر بی نتیجه خواهد ماند.
ه- مراتب امر به معروف و نهی از منکر
۱-  مرحله انزجار قلبی: علمای اسلام برای امر به معروف و نهی از منکر مراتب و درجات و همچنین اقسامی قائل شده‌اند. اولین درجه و مرتبه نهی از منکر، هجر و اعراض یا انکار قلبی است و این در مواردی است که ما با شخصی که با او صمیمیت داریم قطع رابطه کنیم و نسبت به او سردی نشان دهیم و این برخورد، برای او تنبه تلقی شود، یعنی تحت یک زجر و شکنجه روحی قرار گیرد و این عمل ما در جلوگیری از کار بد او تأثیر داشته باشد؛ در غیر این صورت چه بسا فردی که از قطع رابطه ما استقبال کرده و او هم قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهای زشت برود در چنین مواردی این کار درست نیست.
۲-  مرحله زبانی: درجه دومی که علما و دانشمندان برای نهی از منکر ذکر کرده اند، مرحلة زبان است. چه بسا آن بیماری که دچار منکری است، به دلیل جهالت و نادانی و تحت تأثیر یک سلسله تبلیغات قرار گرفته است، احتیاج به مربی، هادی، راهنما و معلم دارد تا با او تماس بگیرد و با کمال مهربانی با او صحبت کند، موضوع را با او در میان بگذارد تا معایب و مفاسد را برایش تشریح کند تا آگاه شود و بازگردد.
۳-  مرحله عمل: مرحله سوم عمل است. گاهی طرف در درجه و حالی است که نه اعراض و هجران و نه زبان و بیان بر او تأثیر نمی‌گذارد. در اینجا باید از راه عمل وارد شد. وارد عمل شدن نه تنها به زور گفتن نیست، کتک زدن و مجروح کردن نیست، البته مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است که آن هم از شئون حکومت اسلامی است و شهروندان جامعه اسلامی از پیش خود حق اعمال این تنبیهات را ندارند. امر به معروف عملی این است که نباید تنها به گفتن قناعت کند و فکر کنیم همه چیز را گفتن درست می شود. گفتن، شرط لازم است ولی کافی نیست. باید عمل کرد و آنچه مربوط به شهروندان است برخورد عملی غیرمستقیم است. ‌(۲۲)

امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام
الف: فضیلت امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف برتر از جهاد
حضرت علی علیه السلام اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر را در مقایسه با جهاد در راه خدا این گونه بیان می فرمایند: همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست. همچنین امام علیه السلام در پاسخ به این شبهه که ممکن است بر اثر امر به معروف و نهی از منکر جان یا روزی کسی به خطر بیفتد می فرمایند:
امر به معروف و نهی از منکر نه اجل کسی را نزدیک می سازد و نه روزی او را کم می کند.
امر به معروف و نهی از منکر دو صفت الهی
حضرت علی علیه السلام در اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، آن دو را اوصاف الهی می شمارند: امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات پسندیده خداوند سبحان است و این دو مرگ کسی را نزدیک نمی کنند و روزی را نمی کاهند.
امر به معروف برترین اعمال
علی علیه السلام در تبیین اهمیّت مسأله امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند:
«امر به معروف با فضلیت ترین اعمال بندگان خداست» و در جای دیگر می فرمایند: هدف نهایی دین امر به معروف و نهی از منکر و بر پاداشتن حدود الهی است.
امر به معروف و نهی از منکر، نوعی از جهاد
از علی علیه السلام درباره ایمان سؤال کردند، آن حضرت فرمودند: ایمان بر چهار ستون صبر، یقین، عدل و جهاد استوار است، حضرت در ادامه و در معرفی بیشتر جهاد اضافه می کنند: جهاد که از پایه های اصلی ایمان است خود بر چهارگونه انجام می گیرد که دو صورت آن امر به معروف و نهی از منکر است… هر که امر به معروف را به جای آورد، با مومنان همراهی کرده و آن ها را نیرومند ساخته است و هر که نهی از منکر کند در حقیقت بینی منافقان و افراد دو رو را به خاک مالیده است.
ب: تشویق به امر به معروف و نهی از منکر
در موارد بسیاری علی علیه السلام مردم را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق فرموده اند؛ به عنوان نمونه به چهار مورد اشاره می شود:
دستور به اجرای امر به معروف و نهی از منکر
حضرت درمناسبت ها و موقعیت های گوناگونی از افراد می خواهند که این دو تکلیف را به جای آورند. از جمله می فرمایند: عمل کننده به نیکی و بازدارنده از شرّ و بدی باش. نیز می فرمایند: امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باش.
سبقت گیری در امر به معروف
مردم بیشتر در امور مادی نظیر کسب مقام و مال به رقابت می پردازند. علی بن ابیطالب علیه السلام به عنوان رهبری الهی که مسئولیّت نشان دادن راه های واقعی کمال را به عهده دارد راه صحیح سبقت گیری را این گونه بیان می کنند:
ای مردم اگربه ناچار می خواهید باهم رقابت کنید، پس چه بهتر که در برپایی حدود الهی و امر به معروف برهم پیشی گیرید و سعی کنید هر یک از شما بیشتر و بهتر از دیگری در این عرصه بکوشد.
اظهار رضایت از آمرین به معروف و ناهین از منکر
چون مردم مصر در مقابل ستم و فساد و تباهی ایستادگی کردند و از رهبران خود در خواست کردند که احکام الهی را رعایت کنند و از ستم خودداری کنند، این کار آن ها که مصداق کامل امر به معروف نهی از منکر، موجب خوشنودی علی علیه السلام شده بود. از این رو آن حضرت هنگامی که مالک اشتر را به عنوان استاندار مصر به آن سرزمین فرستادند، طیّ نامه ای که نوشتند از کار آن ها قدردانی کردند. حضرت در آن نامه فرمودند: این نامه از بنده خدا علی امیرالمؤمنین به سوی آن دسته از مردم مصر است که برای خدا به خشم آمدند، در آن هنگام که در زمین نافرمانی خدا می شد و حقّ خدا رعایت نمی شد و ستم در همه جا شایع بود و نه به معروف عمل می شد و نه از منکر و زشتی جلوگیری به عمل می آمد….
منع از ترک امر به معروف و نهی از منکر
شیوه دیگر از تشویق به رعایت تکلیف امر به معروف و نهی از منکر این است که گاه حضرت به جای امر مستقیم به اجرای این دو تکلیف از ترک این دو مهّم منع فرمودند و می گفتند: از پشت کردن به یکدیگر و ترک امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کنید.
ج: ترک امر به معروف… و آثار آن
تسلط بدکاران نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر
وقتی علی بن ابیطالب علیه السلام دربستر شهادت قرار گرفتند، به امام حسن و امام حسین علیه السلام سفارش های بسیاری درباره رعایت احکام و مقررات اسلامی و نحوه شرکت در فعالیت های اجتماعی کردند.از جمله مواردی که در آن سفارش ها به چشم می خورده توجّه به امر به معروف و نهی از منکر است: امام علیه السلام در قسمتی از این مطالب می فرمایند: از تشویق همدیگر به انجام کارهای شایسته و بازداشتن از ارتکاب کار زشت خودداری نکنید و بدانید که اگر این کار راترک کردید بدکاران بر شما مسلط می شوند. وقتی آن ها مسلط شدند هر اندازه دعا کنید دعای شما قبول نمی شود….
عذاب و لعنت و… نتیجه امر به معروف و…
در خطبه قاصعه علی علیه السلام هشدار می دهند و می فرمایند: خداوند سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نکرد مگر به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ یعنی افراد سفیه را که بی خردانه مرتکب گناه می شدند برای نافرمانی هایشان از رحمت خود دور ساخت و خردمندان و صاحبان اندیشه راهم به جهت ترک نهی از منکر دچار عذاب و لعن کرد.
از دست دادن نیروی تشخیص
از آثار بسیار خطرناک ترک امر به معروف و نهی از منکر آن است که قدرت تشخیص امور از انسان گرفته می شود. ابوجحیفة، از یاران مورد اعتماد علی علیه السلام می گوید: شنیدم که امیرالمومنین علیه السلام درباره امر به معروف و نهی از منکر می فرمودند: بر اثر دور ماندن از رحمت الهی اوّل چیزی که از آن محروم می شوید جهاد با دست است، سپس با زبان و بعد از آن جهاد با قلب هایتان است. آنگاه فرمودند:
کسی که حتی با قلبش به طرفداری از نیکی ها و مبارزه با منکرات برنخیزد، قلبش واژگون می شود یعنی توان تشخیص نیک و بد را از دست می دهد.
شکایت از تارکان امر به معروف و نهی از منکر
علی علیه السلام در ضمن خطبه ای دشمن ترین مردم را در نزد پروردگار عالم دو طایفه معرفی می کنند: دسته اوّل کسانی اند که به جهت نافرمانی خداوند، آن ها را به خودشان واگذاشته است. دسته دوّم گروهی اند که نادانی ها را در خودجمع کرده اند و افراد ناآگاه را گمراه می کنند.
آن حضرت در ادامه می فرمایند: به خدا شکایت می کنم از آن گروهی که با جهل و نادانی زندگی می کنند و در گمراهی می میرند. در نزد آن ها چیزی زشت تر از معروف و پسندیده تر از منکر نیست. اگر کتاب خدا را به صورت صحیح به آن ها ارائه کنید وقعی نمی نهند، ولی اگر در احکام خدا به گونه ای که با میل آن ها هماهنگ شود تحریفی انجام گیرد، آن را با اشتیاق می پذیرند.
ه : وضع امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزمان
حضرت امیر علیه السلام در یکی از خطبه ها، ضمن اخبار از حوادث بعد از خود می فرمایند: بعد از من روزگاری خواهد آمد که چیزی در آن پنهان تر از حقّ و آشکارتر از باطل نخواهد بود. و در شهرها چیزی زشت تر از کار نیک و زیباتر از اعمال زشت و منکر نخواهد بود.
و: فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و آثار آن
برای امر به معروف و نهی از منکر حکمت های بسیار نقل شده است اما آنچه در برخی از سخنان علی علیه السلام آمده است چنین است:
امر به معروف و نهی از منکر، مایه اصلاح عوام
علی بن ابیطالب علیه السلام در مورد حکمت امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: خداوند متعال فرماندادن به کارهای پسندیده را برای اصلاح عوام و سوق دادن آن ها به راه رستگاری و سعادت واجب کرد. همینطور نهی از منکر و باز داشتن از کارهای ناپسند را واجب فرمود تا از کارهای ناشایست و ارتکاب معاصی کم خردان جلوگیری شود.
موجب سلامت دنیا و آخرت است
امر به معروف و نهی از منکر درفرهنگ اسلامی (برخلاف نظر اغلب مردم که گمان می کنند پایبندی به این دو تکلیف ممکن است به مصالح دنیوی فرد ضرر داشته باشد) از جمله عوامل حفظ سلامت دنیا و حتی آخرت انسان هاست. علی علیه السلام در این باره می فرمایند:
هر که در او سه چیز وجود داشته باشد دنیا و آخرتش سالم خواهد بود: اوّل این که امر به معروف کند و اگر کسی او را به معروف امر کرد آن را بپذیرد. دوّم این که از کارهای زشت نهی کند و خود نیز از مرتکب شدن منکران بپرهیزد.
پابرجایی شریعت و توانمندی مومنان
از علل تشریع امر به معروف برپایی دین ذکر شده است. حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: استواری و برپایی دین نتیجه امر به معروف و نهی از منکر است. در جای دیگر می فرمایند: هر که امر به معروف کند، مومنان را تقویت کرده و پشت آن ها را محکم ساخته است و کسی که نهی از منکر کند بینی منافقان را به خاک مالیده است.
ز: مراتب امر به معروف و نهی از منکر
نهی از منکر به شکل های مختلف قابل اجراست و مراتب آن از جهت ثواب و ارزش با همدیگر متفاوتند. علی علیه السلام می فرمایند: گروهی از مردم با دست و زبان و قلب خود به مبارزه با منکرات می پردازند. این طایفه همه خصلت های نیک را در خود جمع کرده اند. گروهی تنها با زبان و قلب، و نه با دست، به مبارزه با منکر برمی خیزند که این طایفه به دو خصلت نیک تمسک جسته اند یکی را رها ساخته اند. گروهی دیگر تنها با قلب خود به مبارزه با منکر می پردازند و مبارزه با دست و زبان را وا می نهند. این گروه تنها به یک خصلت نیکو اکتفا کرده اند امّا دسته ای هم هستند که نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نمی کنند. این ها در حقیقت مردگان زنده نمایند.
ح: ذم آمران بی عمل
در یکی از خطبه های نهج البلاغه علی علیه السلام مردم را نصیحت می کنند و به آن ها از ناپایداری دنیا سخن می گویند و سفارش می کنند که وظایف خود را به طور دقیق انجام دهند در قسمتی از آن می فرمایند:
لَعَنَ اللّه ُ الامرینَ بِالْمَعْروُف التارِکیِنَ لَهُ وَ النّاهیِنَ عَنِ الْمُنْکَر الْعامِلیِنْ بِهِ
خدا لعنت کند کسانی را که امر به معروف می کند، ولی خود به آن پایبند نیستند و نهی از منکر می کنند، ولی خود مرتکب آن می شوند.
این کار نشانه گمراهی
امام علی علیه السلام می فرمایند: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی بار دارد که خود آن را ترک نمی کند.
نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید در پذیرش مسؤولیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد. این مطلب در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده و از مهم ترین مبانی تفکر سیاسی یک مسلمان به شمار می رود؛ چنان که از مهم ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.
قرآن کریم در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (توبه؛۷۱)
مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.
به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و به منزله یک پیکر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود که تخلف و انحراف یک فرد، در کل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان که یک بیماری واگیر در صورتی که معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.
·    پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در این زمینه می فرماید:یک انسان گنهکار در میان مردم،·     همانند فرد ناآگاهی است که با گروهی سوار کشتی شده و آن گاه که کشتی در وسط دریا قرار می گیرد،·     تبری برداشته و به سوراخ نمودن جایگاه خود می پردازد،·     هر کسی به او اعتراض می کند او در پاسخ می گوید: من در سهم خودم تصرف می کنم؛ به یقین این یک حرف احمقانه است. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند،·     طولی نمی کشد که همگی غرق می شوند.
معروف و منکر که دو مفهوم متقابلند، در لغت به معنای شناخته شده و ناشناخته می باشند؛ و در اصطلاح کارهایی که نیکی یا زشتی آن ها توسط عقل یا شرع، شناخته شده باشند، به ترتیب معروف و منکر نامیده می شوند.
به کارگیری لفظ معروف و منکر در امور مربوط به بایدها و نبایدهای دین، بدین لحاظ است که فطرت پاک انسانی با کارهای معروف آشنا و مأنوس و با زشتی ها و امور ناپسند، بیگانه و نامأنوس است.
بنابراین معروف ومنکر قلمرو وسیعی دارد و در محدوده عبادات یا یک سری از گناهان کبیره نمی گنجند. معروف شامل امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی، حقوقی، اقتصادی، ‌نظامی (همانند مرزداری و پیکار در راه خدا) سیاسی (مثل حضور در صحنه های انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن) و امور فرهنگی می شود و منکر نیز شامل منکرات اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اقتصادی (مانند کم فروشی و احتکار)، سیاسی (همانند جاسوسی و کمک به ضدانقلاب)، نظامی (نظیر فرار از جبهه و جنگ، عدم رعایت سلسله مراتب فرماندهی) و… می شود در مجموع می توان از معروف و منکر، به ارزش ها و ضد ارزش ها تعبیر نمود.

شرایط وجوب امربه معروف و نهی ازمنکر
۱٫    باید امر به معروف و نهی از منکر کننده بداند آنچه مکلف ترک نموده،۲٫     واجب و یا آنچه مرتکب گردیده از منکرات است و بر کسی که چنین علم و آگاهی از کار دیگری ندارد،۳٫     واجب نیست.
۴٫    باید آمر یا ناهی احتمال تأثیر دهد پس اگر مطمئن باشد که امر و نهیش مؤثر واقع نمی شود،۵٫     امر و نهی بر وی واجب نیست.
۶٫    لازم است امر و نهی کننده بداند که شخص بر گناهش باقی است پس اگر دانست که وی گناهش را ترک نموده و آن را تکرار نخواهد کرد،۷٫     امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست.
۸٫    برخورد با گنهکار ضرر و مفسده ای برای امرونهی کننده یا خویشان و برادران دینی اش نداشته باشد؛ مگر معروف و منکر از اموری باشند که شارع مقدس اهتمام ویژه ای نسبت به آن ها دارد؛ مانند حفظ اسلام و شعائر آن و امنیت جان و ناموس مسلمانان،۹٫     بنابراین اگر شعائر اسلامی یا جان عده ای از مسلمانان در معرض خطر و نابودی شد،۱۰٫     باید اصل اهم و مهم مورد توجه قرار گیرد و صرف ضرردیدن موجب سقوط وظیفه نمی شود.
اقسام امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر به دو قسم واجب و مستحب تقسیم می شود که عبارتند از:
۱٫    آنچه انجام آن از نظر عقل یا شرع لازم و واجب و یا ارتکابش از نظر آن دو،۲٫     زشت و قبیح باشد،۳٫     امر و نهی در موردشان واجب می گردد.
۴٫    هر کاری که انجامش از نظر عقل یا شرع خوب و مستحب یا ارتکابش از دیدگاه آن دو،۵٫     پسندیده نیست،۶٫     امر و نهیش مستحب است.
گفتنی است امر به معروف و نهی از منکر از واجبات توصلی است یعنی قصد قربت در آن شرط نیست؛ هر چند با داشتن قصد قربت از پاداش الهی نیز برخوردار خواهد شد.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر
نخستین و مؤثرترین روش برای دعوت دیگران به نیکی ها و بازداشتن از منکرات، آراستگی خود انسان به تقوی و اخلاق حسنه است.

صاحب جواهر از فقهای شیعه در این باره می نویسد:
آری، از بزرگ ترین افراد امربه معروف و نهی ازمنکر و والاترین و مؤثرترین آن ها، خصوصاً نسبت به زعیمان دینی این است که جامه کار نیک بپوشند و در کارهای خیر از واجب و مستحب پیشقدم باشند و جامه زشت کاری را از اندام خود دور کنند و نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل و از اخلاق زشت پاک سازند که این خود سبب مؤثر و کاملی است تا مردم، به معروف گرایش پیدا کرده و از منکر دوری گزینند… .
در فقه اسلامی سه مرحله برای این وظیفه مهم در نظر گرفته شده است. هر مرحله نیز خود دارای مراتب و درجاتی است و در صورت مؤثر بودن یک مرحله یا یک مرتبه، اقدام به مرحله یا مرتبه بعدی جایز نیست. آن سه مرحله عبارتند از:
·    اظهار تنفر قلبی: امرونهی کننده ناراحتی قلبی خود را از منکر واقع شده آشکار کند و به طرف بفهماند که منظورش از این کار،·     این است که وی معروف را انجام داده و یا منکر را ترک نماید. برای این کار چند درجه است از قبیل روی هم فشردن پلک های چشم و روی ترش کردن،·     روگرداندن،·     پشت کردن،·     ترک رفت و آمد و امثال این ها.
گفتنی است تنفر قلبی از گناه لازمه ایمان بوده و بر همگان واجب عینی است، گرچه توان هیچ گونه امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشند و آنچه به عنوان امر به معروف و نهی از منکر باید انجام گیرد، اظهار تنفر قلبی از گناه است.
·    امر و نهی گفتاری: امام خمینی (قدس سره الشریف) در این زمینه می نویسد: اگر بداند که از مرتبه اول امربه معروف و نهی ازمنکر نتیجه نمی گیرد،·     واجب است از مرتبه دوم استفاده کند،·     در صورتی که احتمال تأثیر بدهد و اگر احتمال دهد که با موعظه و زبان نرم،·     نتیجه حاصل می شود،·     نباید به مراحل بعدی تجاوز نماید. اگر بداند که مرحله قلبی اثر ندارد و بایستی با لحن آمرانه امر و نهی کند،·     باید همین کار را بکند در عین حال باید درجات تندی در گفتار را رعایت نماید.
·    استفاده از زور و قدرت: اگر دو مرحله قبلی کارآیی نداشته باشند؛ باید از زور و قدرت استفاده گردد،·     بدین معنا که با اِعمال فشار جلوی انجام گناهان گرفته شود و بین شخص و گناه مورد نظرش فاصله ایجاد گردد. در این مرحله نیز باید از مراتب سبک تر شروع کرد؛ اما در فرضی که بازداری از گناه متوقف بر کتک کاری و ایجاد جراحت و امثال آن باشد،·     باید با اذن فقیه جامع الشرایط انجام گیرد و در شرایط فعلی که نهادهای قانونی جمهوری اسلامی شکل گرفته،·     چنین کاری باید با اجازه نهادهای مربوط باشد.
گفتنی است آنجا که از فرد کاری ساخته نیست، باید امربه معروف و نهی ازمنکر به شکل جمعی و گروهی انجام گیرد. همچنین از تدابیر عملی نباید غفلت کرد یعنی باید دید چه طرح و رفتاری، مردم را نسبت به کار نیک تشویق می کند و یا از کار زشت باز می دارد و این به معنای دخالت دادن عقل و منطق، در اجرای قانون امربه معروف و نهی ازمنکر است؛ چرا که اسلام در شیوه های اجرایی این اصل مهم، آن را به عقل و تدبیر انسان وانهاده است تا از هر راه ممکن و مفید، ریشه منکرات را از جامعه برکند. برخلاف واجبات عبادی همانند نماز که شکل انجام آن نیز باید با تعبد به دستور شرع صورت پذیرد.

نتیجه امر به معروف و نهی از منکر
نتیجه این که امر به معروف و نهی از منکر همچون خون در پیکره دین جریان دارد و ضامن حیات اسلام است. خیزش و قیام مصلحان در جامعه‌ اسلامی نیز، بازتابی از عمل به این فریضه می باشد و اگر مصلحان بزرگی همچون امام حسین ـ علیه السلام ـ نمی بودند، ارزش های انسانی و الهی از بین رفته و اسلام قرن ها پیش توسط تبهکاران دفن شده بود، انقلاب اسلامی ایران، خود یکی از ثمرات و نتایج با ارزش این اصل در جنبه های سیاسی و حکومتی است که توسط مصلح بزرگ، امام خمینی(رحمة الله علیه) رهبری شده و به پیروزی رسید و هم اکنون به زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامی به راه خود ادامه می دهد.

تولی و تبرّی
قرآن کریم برای تنظیم روابط اجتماعی وسیاسی پیروان خود، ‌اصلی را به عنوان «تولّی و تبرّی» مشخص کرده و از آنان خواسته تا آن را پایه و محور تلاش ها و روابط خود با دیگران قرار دهند. به موجب این اصل هر فرد مسلمان باید در برابر صالحان و تبهکاران و در مقابل جریان های سیاسی، موضع گیری مناسبی اتخاذ نماید.

بزرگترین امر به معروف تاریخ
مردی به حضور امام باقر علیه السلام رسید و عرض کرد:« شما اهل بیت رحمت هستید. خداوند رحمت را مخصوص شما قرار داده است.»
امام علیه السلام فرمود:« همین گونه است. خدا را سپاس که ما هیچ کس را به گمراهی نمی‌افکنیم و از راه هدایت خارج نمی‌کنیم. دنیا به پایان نخواهد رسید تا این که خداوند، مردی از ما اهل بیت را برانگیزد که به کتاب خدا عمل می‌کند و از همه‌ی امور منکر نهی می‌نماید.
منابع:
۱-            آثارعلامه شهیدمرتضی مطهری
۲-            سلسله درسهای استادمحسن قرائتی



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
فال روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ماه ۹۰ 2011-06-01T08:21:52+01:00 2011-06-01T08:21:52+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1930 متولدین فروردین : شما اغلب اوقات آدمی‌هستید که قبل از اینکه فکر کنید اعمال تان چه تاثیری روی دیگران دارد دست به عمل می‌زنید. به هر حال امروز این کلمات شماست که دوستان تان را متاثر کرده و بیش از آنکه متوجه باشید به روابط تان لطمه می‌زند. اغراق کردن در این وضعیت یا کش دادن به حقایق تغییر یافته دیگر در این رابطه به شما کمک نمی‌کند. شما نمی‌توانید از واقعیت فرار کنید. پس بهتر است به خوبی از آغاز کار اهل عمل باشید. متولدین اردیبهشت : بلندپروازی شما بسادگی می‌تواند شما را از راه تان منحرف کند

متولدین فروردین : شما اغلب اوقات آدمی‌هستید که قبل از اینکه فکر کنید اعمال تان چه تاثیری روی دیگران دارد دست به عمل می‌زنید. به هر حال امروز این کلمات شماست که دوستان تان را متاثر کرده و بیش از آنکه متوجه باشید به روابط تان لطمه می‌زند. اغراق کردن در این وضعیت یا کش دادن به حقایق تغییر یافته دیگر در این رابطه به شما کمک نمی‌کند. شما نمی‌توانید از واقعیت فرار کنید. پس بهتر است به خوبی از آغاز کار اهل عمل باشید.

متولدین اردیبهشت : بلندپروازی شما بسادگی می‌تواند شما را از راه تان منحرف کند ولی شما قادرید که با تغییر مقداری از عوامل جایگزین شرایط خود را تغییر دهید. طبیعتا زندگی بسیار پیچیده است بنابراین سعی نکنید تا خود را حتی در جزیی ترین امور استاد بدانید و بخواهید که به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشید. فقط روی بخش‌های مهم تمرکز کنید.خوشبختانه بقیه چیزها به خودی خود حل خواهند شد.

متولدین خرداد : شما معمولا وقتی مجبور به بحث و جدل با کسی می‌شوید به خوبی می‌توانید از این موقعیت ناخوشایند فرار کنید اما امروز مریخ حساس با سیاره حاکم شما عطارد در اتصال است. شما می‌توانید در جستجوی دردسر باشید یا اینکه یک مخالفت و درگیری ساده را به یک موقعیت پیچیده و بسیار سخت تبدیل کنید. خود را قربانی این وسوسه نکنید؛ به خاطر اینکه مجبور می‌شوید  که رفتار ناخوشایند تان را اصلاح و حتی با وجود کسانی که با افکارتان مخالفند مجبور می‌شوید همکاری کنید.

متولدین تیر : ممکن است شما روزتان را با یک رفتار و حالت آسان گیر و بی قیدانه شروع کنید اما همچنان که روز پیش می‌رود می‌بینید که شرایط چقدر سخت و دشوار می‌شود. شما اکنون قصد تغییر و تحول را ندارید اما یک موقعیت دشوار به توجه فوری شما بستگی دارد. دوستان تان شیفته توانایی شما برای درک یک موضوع پیچیده هستند و همه شان از درک استوار شما از واقعیت‌های امروز شگفت زده هستند. جلو بروید و رهبری را بدست بگیرید اما بیش از حد سخت گیری نکنید.

متولدین مرداد : با وجود اینکه ممکن است در حال تجربه جدال درونی سختی بین عقل و قلب تان باشید احتمالا تصمیم خواهید گرفت که احساسات خود را نادیده بگیرید. شاید شما بدرستی اعتقاد داشته باشید که افکار معقول در نردبان تکامل زندگی بر احساسات برتری دارد. اما واقعیت  این است که عقل و منطق به هیچ وجه بر عشق و علاقه برتری ندارد.این جنگ درونی خود را کنترل کنید و سعی کنید در حالیکه در جستجوی تعادل در زندگی تان هستید از آن برای ایجاد کانال های ارتباطی استفاده کنید.

متولدین شهریور : سیاره حاکم شما عطارد می‌تواند شما را فریب دهد تا فکر کنید که امروز به طرز خاصی باهوش و درایت شده‌اید با این حال نمی‌توانید از میدان موانع که در سر راه شما قرار دارد فرار کنید؛ این یک زمان دگرگون کننده است. شما باید تصمیم بگیرید که آیا به جلو بروید یا سر جای خود بمانید یا اینکه آیا می‌خواهید که عوامل جایگزینی که می‌تواند تغییرات مهمی در زندگی تان بدهد را بررسی کنید. الان وقتش است؛ ذهن تان را سر  و سامان دهید و حرکت کنید.

متولدین مهر : امروز واقعا سخت است که تعادل را در زندگی خود دوباره برقرار کنید به خاطر اینکه ممکن است احساس کنید بسیار سخت است که بلاخره “بله” یا “نه” بگویید! شما مایلید که از حاشیه بیرون بروید تا بتوانید در متن زندگی محدودیت‌هایی برای خود ایجاد کنید اما شاید برای تان سخت باشد که ازآن قوانین پیروی کنید. تنها راهی که می‌توانید واکنش دنیا و کائنات را نسبت به تصمیمات تان امتحان کنید این است که “خلاق و مبتکر” باشید. این کار آنقدرها که به نظر می‌رسد سخت و دشوار نیست؛ فقط زمان لازم دارید تا راه خود را پیدا کنید.

متولدین آبان : امروز زمان خوبی است که در میدان زندگی حاضر شوید و موقعیت دشواری را که پیش آمده به جای اینکه از آن فرار کنید تحت کنترل خود درآورید. درباره اتفاقاتی که در حال وقوع است بیندیشید؛ و بعد بر مبنای تجزیه و تحلیل‌های خود عمل کنید. طبیعتا شما آدم بسیار محتاطی هستید که هر کدام از افکار خود  را اندازه گیری می‌کنید. به هر حال اکنون الان آماده‌اید که به درون استخر”کار” بپرید بدون اینکه ببینید آیا آب درون آن هست یا نه! خود را از احساسات تان جدا نکنید به خاطر اینکه آنها چیزهای زیادی دارند که به شما یاد دهند.

متولدین آذر : ممکن است امروز آنقدر مستبد و خود رأی باشید که سهوا یکی از نزدیکان خود را عصبانی کنید. شما فکر می‌کنید که آماده اید که احساسات خود را با هر کسی تقسیم کنید به خاطر اینکه شما ادعا می‌کنید که فقط گفتن حقیقت آسان تر است. اما حقیقت این است که وقتی زمان این کار فرا می‌رسد شما اولین کسی هستید که از آن فرار می‌کنید. به یاد داشته باشید اگر بخواهید احساسات خود را به عنوان رازی در قلب تان پنهان کنید هیچ اتفاقی نمی‌افتد!

متولدین دی : ‌سیاره حاکم شما کیوان امروز روابط شما را مهار می‌کند و زمانیکه شما در حال صحبت با تحکم هستید لحن شما را آرام می‌کند. ممکن است شما با همه این موضوعات درگیر باشید با این حال تلاش‌های بی پایان شما حتما نتیجه خواهد داد. قوانین بازی را تغییر دهید تا انرژی تان نیز متحول شود. قدرت در دستان شماست تا با سخنان الهام بخش‌های خود رویاهای دیگران را پرورش دهید. فقط تعهد نکنید همه آن رویاها را یکباره تحقق می‌بخشید.

متولدین بهمن : موضوعی در زندگی شما وجود دارد که هیچ کس از آن خبر ندارد شاید یک نگرانی راجع به یک رابطه شخصی باشد. اگر شما یک شریک آرام و ساکت در محل کار دارید زمان بسیار خوبی است که قراردادها و بعضی تغییرات را دوباره بررسی کنید.آنقدر صبر نکنید تا دیر شود؛ همین امروز با یک دوست مورد اعتماد مشورت کنید زمانیکه فرصت دارید تا در محیطی بدون استرس آن را انجام دهید.

متولدین اسفند : نیمه مهربان تر و آرام تر شما مشتاقانه این تعطیلات آخر هفته ظاهر خواهد شد در حالیکه صدای شما ممکن است اکنون بسیار قوی و موثر باشد که زمانیکه دارید کسی را به خود نزدیک می‌کنید او را ناخواسته بترسانید. خوشبختانه می‌توانید از ایجاد این مسئله ناخوشایند بوسیله توجه و احتیاط در همه واکنش‌های تان جلوگیری کنید. امروز خویشتن داری می‌تواند به نفع شما باشد پس هر آنچه که انتخاب کرده اید تا با دیگری تقسیم کنید را دست کم نگیرید.



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
آپدیت nod32 روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۹۰ 2011-06-01T08:18:41+01:00 2011-06-01T08:18:41+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1931 Username: EAV-43826654 Password: 437d25scx7 Username: EAV-44119993 Password: ab6t8fud6v Username: EAV-44418130 Password: jfnpjcnc26 Username: EAV-44616882 Password: 7khrrmje3f Username: EAV-44662873 Password: xrpb44jkfp Username: EAV-44662880 Password: uxx6jdfubn Username: EAV-44662889 Password: jhkb2adkkh Username: EAV-44679941 Password: xe24rxf4u8 Username: EAV-44695913 Password: 4m2fj7hbmd Username: EAV-44702266 Password: c6mu7m7uu8 Username: EAV-44770006 Password: j528dtaucd Use

Username: EAV-43826654
Password: 437d25scx7

Username: EAV-44119993
Password: ab6t8fud6v

Username: EAV-44418130
Password: jfnpjcnc26

Username: EAV-44616882
Password: 7khrrmje3f

Username: EAV-44662873
Password: xrpb44jkfp

Username: EAV-44662880
Password: uxx6jdfubn

Username: EAV-44662889
Password: jhkb2adkkh

Username: EAV-44679941
Password: xe24rxf4u8

Username: EAV-44695913
Password: 4m2fj7hbmd

Username: EAV-44702266
Password: c6mu7m7uu8

Username: EAV-44770006
Password: j528dtaucd

Username: EAV-44770007
Password: vb8ddka44t

Username: EAV-45230137
Password: mv2mux7rbb

Username: EAV-45230143
Password: rkerh7tjtu



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
ازدواج 2011-05-31T21:05:10+01:00 2011-05-31T21:05:10+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1926 ازدواج از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: ۱ – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است. تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(۱) قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج می‌فرماید:

ازدواج
از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از:
۱ – رسیدن به آرامش:
در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.
تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(۱)
قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج می‌فرماید: «و یکی (دیگر) از نشانه های خدا این استکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش پیدا کنید»(۲) خداوند در این آیه و آیه ۱۸۹ اعراف، ضمن آن که حقیقت زن و مرد را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ آفرینش بین آن‌ها قایل نشده، آرامش خاطر و روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفی کرده است.
۲ – بقای نسل:
یکی از اهداف جانبی ازدواج، فرزند آوری و بقای نسل است.
امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت های انسان می داند(۳). امام صادق(ع) یکی از معیارهای مهم در انتخاب همسر را توان زاییدن فرزند بسیار معرفی می‌کند (۴).
۳ – پاسخ به ندای فطرت:
ازدواج پاسخی است خداپسندانه به ندای فطرت زیرا خداوند وجود انسان غریزه جنسی را قرار داده است.
۴ – حفظ عفت:
از هدف مهم ازدواج، حفظ پاکدامنی زنان و مردان و جلوگیری از لغزش‌های گوناگون است، زیرا ازدواج تنها راه ارضای طبیعی تمایل جنسی است،از این رو پیامبر(ص) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده، پس باید در نیم دیگر از خدا بترسد
دلایل ازدواج
نیاز قبل از ازدواج چیست؟؟
یادمان نرود ، محبوب‏ترین بنیان‏ها نزد خداوند ، بنیان خانواده است و ازدواج ، سنت پیامبر(ص) است و کسی که از آن روی گرداند ، از او نیست . هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه دیدار کند ، با داشتن همسر به دیدارش برود …

در روایات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصی نگاه می‏کرد و از او خوشش می‏آمد ، می‏فرمودند : «شغلی هم دارد؟». اگر می‏گفتند نه ، می‏فرموند : «از چشمم افتاد» . عرض می‏شد : چرا ای رسول خدا؟ می‏فرمود : «زیرا اگر مؤمن، شغل و حرفه‏ای نداشته باشد ، دین خود را وسیله امرار معاش می‏کند .» ۱ و در جای دیگر فرموده‏اند : «هر گاه کسی ازدواج کند، نصف دین را کامل می‏کند و برای حفظ نصف دیگر باید تقوای خدا را پیشه کند و اهل و عیال اختیار کنید؛ زیرا که این کار، روزی شما را زیاد می‏کند ».۲
اگر به این احادیث دقت کرده باشید ، متوجه اهمیت و ارزش این دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهید شد ، و به جایگاه آنها پی خواهید برد . آیا واقعا به این موضوع فکر کرده‏اید که اگر شغلی مناسب در اختیار نداشته باشید ، از چشم بزرگ‏ترین شخصیت دنیا و اسلام افتاده‏اید ، یا با نداشتن همسر، نصف دین خود را کامل نکرده‏اید؟!
امروزه به دلیل تراکم جمعیت و مسائل اقتصادی و فرهنگی ، با مشکل کار، مواجه هستیم و بی‏کاری ، سن ازدواج را در بین جوانان افزایش داده است .
شاید در دانشگاه با دروسی که نقش پیش واحد را برای واحدهای دیگر بازی می‏کنند ، برخورد کرده‏اید. اگر این پیش واحد، پاس نشود ، نمی‏توانید درس مورد نیاز ترم بعد را گرفته و پاس کنید ، کار هم دقیقا نقش پیش واحد را برای ازدواج بازی می‏کند . اگر شخص ، شغل مناسبی در اختیار نداشته باشد به ندرت می‏تواند خانواده‏ای تشکیل دهد و از عهده مخارج آن برآید .
در این جا به اهمیت این جمله گذشتگان می‏رسیم که: «کار ، جوهره مردان را می‏سازد. » اگر در بین جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشید ، می‏بینید که کار و یا شغل درآمدزا برای آنان از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است، و اگر به این هدف عمده و مهم خود دست نیابند ، با مشکلات فراوانی از جمله مشکلات اقتصادی و حتی مشکلات روحی ـ روانی نیز روبه رو می‏شوند .
اما نمی‏توان صرفا به دلیل نداشتن کار یا شغل مناسب ، امر مهم ازدواج را نادیده گرفت و معیارهای مهم دیگر را فراموش کرد و نیاز به داشتن زندگی مشترک را فقط به دلیل نداشتن کار ، کنار گذاشت . همان طور که در احادیث دیگر دیده‏ایم ، به فرموده پیامبر(ص) : بی همسران را همسر دهید ، زیرا با این کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نیکو و روزی‏شان را زیاد می‏کند و به جوان‏مردی شان می‏افزاید. از این نکته بر می‏آید که به واسطه امر مهم ازدواج ، خداوند ، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسیله روزی است) ، یاری می‏کند .
حدیث در مورد ازدواج
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.
مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴٫
قال الامام الصادق علیه السلام:
من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل – یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می‏کند.
من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱
۳٫ ازدواج رحمت است

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:
یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می‏شود:
۱- موقع بارش باران.
۲- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می‏نگرد.
۳- هنگام گشوده شدن در کعبه.
۴- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.
بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اکثر اهل النار العزاب.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند.
من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱
فصل دوم: وظیفه توانگران

۵٫ تلاش در ازدواج بی همسران

عن الصادق علیه السلام قال:
من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت‏خداوند به آنان نظر لطف می‏کند.
وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵
۶٫ در سایه عرش

قال موسی بن جعفر علیه السلام:
ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:
۱-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.
۲- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)
۳-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.
وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶
۷٫ منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:
اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:
من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:
۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.
۲- کسی که غم از دلی برگیرد.
۳- کسی که برده‏ای را آزاد کند.
۴- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.
وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶
۸٫ بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
از بهترین شفاعتها، شفاعت‏بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.
تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص

پس در این زمینه بدون تردید ، کار ، مقدمه‏ای برای ازدواج است . اما شاید شما هم که به کرّات دیده‏اید که در جامعه‏ای که در آن زندگی می‏کنید ، به ویژه شهرهای صنعتی بزرگ، دارای چنین ویژگی هستند که خانواده‏های ساکن در این شهرها ، زمانی که مسئله ازدواج مطرح می‏شود ، اکثریت آنها از پول زیاد به عنوان ملاک اصلی برای ازدواج یاد می‏کنند و همان طور که پول فراوان، منوط به داشتن شغل پول ساز است ، بنا بر این ، سختگیری این خانواده‏ها به شغل افراد می‏رسد . یعنی دیگر داشتن شغل مناسب، کافی نیست ، بلکه داشتن شغلی درآمدزا آن هم به مقدار فراوان، مورد تأیید این خانواده است . در صورتی که من معتقدم و شاید شما هم موافق باشید که به قول قدیمی‏ها: « پول، خوش‏بختی نمی‏آورد».
درست است که برای تأمین اکثر نیازهای بشریت، پول مهم است، اما همه آن نیست . حتی این که پول فراوان، ممکن است سودی نداشته باشد که هیچ ، بلکه درد سر آفرین نیز شود . پس توصیه ما این است که در امر خطیر ازدواج (که از جانب خداوند و پیامبرانش این گونه بر آن سفارش شده است) ، کمی از سختگیری‏ها بکاهیم و با دقت و به آسانی به آن بنگریم ، و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نیازهای یک خانواده ، خود را قانع کنیم ، تا بدین گونه، شرایط ازدواج را برای کسانی که شغل مناسب دارند مهیا سازیم. فکر می‏کنم اگر این گونه بیندیشیم ، دیگر خبری از افزایش سن ازدواج در میان جوانان نباشد!
یادمان نرود ، محبوب‏ترین بنیان‏ها نزد خداوند ، بنیان خانواده است و ازدواج ، سنت پیامبر(ص) است و کسی که از آن روی گرداند ، از او نیست . هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه دیدار کند ، با داشتن همسر به دیدارش برود
تصورات غلط در مرد ازدواج
در جـامـعه مـا بـرخـی عـوامـل اجـتـماعی و عقیدتی باعث
گردیده دربـاره پـدیـده ازدواج تـصـوراتـی اشتـبـاه در اذهــان
عـمومی شـکـل گیـرد کـه همـیـن امـر سبب میگردد افــراد
با توجه به همین تصورات اقدام به ازدواج نمـوده و یــا از آن
امتناع ورزیده و در این راستا دچار مشکلاتی گردند. اکنون
به ۹ مورد از این اشتباهات بـهـمراه واقعـیـتهای آنها اشاره
میکنیم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تصور غلط: ازدواج منافع بیشتری برای مردان دارد تا زنان.

حقیقت: پژوهشهای اخیر نشان داده اند که هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه یک میزان منتفع میگردند. هم مردان و هم زنان هنگامی که ازدواج میکنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غنی تر زندگی کرده و طول عمرشان نیز بیشتر می شود. الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتی منفعت بیشتر و زنان از لحاظ مالی بیشتر منفعت کسب میکنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل آنهـا را بـه یـکدیـگر نزدیـکتـرکـرده، و مـیــزان خوشبختی زناشویی آن دو را افزایش میدهد.
حقیقت: بسیاری از بررسـی ها نـشانـگر آن اسـت کـه ورود نـخسـتـین کودک به زندگی زوجین سبب دورتر شدن مرد و زن از یکدیگر شده و اسـتـرس بیـشـتری بـر زنـدگیـشـان تحمیل می گردد. هر چند که زوجهای صاحب فرزند نرخ طـلاق کمتری نسبت به زوجهای فاقد فرزند دارا میباشند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۳
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تصور غلط: راه حلهای کامیـابـی دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالی و عشق رومانتیک میباشد.
حقیقت: بیش از شانس و عشق،عـلل مهمتری که سبب موفقیت در زندگی زناشویی میگردد تعهد و دوستی و همدلی میباشد. یـک زوج موفق اینگونـه از ازدواجشـان سـخن بمیان می آورند: دستیابی به زندگی مـطلوب مسـتـلزم فـداکاریها، از خود گذشتگیهای زیـاد و تـلاش بســیار بوده و تعهد به یکدیگر و نهاد خانواده مبنا و اساس آن می بـاشـد. خوشبخت ترین زوجها، دوستانی می بـاشـنـد کـه زنـدگیـشان را بـا یـکدیـگر بـه اشتراک گذاشته و ارزشها و منافع یکسان و همسویی دارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: هر مقدار زن تحصیل کرده تر باشد، احتمال آنکه وی ازدواج کند کمتر است.
حقیقت: بررسی های اخیر نشان دهنده آن است کـه احــتمال آنکه زنان فارغ التحصیل دانشگاهی ازدواج کنند از همردیفان فاقد تحصیلات دانشگاهی آنها بیشتر میباشد.

احادیثی در مورد ازدواج
رسول خدا (ص) :
۱٫ وقتی کسی که خلق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می آید , به او  زن دهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۳۰)
۲٫ بهترین ازدواج ها آنست که آسان انجام گیرد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۵۰۷)
۳٫ وقتی خداوند خواستگاری زنی را به دل کسی انداخته باشد , مانعی نیست که او را بنگرد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۸۵)
۴٫ وقتی اشخاص همشأن برای خواستگاری پیش شما آمدند ؛ دختران خود را شوهر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید. (نهج الفصاحه ، ح ۱۹۳)
۵٫ اگر کسی زنی را خواستگاری کرد و موی خود را رنگ می بندد باید به او خبر دهد که موی خود رنگ می بندد. (نهج الفصاحه ، ح ۲٫۲۰۲)
۶٫ عقد نکاح را محکم کنید و آن را علنی سازید. (نهج الفصاحه ، ح ۳۱۳)
۷٫ بوسیله زناشویی روزی بجویید (نهج الفصاحه ، ح ۴۸۱)
۸٫ زناشویی (ازدواج) کنید که من از فزونی شما تفاخر می کنم. (نهج الفصاحه ، ح ۵۶۸)
۹٫ ازدواج کنید تا عده شما بسیار شود ,زیرا من در روز رستاخیز به فزونی شما بر امتهای دیگر افتخار می کنم. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۷۹)
۱۰٫ زن برای دین و مال  و جمالش گیرند , زن دین دار بجویید . (نهج الفصاحه ، ح ۸۲۲)
۱۱٫ خداوند مردانیرا که مکرر زن بگیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد. (نهج الفصاحه ، ح ۷۱۴) (مذموم بودن تکرار ازدواج )
۱۲٫ سه چیز است که جدی آن جدی است و شوخی آن نیز جدی است , نکاح , طلاق , رجوع (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۵۴)
۱۳٫ سه چیز است که شوخی در آن روا نیست , طلاق , نکاح , آزاد کردن بنده (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۶۳)
۱۴٫ زنانی که بی حضور شاهد شوهر می کنند ؛ زناکارند (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۱۲)
۱۵٫ هر که زن گیرد به این منظور که از محرمات برکنار ماند ؛ بر خدا لازم است که او را یاری کند. (نهج الفصاحه ، ح ۱۳۹۶)
۱۶٫ زن مهربان و بچه آور بگیرید که من به فزونی شما بر سایر پیغمبران افتخار می کنم. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۴۴)
۱۷٫ زن بگیرید که من به کثرت شما بر سایر ملل افتخار می کنم و مانند مسیحیان راه رهبانیت پیش نگیرید. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۴۵)
۱۸٫ زیبای عقیم را بگیرید و با سیاه بچه آور ازدواج کنید که من روز رستاخیز به فزونی شما بر سایر امت های دیگر تفاخر می کنم. (نهج الفصاحه ، ح ۱۵۷۰)
۱۹٫ با زن پیر و نازا ازدواج نکنید که از فزونی شما بر امت های دیگر تفاخر می کنم. (نهج الفصاحه ، ح ۲۴۵۴)
۲۰٫ زن بگیرید و طلاق مدهید زیرا خداوند مردانی را که مکرر زن بگیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند ؛ دوست ندارد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۴۶)
۲۱٫ زن بگیرید و طلاق مدهید زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۴۷)
۲۲٫ خدا چیزی را حلال نکرده که نزد وی از طلاق دشمن تر باشد. (نهج الفصاحه ، ح ۲۶۰۹)
۲۳٫ برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید , زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند می آورند. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۳۲)
۲۴٫به اشخاص همشان زن بدهید و از اشخاص همشان زن بگیرید و محل نطفه های خود (زنان خود) را به دقت انتخاب کنید. (نهج الفصاحه ، ح ۱۷۰۵)
۲۵٫ زنرا برای چهار چیز گیرند : مال ؛ شرف , جمال و دین ؛ و تو زن دین دار بجوی (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۸۳)
۲۶٫ برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهی رنگ زشتی است. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۳۳)
۲۷٫ زن بگیرید که زنان توانگری می آورند. (نهج الفصاحه ، ح ۱۱۴۳)
۲۸٫ از جمله بهترین وساطت ، وساطت در میان دو کس در کار زناشویی است. (نهج الفصاحه ، ح ۳۰۷۳)
۲۹٫ دو رکعت نماز کسی که زن دارد ، بهتر از هشتاد و دو رکعت نماز عَزَب (مجرد) است. (نهج الفصاحه ، ح ۱۶۷۰)
۳۰٫ دو رکعت نماز شخص زن دار بهتر از هفتاد رکعت نماز عزبست. (نهج الفصاحه ، ح ۱۶۷۱)
۳۱٫ هر که زن بگیرد یک نیمه ایمان خویش را کامل کرده ، از خدا درباره نیم دیگر بترسد. (نهج الفصاحه ، ح ۲۹۳۶)
۳۲٫ هر که را خدا زنی (همسر برای عصر امروز) پارسا داده ، وی را بر نصف دین خویش یاری کرده و باید درباره نصف دیگر آن از خدا بترسد.
(نهج الفصاحه ، ح ۳۰۱۶)
۳۳٫ هر جوانی در آغاز جوانی زن بگیرد ، شسطان وی بانگ برآورد ، وای بر او ، دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت. (به شرط رعایت آداب همسرداری) (نهج الفصاحه ، ح ۱۰۳۴)
۳۴٫ سه کار است که هر کس به اعتماد خدا و به انتظار ثواب کند ، بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد : هر کس در آزاد ساختن خود به اعتماد خدا و به امید ثواب بکوشد بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد و هر که به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد و هر که با اعتماد به خدا و به امید ثواب زمین بایری را آباد کند بر خدا لازم است که ویرا یاری کند و به او برکت دهد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۷۲)
۳۵٫ سه کسند که یاری آنها بر خدا لازم است : آن که در راه خدا جهاد کند و بنده ای که برای آزادی خود قرارداد بسته و می خواهد قیمت آن را بپردازد و کسی که به منظور عفت زن بگیرد (ازدواج کند)  (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۱۹)
۳۶٫ بهترین مهر ها آن است که سبک تر باشد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۴۸۹)
۳۷٫ نشانه میمنت زن این است که خواستگاریش آسان و مهرش سبک باشد. (نهج الفصاحه ، ح ۹۲۹)
۳۸٫ بهترین زنان امت من کسانی هستند که رویشان نکوتر و مهرشان کمتر باشد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۵۳۳)
۳۹٫ بهترین زنان آن است که مهرش سبک تر باشد. (نهج الفصاحه ، ح ۱۵۳۶)
۴۰٫ زن به اظهار نظر در کار خویش بر ولی ّ خویش مقدم است و دوشیزه نیز پدرش باید درباره کارش از او اجازه بگیرد و اجازه او سکوت است. (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۹۷)
۴۱٫ هر که زنی گیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد ، هنگام مرگ چون زناکاران بمیرد و هر کس چیزی از مردی بخرد و در خاطر داشته باشد که قیمت آن را نپردازد هنگام مرگ چون خائنان بمیرد و خائن در آتش است.
ازدواج یعنی خداحافظ زندگی
علل فرار جوانان از ازدواج

نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی می‌کند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد. این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
از طرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایده‌آل‌ها و تصویری که دختران و پسران از  آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارت‌اند از:
ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهه‌های اخیر، در الگوهای رفتاری خانواده‌ها، تحوّل جدّی‌ای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانواده‌ها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهم‌ترین مسائلی است که خانواده‌ها توجّه بیشتری به آن مبذول می‌دارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصت‌ها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد.
بسیاری از جوانان می‌اندیشند که تأمین هزینه‌های گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجاره‌خانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمی‌توان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج می‌گریزند.
در پژوهش آماری صورت‌گرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کرده‌اند(۱) و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورت‌گرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانواده‌های دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد می‌کنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میان‌سالِ شاغل در ایران، با چند سال پس‌انداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمی‌آید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین می‌نماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.

تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوج‌های جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز می‌گردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش می‌دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت می‌کند.

۲ . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب می‌کند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.(۲)
خانواده‌ها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمی‌توانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.

۳ . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج می‌دهند ، نمی‌توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا می‌گذارند و حاضر به ازدواج نمی‌شوند.
وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسب‌تر نمی‌شود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر می‌دهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه می‌سازد.
۴ . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطه‌ای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کم‌رنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده می‌کنند(۳) و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمی‌گذارد ، خود زمینه‌ساز فرار دختران و پسران از ازدواج می‌شود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
۵ . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواسته‌ها و نیازهای آنان می‌شود و از این رو، ترجیح می‌دهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادی‌های فردی می‌دانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمی‌شوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیه‌گاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمی‌تواند جای آن را بگیرد.
فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمی‌توان سرکوب کرد.  به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجه‌اند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگه‌داشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میان‌سال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزند‌خوانده‌ها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بی‌فرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
قلمرو و محدودیت آسیب پذیری جوانان 2011-05-31T21:01:18+01:00 2011-05-31T21:01:18+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1927 قلمرو و محدودیت آسیب پذیری جوانان بسیاری از صاحب نظران علوم انسانی، فرهنگ را اساس و شالوده هر جامعه ای می دانند که در پرتو آن شاخص های دیگر جامعه در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معنا و مفهوم و تشخص پیدا می کند. از سوی دیگر در عصر حاضر اولویت اول در سیره عملی و رفتاری قدرت های استکباری، به جای تسخیر سرزمین، تسخیر باورها و اذهان مردم و درنهایت تسلط بر فرهنگ آنان است. بدین لحاظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی درواقع دو راهبرد حیاتی برای حفظ هویت و کیان نظام جمهوری اسلامی و مقابله با دشمنان است که

قلمرو و محدودیت آسیب پذیری جوانان
بسیاری از صاحب نظران علوم انسانی، فرهنگ را اساس و شالوده هر جامعه ای می دانند که در پرتو آن شاخص های دیگر جامعه در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معنا و مفهوم و تشخص پیدا می کند. از سوی دیگر در عصر حاضر اولویت اول در سیره عملی و رفتاری قدرت های استکباری، به جای تسخیر سرزمین، تسخیر باورها و اذهان مردم و درنهایت تسلط بر فرهنگ آنان است. بدین لحاظ اتحاد ملی و انسجام اسلامی درواقع دو راهبرد حیاتی برای حفظ هویت و کیان نظام جمهوری اسلامی و مقابله با دشمنان است که در این شرایط باید در اولویت قرار گیرد. نوشتار حاضر در مقام تبیین فرهنگ و هویت ایرانی و اسلامی برآمده که از بدو پیروزی انقلاب مورد هجوم همه جانبه دشمنان قرار گرفته است. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
معنای لغوی فرهنگ
کلمه فرهنگ همچون سایر کلمات در ادبیات کشورها، دارای معنای خاص خود است. فرهنگ در ادبیات فارسی به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم است.
فرهنگ، واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء «فر» به معنای پیش و «هنگ» است که به مفهوم کشیدن و قصد و آهنگ می باشد و از فرهیختن اشتقاق یافته است، که در معنای گوناگونی، مانند دانش، دانایی، خرد، معرفت، حرفه و هنر، ادب و… به کار رفته است و در اصطلاح ماهیت، هویت و موجودیت یک ملت را فرهنگ می نامند.
تعریف فرهنگ
فرهنگ مقوله ای بسیار گسترده است، از این رو جامعه شناسان، مردم شناسان، اقتصاددانان توسعه و سیاستگذاران و برنامه ریزان فرهنگی درباره تعریف جامع و کامل آن اتفاق نظر ندارند و هر یک تعریف خاص از آن ارایه داده اند.
در یک تعریف ساده، از فرهنگ به عنوان میراث ملی یاد شده است. یک تعریف دیگر آن است که فرهنگ مجموعه پیچیده ای متضمن معلومات، معتقدات، هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، قابلیت ها و عادات مکتسبه انسان ها می باشد.
فرهنگ عامل سازنده هویت فردی و اجتماعی جامعه و منشاساز و کارها و سرمایه های مادی و معنوی یک ملت در سیر تکاملی و تاریخی محسوب می شود.
دشمن با توجه به شناخت از کاربرد و ماهیت فرهنگ با استفاده از ابزارهای متنوع و فن آوری های نوین ارتباطات با مبانی انسا ن شناختی و جامعه شناختی لائیسم و سکولاریزاسیون جوهره فرهنگ دین محوری را مورد تهاجم قرار می دهد.
درواقع یکی از بزرگترین بحران هایی که در جوامع اسلامی و جامعه ایران وجود دارد عبارت است از: بحران هویت که از طریق تکنولوژی جدید و وسایل ارتباطی نوین با قدرت فراگیر و یکپارچه خود تولید نوعی جهانی سازی فرهنگی را اشاعه می دهد و موجب بی ثباتی فرهنگی می گردد. بنابراین، فرهنگ به مجموعه دارایی های مادی و معنوی یک ملت اطلاق می شود. از دیدگاه جامعه شناسی، تمامی انسان ها دارای فرهنگ هستند. از این رو فرهنگ، امری اجتماعی و مبتنی بر روابط اجتماعی انسان هاست و چنین است که فرهنگ برای انسان و جامعه انسانی، امری لازم و حیاتی است و زندگی انسان بدون آن دچار اختلال می شود.
براساس نگرش جامعه شناسان غربی، فرهنگ مفهومی عام و کلی است که در برگیرنده تمام دستاوردهای مادی و معنوی شده است. به همین دلیل، دین (منظور ادیان الهی و توحیدی مانند مسیحیت و اسلام است نه ادیان بشری مانند هندو و بودا) عنصری از عناصر فرهنگی محسوب می شود. در صورتی که از دیدگاه اسلام دین یک پدیده الهی، فرانهادی، اجتماعی، عام و کلی است که دربرگیرنده فرهنگ نیز می شود و فرهنگ، جزء و بخشی از آن به شمار می رود زیرا دین پدیدآورنده فرهنگ است.
مثلا یکی از احکام دین درباره پوشش مردان و زنان است که فرهنگ لباس پوشیدن را به وجود می آورد و همچنین، یکی دیگر از احکام دین، مسئله تغذیه است که استفاده کردن از مواد خوراکی در آن تبیین شده است و می توان گفت این حکم، فرهنگ تغذیه را پدید می آورد. دیگر اینکه به زندگی سازمانی می دهد که چگونه تشکیل زندگی دهیم، فرزندان خود را تربیت کنیم، در چه ایامی شاد یا اندوهگین و سوگوار باشیم و… این امر نوعی آداب و رسوم اجتماعی پدید می آورد.
تفاوت نگرش غرب و اسلام درباره فرهنگ، معلول دو نگرش سکولارودین محور است. آنگاه که نگرش یک جامعه شناس و یا مردم شناس به پدیده دین الهی و توحیدی نگرش صرفا اجتماعی باشد و دین را محدود و معنوی تصور کند قطعا آن را از عناصر فرهنگی بیان می نماید، اما یک جامعه شناس و یا مردم شناس مسلمان که دین اسلام را پدیده ای جامع و کامل می داند بی تردید فرهنگ را معلول و ساخته و پرداخته دین برمی شمارد.
اقسام فرهنگ
جامعه شناسان فرهنگ را از جهات گوناگون طبقه بندی و تقسیم کرده اند که عبارتند از:
الف- فرهنگ مادی:
فرهنگ مادی به پدیده های محسوس و عینی که قابل اندازه گیری با موازین کمی و علمی باشند اطلاق می گردد. مانند ساختمان، ابزارآلات، صنعت و فرآورده های آن، لباس، کتاب، مجسمه، نقاشی و… به عبارت دیگر به تمام دستاوردهای مادی انسان در عرصه و قلمرو تاریخ و جامعه، فرهنگ مادی گفته می شود.
ب- فرهنگ معنوی:
به مجموع افکار، اندیشه ها و عقاید، دین، علوم، ارزش ها، فلسفه، حقوق، ادبیات و آداب و رسوم اجتماعی، فرهنگ معنوی اطلاق می شود که هر چند قابل اندازه گیری و لمس کردن نیست اما در تمام جوامع بشری وجود دارد. فرهنگ معنوی از طریق خط و زبان قابل انتقال بوده و هویت یک ملت را ساخته و آن را شکل می دهد.
برخی جامعه شناسان و مردم شناسان در تقسیم بندی خود تنها فرهنگ معنوی را فرهنگ دانسته اند و فرهنگ مادی را تمدن نامیده اند و با تفاوت میان این دو را این گونه بیان کرده اند:
۱- تمدن ها را می توان با یکدیگر مقایسه کرد مثلاً فرآورده های صنعتی ایران و مالزی را با یکدیگر سنجید که کدام یک برتر است.
۲- انتقال عناصر تمدن به آسانی امکان پذیر است.
۳- تمدن، همواره روندی تکاملی دارد.
ج- فرهنگ عام:
از آنجا که فرهنگ نوعی معرفت بشری است، در تمام جوامع وجود دارد براساس این عقیده، تمام فرهنگ ها وجوه مشترکی با یکدیگر دارند که می توان آنها را اینگونه بیان کرد:
گرایش به پرسش و دینداری، اهمیت دادن به برخی ارزش ها مانند علم گرایی، ایثار، نوع دوستی، گرایش به خانواده، اقتصاد، حکومت، قوانین، مقررات و آداب و رسوم اجتماعی و… این امور جزء فرهنگ عام بشریت است.
د- فرهنگ خاص:
هرچند جوامع بشری در برخی عناصر فرهنگی با یکدیگر مشترکند اما هر جامعه، دارای فرهنگ خاص خود است مثلاً در تمام جامعه های بشری، اصل دینداری وجود دارد ولی نوع آن تفاوت می کند از این رو در یک جامعه مسیحیت و در جامعه دیگر اسلام حاکم است.
ه- خرده فرهنگ:
در درون هر فرهنگی نیز الگوهای گوناگونی وجود دارد که جامعه شناسان به آنها خرده فرهنگ می گویند. خرده فرهنگ، فرهنگ گروه و قشر خاصی است که با فرهنگ کل جامعه پیوند خورده، دارای سلسله خصوصیاتی همچون فرهنگ جنس زن و مرد، جوانان و پیران، روستائیان و شهریان، کارگران، نظامیان، دانشگاهیان و… است. آنچه بیان شد از نمونه های عینی خرده فرهنگ ها است که در تمام جامعه ها وجود دارد یک فرد می تواند با خرده فرهنگ ها ارتباط مختلفی داشته باشد. مثلاً یک دانشجوی جوان آذری زبان می تواند سه خرده فرهنگ داشته باشد، فرهنگ جوانان، آذری زبانان و فرهنگ دانشگاهیان.
هرگاه افکار و رفتار فرد و یا افرادی در جامعه با افکار و رفتار غالب جامعه تعارض داشته باشند یعنی رفتارشان کاملاً برخلاف ارزش ها و هنجارهای اجتماعی شکل گیرد از دیدگاه جامعه شناسی از آن به خرده فرهنگ معارض تعبیر می شود.
هویت فرهنگی:
برآیند هویت مذهبی، ملی و فردی را هویت فرهنگی می نامند.
هویت دینی:
انسانی که رفتار و سلوکش ریشه در وحی دارد از هویت دینی برخوردار است.
تعریف هویت:
هویت در اصطلاح جامعه شناختی، کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است در شرایطی که درحال شکل دادن به رفتار خویش می باشد.
نیاز به داشتن هویت آن چنان بر روان و اندیشه جوان سایه می افکند که او را به تکاپوی خستگی ناپذیر در راه کسب آن وا می دارد. آرمان گرایی، عشق و محبت، تشخص طلبی، رقابت، هنرنمایی، استقلال طلبی و بسیاری از ویژگی های نوجوانی، از شاخص های مهم این حرکت است.
جوان برای کسب هویت از عوامل گوناگونی همچون خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانه های گروهی و مطبوعات متاثر است که در این میان، دو عامل نخست، بیشترین و پایانی ترین نقش را برعهده دارند.
جوانان و نوجوانانی که هویت خویشتن را می شناسند و آن را به یاری با مربیان خود احراز می کنند قدرت تحلیل و تفسیر رویدادهای فرهنگی و در نتیجه مقابله با تهاجمات فرهنگی را نیز کسب می کنند و به افرادی توانمند و نفوذناپذیر تبدیل می شوند. از همین جا ضرورت تلاش برای شناساندن هویت نوجوانان و جوانان آشکار می گردد.
هویت دینی:
امروزه صاحبان فن آوری با ابداع فرهنگ های مهاجم، درصدد مقابله با هویت دینی انسان ها برآمده اند و هرگونه ارتباط قدسی را در عالم انکار می کنند.
فرهنگ کنونی درکشور ایران، آمیزه ای از باورهای اسلامی و ایرانی است که قدمت بس دیرینه ای دارد. از همان زمان که ایرانیان، فرهنگ اسلامی را فرا روی خویش یافتند آن را به گرمی پذیرفتند و آنگاه در ترویج و نشرش کوشیدند.
فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی:
آیا فرهنگ همان آداب و رسوم و یا به معنا تربیت است و به جای نظام ارزشی یک جامعه بکار برده می شود؟ آنچه مسلم است واژه فرهنگ واژه ای جامعه شناسانه است که مفهوم خاص خود تفکیک جوامع را از یکدیگر دربردارد.
آسیب پذیری نسل جوان:
بی تردید، دوره نوجوانی و جوانی از آسیب پذیرترین مراحل زندگی است و این امر، از دو جهت قابل تبیین است: یکی از محدودیت تجربه و دیگری غلبه احساسات برفرد، از این روی احساسات مالک وجود آدمی می شود و با قدرت تمام، او را مسخر خود می نماید.
نوجوانان و جوانان، حوادث و رویدادها را از دریچه عواطف می بینند و تفسیر می کنند و در محاسبات آنان، جاذبه ها و کششها، جایگاه خاصی را اشغال می کنند.
از سوی دیگر، فقدان تجربیات اجتماعی، موجب می شود که این گروه سنی نتوانند معادلات پـیچیده محیط ارتباطی خود را به دقت ارزیابی نموده و تحلیل کند، لذا در مواجهه با این گونه مسایل به ساده اندیشی و خوش بینی افراطی کشیده می شود.
فرهنگ مهاجم غرب با استفاده از این ویژگیها و شگردهای تبلیغی روان شناسانه، سعی در فروپاشی نظام اعتقادی و فکری نسل جوان داشته و از طریق تهی ساختن آنها از درون، زمینه جذبشان را به مبانی فرهنگ بیگانه فراهم می آورد.
بحران هویت:
یکی از مسائل مهم اجتماعی جوانان و نوجوانان کشور ما، بحران هویت می باشد. بحران هویت در واقع همان بحران شخصیت است و منظور از شخصیت نوعی خودآگاهی است که عمق آن صلابت شخصیت را تضمین می کند و نبود آن زمینه ساز بحران هویت خواهد شد.
به دیگر سخن، بحران هویت، عبارت از حالتی است غیر عادی که در اثر نداشتن شناخت کافی و واقعی از خود، جامعه، فرهنگ و دیگران درخود بوجود می آید به طوری که در اثر اطلاعات کاذب، از روند سالم خود فاصله می گیرد.
حد آسیب و آفت اخلاقى، در تهدید جوانان
همان طورى که صفات پسندیده, انسان را به معراج مى برند, صفات ناپسند نیز انسان را به گمراهى مى کشانند. یکى از صفات ناپسندى که زندگى انسان را به نابسامانى مى کشاند, حسادت است. ((حسد)) نهال ایمان را مى سوزاند و فرد و جامعه را با خطر جدى مواجه مى سازد. آتش حسد, حد و مرزى نمى شناسد, بلکه فراگیر بوده و دامن گیر همه افراد مى گردد. خداوند در همین زمینه مى فرماید: ((اذ قالوا لیوسف واخوه احب الى ابینا منا ونحن عصبه ان ابانا لفى ضلال مبین))(۱) آنگاه که (برادران او) گفتند: همانا یوسف و برادرش (بنیامین) نزد پدرمان از ما که گروهى نیرومند هستیم محبوب ترند. همانا پدرمان (در این علاقه به آن دو) در گمراهى روشنى است.
اولین آسیبى که این جوان ملکوتى را با خطر جدى مواجه ساخت, ((حسادت خودمانى)) بود. حسادتى که از درون خانه شعله ور شده, حس حسادت, برادران را به طرح نقشه اى وادار ساخت, بعضى گفتند: ((یا یوسف را بکشید و یا او را به سرزمین دوردستى بیفکنید تا محبت پدر یک پارچه متوجه شما بشود.))(۲) این بود دو پیشنهاد پلیدى که در بین برادران به خاطر حسادت مطرح شد:
حسن یوسف دیده اخوان ندید
از دل یعقوب کى شد ناپدید(۳)
لذا امام سجاد(علیه السلام) مى فرماید:
((اللهم سلم لى قلبى من البغى والحسد والکبر والعجب والریإ والنفاق و سوء الاخلاق; خدایا! قلب و جان مرا از سرکشى, حسد, خودبزرگ بینى, از خود راضى بودن, خودنمایى, دورویى, و اخلاق ناپسند, سلامت بدار.))(۴)
حسد, یک بیمارى روانى اى است که جان و جامعه انسانى را نابود مى کند. لذا باید با دعا و عوامل معنوىاى که ائمه معصومین(علیهم السلام) بیان کرده اند آن را مداوا نمود.
بنابراین حسد را باید از طریق دعا درمان کرد, نه دارو و عوامل مادى.
حضرت على(علیه السلام) مى فرماید:
((فان الحسد یإکل الایمان کما تإکل النار الحطب; (بر هم حسد مورزید که) حسد ایمان را مى خورد ـ چنان که آتش هیزم را نابود مى کند.))(۵)
البته حسادت هاى دشمنان معنویت, مرموزتر و شکننده تر از حسادت آدم هاى معمولى است, زیرا سرمنشإاش مسائل سیاسى ـ اجتماعى است. دنیاى امروز به صورت مجتمعى از همسایگان و دهکده اى کوچک درآمده است. به طورى که با همدیگر رفت و آمد داشته و از رفتار همدیگر آگاه و باخبرند. در یک چنین دهکده اى جهانى, دشمن به راحتى از همه چیز و همه کس اطلاع دارد. به راحتى مى تواند قشرهاى مختلف هر جامعه را شناسایى کرده و مورد هجوم فرهنگى و مانند آن قرار دهد. بنابراین آسیب شناسى جوانان باید با نگرشى جهانى و کلى مورد بررسى قرار گیرد, نه در یک جامعه بسته و محدود. به هر حال حسودان جهانى پیروان حضرت یوسف را در سراسر جهان مورد تهدید قرار داده, و براى تمام آن ها طرح و نقشه شومى تدارک دیده اند.
گرچه آسیب ها و آفت ها در حیاط خلوت منزل و درون خانه, پیروان حضرت یوسف راتهدید مى کند. اما دشمنان خارجى و داخلى اى که با پاکى و معنویت مخالف اند, کمتر آنها را فراهم مى کنند. به عنوان مثال مى توان به پخش برنامه هاى مبتذل ماهواره اى و امثال آن اشاره کرد.
لذا امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند:
((بارخدایا! مشرکان را به مشرکان گرفتار ساز تا از دستیابى بر سرزمین هاى مسلمانان بازمانند, و آنان را با کاستن عددشان از کاستن مسلمین باز دار و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر ضد مسلمین باز مانند.))(۶)
بنابراین باید براى محفوظ ماندن جوانان از خطر دورى از معنویت و فرار از حقیقت و اخلاق انسانى تلاش کرد و از هر نیرو و امکاناتى استفاده نمود; گرچه خود جوانان هم باید با هوشیارى و فراست با نقشه هاى ضد انسانى دشمنان و دوستان مقابله کرده و از دام آنها فرار کنند.

چهره هاى دروغین, در کمین جوانان

خداوند در قرآن کریم مى فرماید:
((قالوا یا ابانا انا ذهبنا نستبق وترکنا یوسف عند متاعنا فاکله الذئب وما انت بمومن لنا ولو کنا صادقین))(۷) گفتند: اى پدر! ما براى مسابقه رفتیم و یوسف را نزد اثاثیه خود گذاشتیم و گرگ او را خورد. هرچند ما راست بگوییم, اما تو باور نخواهى کرد.
گرگ ها, براى خوردن دست به درندگى نمى زنند, بلکه به خاطر شهوت رانى و خون آشامى است که خوى درندگى را در آنها تقویت کرده. از این رو هیچ وقت آرام نمى گیرند و تمام توان خود را به کار مى بندند. در عین این که گرگ ها نسبت به بعضى از حیوانات دیگر مانند: پلنگ, نهنگ, شیر و شتر, جثه کوچکترى دارند, اما به جهت صفت ((خون آشامى)) سمبل ((درندگى)) مى باشند:
اى صبا در دل یوسف مگو یعقوب را
آشتى کردند یارانش ولى گرگ آشتى(۸)
گرگ صفتى و خوى درندگى در جامعه ناسالم جهانى امروز, موج مى زند. امام على (علیه السلام) در نامه اى به عبدالله پسر عباس یا عبیدالله برادر عبدالله فرموده:
((… و ایتامهم اختطاف الذئب الازل دامیه المعزى الکسیره…; و چون مجال بیشترى در خیانت به امت, به دستت افتاد, شتابان حمله نمودى و تند برجستى و آنچه توانستى از مالى که براى بیوه زنان و یتیمان نهاده بودند بربودى. چنانکه گرگ تیز تک برآید و بز زخم خورده و از کار افتاده را برباید… به خدا اگر حسن و حسین چنان مى کردند که تو کردى از من روى خوش نمى دیدند و به آرزویى هم نمى رسیدند, تا آن که حق را از آنان بستانم و باطلى را که به ستمشان پدید شده نابود گردانم.))(۹)
امام على(علیه السلام) زندگى رانت خواران و راحت خواهان را مورد آسیب شناسى و کالبد شکافى قرار مى دهد و آنان را با گرگ تیز تکى که بز زخم خورده و از کار افتاده را برباید, مقایسه و تشبیه مى کند.
به هر حال اگرچه جوانان یک جامعه مانند یوسف از شر گرگ صفتان روزگار در امان نیستند, اما با توکل به خدا و پیمودن راه انسانیت و حقیقت مى توانند از موج حمله هاى آنها در امان باشند. خداوند هم پشتیبان و یاور انسان هاى پاک و ملکوتى است.
حضرت على(علیه السلام) در یک آسیب شناسى عمیق و دقیق, گرگ صفتان تمام زمان ها را مورد خطاب قرار مى دهد, مى فرماید:
((… و کان اهل ذلک الزمان ذئابا, و سلاطینه سباعا, و اوساطه إکالا, و فقراوه امواتا.. ولبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا; پیشواى قوم باید با مردم خود به راستى سخن بگوید و پراکندگى مردم را به اجتماع تبدیل کند, و ذهن خود را آماده پذیرفتن گرداند[...در غیر این صورت] باطل بر جاى استوار شود, و نادانى بر طبیعت ها سوار و کار ستمکار بزرگ گردد, و دعوت (به حق) اندک و کم خریدار شود, و روزگار چون درنده اى دیوانه حمله آرد, و باطل آرمیده برخیزد, و در کار دین جدایى پذیرند, در دروغ با هم دوست باشند و در راست با یکدیگر دشمن شوند. و چون چنین شود, فرزند ـ با پدر ـ کینه ورزد و باران, کشت ها را بسوزاند, فرومایگان درهم پخش کنند, و جوانمردان تهدیدست مانند. مردم این زمان گرگانند, و پادشاهانشان درندگان, و فرودستان طعمه آنان, مستمندان همانند مردگان باشند. سرچشمه راستى خشک شود و چشمه دروغ جوشان گردد. راستى را به زبان به کار برند, ولى در دل با هم دشمن اند. گناه و نافرمانى سبب پیوند گردد و پارسایى موجب ریشخند, و اسلام به طور وارونه جلوه دهند و کسى سخن حق نگوید.))(۱۰)
بنابراین از دیدگاه امیرالمومنین (علیه السلام) ریا و دورویى, گرگ صفتى و خوى درندگى, آسیب هایى هستند که مى توانند افراد جامعه, خصوصا جوانان را به کام خود فرو برده و از مسیر انسانیت و پاکى منحرف سازند. لذا در عصر ما هیچ کس نمى تواند رهبرى قافله جوانان جهان را بر عهده بگیرد مگر این که خود از تمام پلیدىها و حیله ها به دور باشد و نفس خود را با صفات پاک انسانى آراسته گرداند. بنابراین بهترین راهنماى بشریت ـ در رسیدن به سعادت ـ همان رهبران معنوىاند. چالش ها و موانع رشد معنوى جوانان
در داستان حضرت یوسف (علیه السلام) آمده:
((وجإت سیاره فارسلوا واردهم فادلى دلوه قال یا بشرى هـذا غلام واسروه بضاعه والله علیم بما یعملون)) کاروانى فرا رسید و آب آورشان را فرستادند. او دلوش را در چاه انداخت و گفت: مژده باد, این پسرکى است…))(۱۱)
چاه را تو خانه اى بینى لطیف
دام را تو دانه اى بینى ظریف(۱۲)
معمولا اشیاى قیمتى ـ مانند طلا ـ و انسان هاى باارزش و اندیشمند ـ مانند جوانان فعال ـ در تیررس دشمنان و گرگ صفتان تیز دندان قرار دارند. جوانان هر مرز و بومى, سرمایه هاى انسانى و معنوى آن کشوراند, و انرژىهاى متراکم زیادى را در خود ذخیره دارند.
کیم ـ وو ـ چونگ مى گوید:
((در میان تمام چیزهایى که جوانى به همراه دارد, مهمترینشان آرزوهاست. مردمانى که آرزو و هدف دارند فقر نمى شناسند, زیرا شخص به اندازه هدف هایش ثروتمند است, جوانى دورانى از زندگى است که حتى اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد, ولى هدف داشته باشد, نیازى به اشک و غبطه خوردن ندارد. تاریخ متعلق به کسانى است که در زندگى هدف دارند, آرزوها, اهداف, آمال و امیدها قدرت هایى هستند که با آنها مى توان جهان را متحول ساخت, ملت هایى که برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهى مى شود.))(۱۳)
لذا این نیروهاى سرشار از انرژى و تحرک, مورد هدف دشمنان قرار مى گیرند. از این جهت براى به دام انداختن جوانان از ((دام هاى متنوع)) استفاده مى کنند و از ((تنوع دام ها)) لذت مى برند. گاهى گرگ منشى پیش مى روند و زمانى هم از چاه ها و چالش هاى موجود در جامعه مدد مى گیرند تا جوان روشن ضمیر را زمین گیر نمایند و به تباهى بکشند که عامل مهم افسردگى و بى انگیزه شدن جوانان است; چنان که برادران حضرت یوسف(علیه السلام) نیز او را فداى بلهوسى و صفت زشت حسد و خودخواهى خودشان کردند و نوجوانى مثل یوسف (علیه السلام) را از بسیارى فرصت هاى نوجوانى محروم ساختند.
البته چاهى که دشمنان, در عصر جاهلیت جدید و عصر فضا در مسیر جوانان قرار داده اند شکل عوض کرده و با تنوع بیشترى جلوه نموده است. چاه و چاله, در عصر جاهلیت جدید, داراى لایه هایى متعدد و متنوع است و به شکل رسانه هاى جمعى اى مانند: اینترنتى, ماهواره, رایانه و… درآمده است.
دشمنان کوردل, با ارائه ده درصد برنامه هاى منفى, موهوم, مهیج, مهمل و فحشا, در اینترنت, ماهواره و… نود درصد از جوانان جهان قربانى مى گیرند. اگرچه در این میان جوانان و نوجوانان متعهد و متدین از این سقوط در امان مى باشند, زیرا زندگى حضرت یوسف(علیه السلام) را الگوى زندگى خود قرار مى دهند.
آرى! ((خداوند بندگان مخلص خود را تنها نمى گذارد و آنها را در شداید و سختى ها نجات مى دهد. نوح را روى آب, یونس را زیر آب, یوسف را در کنار آب, نجات داد. هم چنان که ابراهیم را از آتش, موسى را در وسط دریا و محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) را در داخل غار و على(علیه السلام) را در لیله المبیت ـ که به جاى پیامبر خوابیده بود ـ نجات داد. خداوند هر جا اراده کند, بدون خواست انسان عملى مى شود. مثلا حضرت موسى رفت تا آتش بیاورد, ولى با وحى و پیامبرى برگشت و این کاروان رفتند تا آب بیاورند, ولى یوسف را نجات داده و با او برگشتند.
با اراده الهى ریسمان چاهى وسیله شد تا یوسف از قعر چاه به تخت و کاخ برسد, پس بنگرید با حبل الله چه مى توان انجام داد!))(۱۴)
((یا ایها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا ولو اجتمعوا له…; اى مردم به مثلى که زده شده است گوش فرا دهید: کسانى که غیر از خدا مى خوانیدشان هرگز قادر به خلق مگسى هم نیستند, اگرچه براى این کار متفق شوند و اگر مگس چیزى از آنها برباید قدرت پس گرفتنش را ندارند. آرى طالب و مطلوب ناتوانند.))(۱۵)
پیام قرآن براى همیشه جاودانه است و دشمنان یوسف قرآن و جوانان قرآنى براى همیشه ناتوان اند. این پیام قرآنى را باور کنیم و باز باورهاى خود را باور نمائیم و آن را پاس بداریم. برده گیرى جوانان در عصر فضا
((وشروه بثمن بخس دراهم معدوده وکانوا فیه من الزاهدین; او را با بى رغبتى به بهایى اندک ـ چند درهم ـ فروختند.))(۱۶)
با رویکرد جدید به زندگى بشریت, ((بازگشت به برده گیرى و برده فروشى)) به وضوح به چشم مى خورد. بازار برده فروشى در عصر جاهلیت جدید, بسیار رایج است, یعنى با گرفتن اراده از آنها, تحت سیطره خود درآورده اند.
((جاهلیت مدرن)) منشإ همه فسادها است. اگر در جاهلیت اولى, تن انسان ها به بردگى افتاده مى شد, در جاهلیت مدرن, اندیشه, باورها, اراده, انسانیت, شخصیت, عرض و آبروى افراد به بردگى گرفته مى شود.
در جاهلیت قدیم در سه صورت, فرزندان خود را مى کشتند:
از دختران نفرت داشتند, لذا آنها را مى کشتند.
به خاطر نداشتن باور درست, مثلا: از ترس روزى فرزندان خودشان را مى کشتند: ((ولا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم وایاکم ان قتلهم کان خطءا کبیرا; فرزندان خود را از ترس تنگدستى به قتل نرسانید, ما رازق آنها و شما هستیم و کشتن آنها گناه بزرگى است.))(۱۷)
عده اى فرزندان خود را براى بت ها, قربانى مى کردند:
((وکذلک زین لکثیر من المشرکین قتل اولادهم شرکآوهم لیردوهم ولیلبسوا علیهم دینهم ولو شإ الله ما فعلوه فذرهم وما یفترون; این چنین شریکانشان کشتن فرزند را در نظر بسیارى از مشرکان بیاراستند تا هلاکشان کنند و آیین آنها را مشتبه سازند, اگر خدا مى خواست این کار را نمى کردند بنابراین آنها را با تهمت هایشان تنها بگذارید.))(۱۸)
اما در جاهلیت جدید, فرزندان و بچه هاى خیابانى وجود دارند, پدیده ((بچه هاى خیابانى)), پدیده بسیار پلید عصر فضا و زندگى ماشینى است.
بى سرپناهى, بى سرپرستى و بدسرپرستى سبب شده همه روزه شاهد کودکانى باشیم که در خیابان ها, میادین و پایانه هاى[ شهرهاى بزرگ] سرگردانند.
پایان سرگردانى هم پیوستن به گروه هایى است که کار آنها سوء استفاده از کودکان و از بین بردن کرامت انسانى آنها است.))(۱۹)
شکار بچه هاى بوسنى هرزگوینى, از ناحیه جهانگردان اروپاى متمدن, آن هم جهت سرگرمى و تفریح, دست آورد پلید جاهلیت جدید است.
بى خانه مانى و آوارگى کودکان فلسطینى ـ بالغ بر پنجاه سال ـ از دست یهودیان منحرف صهیونیسم, هزاران برابر بدتر و پلیدتر از فرزندکشى و برده فروشى در عصر جاهلیت قدیم است. این ((سرطان بى پایان و دنباله دار)), به هیچ چیز رحم نمى کند. همانند گرگان خون آشام و سگان هار با هیچ کس سر آشنایى و سازش ندارند. خردسالان فلسطینى را همانند بره هاى نوپا زودتر و بهتر مى درند. گرگ هاى خون آشامى که خود هم مدعى مدافع حقوق بشر هستند. مثل
روزى گرگ خون آشامى که سرچشمه مشغول خوردن آب بود, با قلدرى به ته چشمه آمد, با بره کوچکى که مشغول خوردن آب بود برخورد کرد و به او گفت: چرا آب را گل آلود مى کنى؟!
بره گفت: اولا من آب را گل آلود نکردم. ثانیا اگر هم آب را گل آلود کرده باشم, آسیبش به شما که سر چشمه هستید نمى رسد.
گفت: نه, سال گذشته هم آب را گل آلود کرده بودى!!
بره گفت: من که شش ماه بیشتر سن ندارم.
گرگ وقتى دید, بره دارد منطقى وقانونى حرف مى زند, در جا, بره را پاره پاره کرد!!
آرى, منطق گرگ صفتان عصر جاهلیت جدید, غیر از این نیست. آنها از منطق, قانون, قرآن و اسلام مى ترسند و هر جا پاى مسلمانان, به ویژه شیعیان به میان آید, آن جا را با خاک یکسان مى کنند…
کودکان آواره و گرسنه عراق و افغانستان و دیگران هم با یک چنین سرنوشتى مواجه هستند و از دست گرگان بى امان ند.
هر جامعه اى که ارزش نیروهاى جوان خود را نداند, آن را به طور ارزان از دست مى دهد. به همین جهت قافله مذکور, یوسف(علیه السلام) را به بهاى اندکى به دیگران فروختند.(۲۰) جامعه اى که سالم نباشد, یوسف(علیه السلام) و پیروان آن را به بهاى اندک مى فروشند و از نعمت هاى بزرگ خداوند سپاسگزارى نمى کنند… ولى آنهایى که قدر و ارزش این نوع جوانان را مى دانند به هر شکلى آنها را در اختیار مى گیرند:
((وقال الذى اشتراه من مصر لامراته اکرمى مثواه عسى ان ینفعنا او نتخذه ولدا)) آن کس که او را از سرزمین مصر خرید به همسرش گفت: مقام وى را گرامى دار, شاید براى ما مفید باشد, و یا او را به عنوان فرزند انتخاب کنیم.))(۲۱)
منتها فروش جوانان در هر زمانى به شکل مختلفى صورت مى گیرد. در گذشته به صورت برده و غلام, اما در زمان کنونى به صورت بى اراده کردن و بى هویت وانمود کردن جوانان است. به همین جهت دشمنان مى کوشند تا این دوران حساس زندگى انسان ها را با تلاطم هاى روحى و جسمى نابود کنند و از حرکت تکاملى آنها جلوگیرى نمایند.
به هر حال جوانان عزیز در تمام نقاط جهان در هر لحظه مى توانند خود را پیدا کنند و از فرصت استفاده کرده و به سیر تکاملى روحى, انسانى و اجتماعى خود ادامه دهند, چنان که الگوى آنها یعنى حضرت یوسف(علیه السلام) نیز چنین کرد. آتشفشان شهوت و جوانان
در ادامه داستان حضرت یوسف آمده:
((وراودته التى هو فى بیتها عن نفسه وغلقت الابواب وقالت هیت لک قال معاذ الله انه ربى احسن مثواى انه لا یفلح الظالمون))(۲۲)
و زنى که یوسف در خانه او بود از یوسف از طریق مراوده و ملایمت, تمناى کام گیرى کرد و درها را (براى انجام مقصودش) محکم بست و گفت: بیا که براى تو آماده ام. یوسف گفت: پناه به خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامى داشته, قطعا ستمگران رستگار نمى شوند.))(۲۳)
یکى از مسائلى که براى انسان ها و مخصوصا جوان مشکل ساز است قوه شهوت است, لذا دشمنان روى همین مسئله سرمایه گذارى کرده اند.
بر سر راه غریزه شهوت, دو راه وجود دارد:
راهى که سر از آتش خروشان شهوت درآورد.
راه دیگر آن که, به جویبارى مبدل گردد که آب زلال را به سوى سرزمین بکر هدایت کند, تا آن جا را به گلستان زیبا تبدیل سازد.
این دو راه, بى نهایت نسبت به هم فاصله دارند. راه اول صاحبش را به آتش ابدى و بى پایان مى برد و او را از انسانیت دور مى کند. راه دوم, صاحبش را تا به دیدار حق پیش مى راند و او را به حقیقت ارشاد مى کند. پدیده شهوت و غریزه جنسى, یکى از مهم ترین زمینه هاى آسیب پذیر و آسیب آفرین جوانان است.
دشمنان تیزدندان و شهوت پرستان شعبده باز, همیشه روى نکات آسیب پذیر انگشت مى نهند و نسل صالح را به سوى یک نسل پلید فراخوانى مى کنند. یکى از کارهایى که زمینه ساز آسیب پذیرى جوان شده, عدم تشکیل خانواده و تبدیل زندگى فردى به اجتماعى خانوادگى و دشوار جلوه دادن آن است به طورى که مى توان گفت: بى شباهت به میدان جنگ رفتن نیست, با این تفاوت که همواره احتمال شکست و مغلوبیت آن از پیروزى فزون تر مى باشد.
گروهى از جوانان روى همین اصل و عوامل دیگرى از همان ابتدا فکر تشکیل خانواده و زندگى اجتماعى را از مغز خود بیرون کرده و زندگى آزاد و تنهایى را اختیار نموده اند. جمعى دیگر به خاطر بعضى توقعات بى جا و تقاضاهاى گوناگون کم کم عقب نشینى کرده اند…(۲۴)
نسلى که براى شهوت رانى به خاک مى افتند و سرافکندگى را به جان مى خرد, تا مرز نیستى و فدا کردن هستى و همه ارزشها پیش مى رود. در برابر شهوت تعظیم مى کند و برده مى شود و همانند بت آن را پرستش مى کند. در چنین حالتى, شهوت آفرینان از این زمینه ها استفاده مى نمایند و با برنامه ریزى منظم, نود درصد قربانى مى گیرد. مثلا در آیینه آمار آمده, شهوت آفرینان ده درصد فیلم مبتذل و فحشا پخش کرده و در سطح بین الملل نود درصد مشترى جذب مى کنند.
امام سجاد(علیه السلام) در این رابطه مى فرماید: شهوت آفرینان با شهوت و شبهه در جست وجوى فرزندان ما هستند و در راه شان دام شهوت و شبهه نصب مى کنند و اگر آنها را وعده دهند, دروغ مى گویند. خدایا عمر فرزندان را براى ما طولانى گردان, و بر ایام زندگى شان براى من بیفزا و خردسالان را برایم تربیت کن, و ناتوانشان را برایم نیرو ده, و بدن ها و دینشان و اخلاقشان را برایم به سلامت دار.(۲۵)
بسیارى از جوان ها بعد از آن که سلامتى, جوانى, ارزش ها و فرصت ها را از دست دادند, متوجه مى شوند که چه نعمت هاى بزرگى را از دست داده اند. همیشه مریض ها حسرت سلامتى را دارند و کهنسالان حسرت جوانى. زندانى در زندان بهتر متوجه نادانى و لغزش هاى خویش مى شود. اکثر جوانان, زندگى ((آزمایش و خطایى)) دارند. زندگى را از اول جدى نمى گیرند و با خطرها هم به صورت جدى برخورد نمى کند. ((زندگى آزمایشگاهى)) به جایى نمى رسد. زندگى باید از روى تدبر و تعقل آغاز شود. محور زندگى باید تفکر قرآنى باشد. براى زندگى و زنده ماندن باید برنامه داشت. زندگى را نباید رها ساخت. زندگى همانند پرنده در قفس نیست که از روى دلسوزى آن را رها سازیم. همسان زندانى نیست که آن را به حبس ابد محکوم نماییم. زندگى یعنى: ((جاودانه شدن, جاودانه ماندن و جاودانه مردن)).
تفسیر درست زندگى را باید از زبان ((زمان)) شنید. با گذشت زمان روشن مى شود زندگى یعنى چه؟ پرنده واقعى و پیروزمند میدان کیست؟ به هر حال باید نفس را به چیزى مشغول کنیم وگرنه او ما را به گناه مشغول مى کند.
البته ممکن است که جوانى به خاطر بى گناهى به زندان بیفتد, چنان که حضرت یوسف(علیه السلام) نیز به خاطر بى گناهى به زندان افتاد:
بى گناهى کم گناهى نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان مى رود

قرآن مجید در مورد یوسف (علیه السلام) مى فرماید:
((واستبقا الباب وقدت قمیصه من دبر والفیا سیدها لدى الباب قالت ما جزإ من اراد باهلک سوءا الا ان یسجن او عذاب الیم))(۲۶)
و هر دو به سوى در سبقت گرفتند و آن زن پیراهن یوسف را از پشت درید. ناگهان شوهرش را نزد در یافتند. زن (با چهره حق به جانبى براى انتقام از یوسف با تبرئه خویش) گفت: کیفر کسى که به همسر تو قصد بد داشته جز زندان و یا شکنجه دردناک چیست؟))
متإسفانه در بعضى از نقاط جهان با جوانان پاک دامن با خشونت رفتار مى شود; مثلا به جرم آزادى خواهى, دفاع از وطن و ناموس خود و مانند آن به بازداشت گاه و زندان مى افتند. منتها خداوند جبران پاکى و پاک دامنى خواهد کرد, چنان که یوسف (علیه السلام) را پس از دوران سخت زندان به پادشاهى رساند.
البته نوع زندان و زندانى کردن در هر زمانى ممکن است متفاوت باشد. در عصر کنونى به طور عمومى همه را در محیط آزاد زندانى کرده اند, یعنى باعث دورماندگى جوانان از حقیقت و مانع رسیدن آنها به کمال انسانى مى شوند. با پخش برنامه هاى ضد انسانى و ضد اخلاقى مانع دست یابى جوانان به چشمه انسانیت شده اند.
عصرى که در آن زندگى مى کنیم, ((عصر جنگ روان)) است همه نگران نگرانى هاى خود هستند, براى گم شده درونى, نگران و سرگردان هستند. زندگى را بسیار مبهم معنا مى کنند. آه سرد مى کشند. همه کار مى کنند ولى نمى دانند چه کار مى کنند. رقابت شدید است, اما نمى دانند براى چه؟ چون براى فلسفه زندگى جواب نیافتند.
باید بدانیم دنیا دریایى است مملو از رنج و مصیبت. زندگى نه یک مسیر روان صیقل یافته است و نه بسترى است از گلهاى سرخ, حتى اگر زندگى بسترى پوشیده از گل هاى سرخ بود, فراموش نکنید, گل هاى سرخ هم پر از تیغ هاى تیز و برنده اند.
تقریبا کامیابى تمام افراد موفق امروز نتیجه محنت ها و مشقت هاى دیروز آنان است, نه به لحاظ گام نهادن در بستر گل هاى پر طراوت.(۲۷)
رفاه طلبى توإم با تنبلى, راحت طلبى و رانت خوارى, از جمله نشانه هاى یک جامعه بیمار است. همان زندان نامریى اى است که دیگران خواهان آن هستند.
بالاخره در چنین عصرى و در چنین فضایى, وظیفه دینداران, جوانان, دولت مردان و دلسوخته گان این است که فضاى حاکم بر جامعه را, ((خدامحورى)) قرار دهند. براى دست یافتن به چنین فضاى معنوىاى در جامعه, به سرمایه گذارى کلان در زمینه هاى فرهنگى و تربیتى و مانند آن نیازمندیم. حب مقام و ریاست طلبى
خداوند در داستان حضرت یوسف مى فرماید:
((رب قد آتیتنى من الملک وعلمتنى من تاویل الاحادیث فاطر السماوات والارض انت ولیى فى الدنیا والاخره توفنى مسلما والحقنى بالصالحین))(۲۸)
پروردگارم! تو به من فرمان روایى عطا کردى و علم تعبیر خواب آموختى, پدید آورنده آسمان و زمین تویى و در دنیا و آخرت کارساز خواهى بود, مرا مسلمان بمیران و به شایستگان ملحق فرما.
حضرت یوسف(علیه السلام) بعد از عبور از گردنه هاى دشوار و عقبه هاى عبرت انگیز, تازه با خطر بسیار بزرگ ((حب مقام)) و ((ریاست طلبى)) مواجه شده است که براى نجات از آن به خدا پناه مى برد و دعا مى کند تا از نظر ایمان در امان بماند و مسلمان بمیرد.
با توجه به آن که حضرت یوسف (علیه السلام) در مواجهه با آسیب اخلاقى ((حسد)), گرگ صفتان بردگى, فرصت شهوت جنسى و زندان, چنین دعایى نفرمود, معلوم مى شود خطر شهوت مقام چقدر شکننده است.
حضرت على(علیه السلام) در مورد درمان حب مقام و جنون قدرت مى فرماید:
((مالک… مانند جانور شکارىاى مباش که خوردنشان را غنیمت شمارى! چون رعیت دو دسته اند:
دسته اى برادر دینى تو و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند. گناهى از ایشان سر مى زند, یا علتهایى بر آنان عارض مى شود, یا خواسته و ناخواسته خطایى مى کنند. به خطاشان منگر و از گناهشان درگذر, چنان که دوست دارى خدا بر تو ببخشاید.))(۲۹)
اگر با دقت تاریخ را مطالعه کنیم, روشن مى شود که ((جنون مقام)) چه تعداد قربانى گرفته است و چقدر جنایت آفرینى کرده است. منشإ و ریشه ((سناریوى سقیفه)), جنون مقام پرستى بوده است. در حادثه کربلا, صف مقابل امام حسین(علیه السلام) ((صف شهوت)) و ((جنون مقام)) بوده است. اکثر پیامبر کشى ها را, همین صفت ضد انسانیت بوده است.
((هسته مرکزى)) و ((خرج هاى)) تمام سلاح هایى که تا به حال اختراع شده جنون مقام تشکیل مى دهد. پشت تمام بمب هاى اتمى و سلاح هاى هسته اى, همین نوع شهوت خوابیده است. بمب اتمى در ((هیروشیما و ناکازاکى)) عین شهوت بوده است.
حادثه فلسطین, عراق, بوسنى, افغانستان و… همه ریشه در ریاست طلبى دارد.
از گرگان همیشه گرسنه و فرهنگ بى بند و بارى, غیر از این هم انتظار نمى رود. پشت سر دهکده جهانى و جهانى شدن, زندان نامریى و جهنم سیاهى طراحى شده است که همه آنها در کمین جوانان است.
به هر تقدیر, جوانان و پیروان یوسف (علیه السلام) از طرفى باید در پست هاى کلیدى و کلان کشورى خدمت بکنند, از طرف دیگر با آسیب و آتشفشان حب مقام مواجه هستند. حال در چنین حالتى چه باید کرد؟
دو مشکل بزرگ بر سر راه هر جوان فداکار وجود دارد:
رها ساختن مسوولیت مشکل, پذیرفتن مسوولیت مشکل تر. جاى قرعه زدن هم نیست. بالاخره عده اى از جوانان باید در بدنه نظام و حکومت دینى مسوولیت بپذیرند و در خدمت خلق باشند. به اضافه آن که خطر شهوت مقام هم وجود دارد. امام على در این مورد مى فرماید:
((اصناف السکر اربعه:
۱ـ سکر الشباب
۲ـ و سکر المال
۳ـ و سکر النوم
۴ـ و سکر الملک;
مستى بر چهار قسم است: مستى جوانى, مستى ثروت, مستى خواب و مستى ریاست. ))(۳۰)
از همه مهم تر این است که این چهار نوع مستى در یک نفر جمع شود و او را تهدید کند. در چنین حالتى چه باید کرد؟ در جواب باید گفت: در این صورت, راهکار دینى آن است که همانند یوسف خودمان را بر قرآن عرضه کنیم و ((خدامحورى)) را در زندگى حاکم نماییم و بگوییم:
((توفنى مسلما والحقنى بالصالحین))(۳۱) مرا مسلمان بمیران و به شایستگان ملحق فرما.
قرآن مجید هم در نفى خودکامگى و سلطه پذیرى مى فرماید: ((تو (شیطان) هرگز بر بندگان من سلطه اى نخواهى داشت و تنها پروردگارت براى نگهبانى آنها کافى است. ))(۳۲)
به هر حال آخرین آسیب و آفتى که یک جوان قرآنى را تهدید مى کند, آفت و آسیب ریاست طلبى است که تنها با ((توکل به خدا)) مى توان آن را مهار کرد. در صورت حفظ کردن خود از این خطر و خدمت به خلق, مى توان بزرگترین دست آورد را از این طریق به دست آورد; چه این که بزرگترین وظیفه مردان خدا, ((خدمت به خلق خداست)) که خود بزرگترین عبادت است





منبع:
http://www.arashpic.com]]>
اصل نماز 2011-05-31T20:57:01+01:00 2011-05-31T20:57:01+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1928 اصل نماز صل نماز یعنی خشوع نماز. خشوع تواضع در نماز است. تواضع از لغت وضع یعنی زمیین گذاشتن می آید. حرکت وضعی زمین یعنی حرکت زمین در جای خود. تواضع یعنی د رمقابل خدا زمینی شدن و تکبر خود را شکستن یعنی نمازگزار نمی تواند در نماز با سر و ریشش بازی کند. حواسش نباید به این طرف و آن طرف باشد و بیش از حد معمول دست و سرش را تکان دهد. این حالت طمأنینه و اطمینان خاطر تواضع ظاهری است. پیامبر فرمودند: خشوع یعنی بنده به تمام دل، روی قلب خود را به سوی خدا کند. به همین دلیل قبل از نماز به خود می گوییم: « ان

اصل نماز
صل نماز یعنی خشوع نماز. خشوع تواضع در نماز است. تواضع از لغت وضع یعنی زمیین گذاشتن می آید. حرکت وضعی زمین یعنی حرکت زمین در جای خود. تواضع یعنی د رمقابل خدا زمینی شدن و تکبر خود را شکستن یعنی نمازگزار نمی تواند در نماز با سر و ریشش بازی کند. حواسش نباید به این طرف و آن طرف باشد و بیش از حد معمول دست و سرش را تکان دهد. این حالت طمأنینه و اطمینان خاطر تواضع ظاهری است. پیامبر فرمودند: خشوع یعنی بنده به تمام دل، روی قلب خود را به سوی خدا کند. به همین دلیل قبل از نماز به خود می گوییم: « انی توجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض»؛ یعنی من روی خود را به سوی خالق آسمانها و زمین برمی گردانم. ولی سؤال می شود مگر خالق آسمانها در خانه خدا است؟
این درست نیست که سرمان را به چپ و راست بگردانیم بلکه هر کجا رویم آن جا روی خداست. ولی اینکه رو به قبله می ایستیم به دلیل مادی و معنوی و جسمانی و روحانی بودن ماست چون ما عادت کرده ایم همه مسائل را فیزیک توجیه کینم خدا می خواهد بگوید روی قلبت را به سوی خدا کنیم که حواسمان پرت نشود و قلبمان هم به طرف خدا نوجه کند همانطور که وقتی مسح سر انجام می دهیم به سر آب می زنیم این آب نماینده آب رحت واسعه خداست که از سر تا پای ما را در حمت و مغفرت فرو می برد. این کار فیزیکی و مادی است ولی عنوان متافیزیکی و غیرمادی است. حالا سؤال می شود که من بدون این کار دلم را به سوی خدا می فرستم دیگر نیازی به این کارها نیست؟
این نمی شود دین باید بماند، قانون باید طوری باشد که همه انسان ها در تاریخ فرا بگیرد. وقتی مسح پا می کشیم می گوییم: خدایا پاهای مرا بر صراط خودت ثابت بدار چرا که اقدام و پیشرفت از نظر قیزیکی و ظاهری مرهون پاهاست و آدم با پاهایش راه می رود و اقدام می کند و گام بر می دارد. به همین ترتیب رو به قبله بودن یک کار فیزیکی است حتی کعبه هم یک بنای فیزیکی و جسمانی است که تعدادی سنگ است اما معنا دارد پنجره است این علامت است و پشتش خزانه ها دارد. برای این است که تمرکز یاد بگیریم و باید بدانیم راه رسیدن به هر محبوبی را خود محبوب باید یاد بدهد.
انسان باید با روی دل به سوی خدا رو کند فقط خدا را ببیند همه را استثنا کند و فقط با خدا باشد و با او صحبت کند و به او فکر کند.
انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.
البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.
او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.
در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.
لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.
سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»۱ ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.
این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.
الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.
حضوری عاشقانه
آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.
آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.
یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و کنترل غرایز سرکش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدایی که از تمام کارهای کوچک و بزرگ ما آگاه است، خدایی که از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و کمترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می‏شود .
انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و کردار خود نمی‏اندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سرکش خود حد و مرزی را نمی‏شناسد و این نماز است که او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا می‏اندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاک می‏سازد .
به راستی، انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است، بهترین راه برای کنترل غرایز و خواستهای مرزنشناس او همان یاد خدا، یاد کیفرهای خطاکاران و حسابهای دقیق و اشتباه‏ناپذیر آن می‏باشد. از این نظر قرآن یکی از اسرار نماز را یاد خدا معرفی می‏کند: «اقم الصلوة لذکری؛ نماز را برای یاد من بپادار!» (۱ (
•  دوری از گناه :
نماز گزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که درآن به کار می‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏ای که با آن نماز می‏گزارد و مکان نمازگزار، این موضوع سبب می‏شود که گرد حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد .
گویا آیه زیر به همین نکته اشاره می‏کند و می‏فرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنکر؛ که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‏دارد.» (۲ (
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است که نمازگزار زکات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نکند؛ از تکبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت کند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی‏شود. همچنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی‏نشیند .
آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه  می‏تواند نشانه کوچکی از اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد .
•  نظافت و بهداشت :
از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک می‏کند .
•  انضباط و وقت‏شناسی :
نماز های اسلامی هر کدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقت‏شناسی کمک مؤثری می‏کند .
بالاخص که نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یک چنین فردی گذشته از این که از هوای پاک و نسیم صبحگاهان استفاده می‏نماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز می‏کند .
آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه می‏تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
آشنایی با بهداشت آب – آلودگی آب 2011-05-31T20:39:49+01:00 2011-05-31T20:39:49+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1932 آلودگی آب آشنایی با بهداشت آب – آلودگی آب بیش از سه چهارم کره زمین را آب فرا گرفته است، سهم قلیلی از آب‌های موجود، برای مصارف بهداشتی و کشاورزی، قابل استفاده است. زیرا حدود ۳/۹۷ درصد اقیانوس‌ها و ۱/۲ درصد یخ‌های قطبی و ۶/۰ درصد دریاچه ها و رودخانه و آب‌های زیرزمینی وجود دارد که حدود ۳۶/۰ درصد کل منابع آب می‌باشد. آب اقیانوس‌ها، دریاها و اغلب دریاچه ها و بسیاری از منابع آب زیرزمینی به علت شوری بیش از حد و داشتن املاح معدنی برای مقاصد بهداشتی، کشاورزی و صنعتی، غیرقابل استفاده می‌باشند. آب

آلودگی آب
آشنایی با بهداشت آب – آلودگی آب
بیش از سه چهارم کره زمین را آب فرا گرفته است، سهم قلیلی از آب‌های موجود، برای مصارف بهداشتی و کشاورزی، قابل استفاده است. زیرا حدود ۳/۹۷ درصد اقیانوس‌ها و ۱/۲ درصد یخ‌های قطبی و ۶/۰ درصد دریاچه ها و رودخانه و آب‌های زیرزمینی وجود دارد که حدود ۳۶/۰ درصد کل منابع آب می‌باشد. آب اقیانوس‌ها، دریاها و اغلب دریاچه ها و بسیاری از منابع آب زیرزمینی به علت شوری بیش از حد و داشتن املاح معدنی برای مقاصد بهداشتی، کشاورزی و صنعتی، غیرقابل استفاده می‌باشند.
آب ماده حیاتی است که بطور یکنواخت در سطح کره زمین موجود نمی‌باشد. در نتیجه بسیاری از نقاط کره زمین با کمبود آب مواجه است. حرکت مداوم بخار آب به هوا و برگشت آن به زمین را گردش آب در طبیعت می‌نامند.

انرژی خورشید باعث تبخیر آب اقیانوس‌ها، رودخانه ها، دریاچه ها و منابع آب سطحی می‌گردد. بخار آب فشرده شده همراه توده های هوا باعث نگهداری آب در هوا شده و موجب تشکیل ابر باردار یا ذخیره کننده آب می‌شود ریشه گیاهان، آب و رطوبت موجود در خاک را گرفته و از طریق روزنه های تنفسی برگ‌ها به هوا فرستاده و به بخار تجمع یافته در هوا اضافه می‌شود که در شرایط مناسب به صورت نزولات جوی به زمین برمی‌گردد.
آب یک عنصر حیاتی است با ویژگی‌های قابل توجه و کم نظیر، یکی از مهم ترین عناصر شیمیایی می‌باشد که قسمت اعظم موجودات زنده و محیط زیست راتشکیل می‌دهد. این ماده ۷۰% گیاهان را تشکیل می‌دهد. آب فراوان‌ترین و بهترین حلال در طبیعت است. آب یک مایع زیست شناختی است که واکنش‌های فیزیکوشیمیایی سوخت و ساز در پیکره موجودات زنده را مقدور و تسهیل می‌نماید ومحیطی است برای نقل و انتقال مواد در بدن موجودات زنده که علاوه بر نقش موثرآن در متابولیسم، دفع مواد زائد حاصل از فعالیت‌های زیست شناختی موجود زنده را موجب می‌شود. آب ناشی از تعریق در گرما باعث خنک کردن بدن می‌گردد. آب و انیدرید کربنیک توسط انرژی خورشیدی در پیکره گیاهان سبز تبدیل به کربوهیدرات یا انرژی شیمیایی می‌شود.
اگر چه آب خالص در طبیعت یافت نمی‌شود. اما آب خالص مایعی بی‌رنگ، بی‌بو و بی مزه است که دارای نقطه انجماد صفر و نقطه جوش ۱۰۰ درجه سانتی گراد می‌باشد ساختار شیمیایی آن به صورت H2O است که به احتمال کمتر از ۳/۰ درصد آب‌های موجود در طبیعت بر دارنده ایزوتوپ‌های H4O2 ، H6O3 نیز می‌باشند. آب در چرخه گردش خود قادر است املاح و گازهای موجود در طبیعت را به صورت محلول در آورده و بسیاری از آلودگی‌ها را همراه خود به حرکت در آورد. آب باران قبل از رسیدن به زمین ناخالصی‌های موجود در هوا نظیر ذرات، گازها، مواد رادیواکتیو و میکروب‌ها را به سطح زمین آورده و در حین حرکت در زمین نیز آلاینده ها را با خود حمل می‌کند. به علاوه آب‌های جاری اغلب دریافت کننده فاضلاب‌ها و مواد زائد ناشی از فعالیت‌های انسانی می‌باشند.
بسیاری از مشکلات بهداشتی کشورهای در حال پیشرفت، عدم برخورداری از آب آشامیدنی سالم است. از آنجایی که محور توسعه پایدار، انسان سالم است و سلامت انسان در گرو بهره مندی از آب آشامیدنی مطلوب می‌باشد بدون تامین آب سالم جایی برای سلامت مثبت و رفاه جامعه، وجود ندارد. آب از دو بعد بهداشتی واقتصادی حائز اهمیت است. از بعد اقتصادی به حرکت درآورنده چرخ صنعت و رونق بخش فعالیت کشاورزی است. از بعد بهداشتی آب با کیفیت، تضمین کننده سلامت انسان است. آب با شکل ظاهری و با وسعت محتوایی آن دنیای زنده دیگری است.
اگر چه از دید ما پنهان است، اما آب دارای آثار بسیار زیادی در حیات جانداران به ویژه انسان میباشد. آب آشامیدنی علاوه بر تامین مایع مورد نیاز بدن به مفهوم مطلق آن یعنی H2O ، در بردارنده املاح و عناصر ضروری برای موجود زنده و انسان می‌باشد. کمبود پاره ای از آن‌ها در آب ایجاد اختلال در بدن موجود زنده می‌کند و منجربه بروز برخی بیماری‌ها می‌شود.
فقدان ید و فلوئور و ارتباط آن‌ها با گواتر اندمیک و پوسیدگی دندان‌ها به ترتیب بیان کننده این اهمیت است. علاوه بر مواد شیمیایی، موجودات ذره بینی گوناگونی نیز در آب پیدا می‌شوند که بعضی از آنها بیماری زا بوده و ایجاد بیماری‌های عفونی خطرناکی می‌کنند. بهسازی آب رابطه مستقیمی با کاهش بیماری‌های عفونی دارد. بطوری که پس از تامین آب آشامیدنی سالم میزان مرگ از وبا ۱/۷۴ درصد، میزان مرگ از حصبه ۳/۶۳ درصد، میزان مرگ به علت اسهال خونی ۱/۲۳ درصد و میزان مرگ از بیماری اسهال ۷/۴۲ درصد کاهش یافت. بنابراین برنامه ریزی و هزینه در جهت تامین آب سالم سرمایه گذاری قابل توجهی برای آینده خواهد بود. تهیه و تامین آب آشامیدنی سالم برای جامعه یکی از موثرترین و پایدارترین فنآوری‌ها برای ارتقاء سلامت جامعه است.
ناخالصی‌های آب
چنانچه آب خالص با ترکیب شیمیایی H2O را اساس مطالعه قرار دهیم ناخالصی‌های آن عبارتند از:
۱ ـ ناخالصی‌های معلق
نظیر ذرات معلق زنده و غیرزنده که در آب به صورت معلق یافت می‌شوند. این نوع ناخالصی را می‌توان در سه گروه، تقسیم بندی و مطالعه نمود.
الف) ذرات معلق زنده بیماری‌زا مانند عوامل بیماری‌زای موجد وبا، حصبه، شبه حصبه، انواع اسهال‌ها، تخم انگل‌ها مانند آسکاریس و عامل کیست هیداتید و ویروس‌ها، منشاء اصلی این دسته از ناخالصی‌ها فاضلاب شهری و حضور حیوانات اهلی یا وحشی در مجاورت منابع آب می‌باشد.
ب) ذرات معلق زنده غیربیماری‌زا مانند باکتری‌های ساپروفیت، اغلب جلبک‌ها و تک سلولی‌هایی که در طبیعت به وفور پیدا می‌شوند.
ج) ذرات معلق غیرزنده مانند رس، لیمون که ناشی از فرسایش سطح زمین و سطوح آبخیز می‌باشد.
از نظر فیزیکی ذرات بالا به دو گروه تقسیم می‌شوند گروهی که در حوضچه های ته نشینی و یا صافی‌ها جدا می‌شوند و گروهی که برای جدا کردن آن‌ها احتیاج به مواد منعقد کننده است تا از طریق لخته سازی، به ذرات درشت تری تبدیل شده و حذف شوند.
۲ ـ ناخالصی‌های محلول
این دسته شامل املاح معدنی، ترکیبات آلی و گازهای محلول می‌باشند که می‌توان آن‌ها را به صورت زیر گروه بندی نمود:

الف) املاح محلول معدنی که اغلب به صورت املاح کلسیم، منیزیم، سدیم، آهن، منگنز و۰۰۰ می‌باشد که برخی از آن‌ها مصرف آب را محدود می‌نمایند که در جای خود بحث خواهد شد.
ب) گازهای محلول مانند اکسیژن، انیدرید کربنیک، هیدروژن سولفوره، ازت وغیره می‌باشند و این نوع ناخالصی نیز کیفیت شیمیایی آب را تحت تاثیر قرار داده و ممکن است باعث نامطلوب بودن آن شود.
منابع تامین آب
آب یک منبع حیاتی است که معمولا از محدودیت خاصی برخوردار است آب شیرین موجود در محدوده جغرافیایی خاصی تقریبا ثابت و جوابگوی جمعیت محدودی است.
منابع آب مشروب اجتماعات را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود:
الف) منابع سطحی
آب‌هایی که در قالب آب باران، آب رودخانه، آب دریاچه های طبیعی، آب دریاچه ها یا سدهای ذخیره ای و قنوات در طبیعت موجود هستند و در صورتی که استحصال و بهسازی، نگهداری و بهره برداری آن‌ها با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی و فنی مقدور باشد به عنوان منبع آب آشامیدنی انتخاب می‌شوند.
ب) منابع آب زیرزمینی
منابعی نظیر چشمه سارها، آب چاه های کم عمق، چاه های عمیق، چاه های جاری و آب حاصل از کانال‌های ساخته شده منابع آب زیرزمینی را تشکیل می‌دهند.
ج) منابع آب شور
و بالاخره در شرایطی که هیچ کدام از منابع فوق جهت دستیابی به آب شیرین مقدور نباشد سومین منبع عبارت خواهد بود از آب دریاها و دریاچه های شور یا آب‌های شور زیرزمینی.
اکثر اجتماعات شهری و روستایی ایران از منابع آب‌های زیرزمینی بهره برداری می‌کنند. در دو دهه اخیر چندین طرح بزرگ و متوسط انتقال آب‌های سطحی منابع دوردست نیز تهیه و اجراء شده است. منبع اصلی آب آشامیدنی شهرهایی مانند مشهد، شیراز، تبریز، بندر عباس، کرمانشاه، کرمان و بخشی از تهران از منابع آب زیرزمینی است. اغلب روستاهای ایران به روش سنتی و علمی لیکن بعضا غلط از آب زیرزمینی استفاده می‌کنند. انتخاب منبع آب آشامیدنی اجتماعات چه شهری و چه روستایی، کوچک یا بزرگ مبتنی است بر هزینه تهیه، تصفیه و توزیع آن. لازم است حداقل امکانات فنی اجرایی در حد معقول، وجود داشته باشد، پس با لحاظ نمودن جنبه اقتصادی و بهداشتی منابع احتمالی آب، شناسایی و از بین آن‌ها منبع مقرون به صرفه و مطمئن انتخاب گردد. در هر حال، منبع آب آشامیدنی بایستی درنهایت آب سالم و پاکیزه ای در اختیار مصرف کننده قرار دهد.
آب سالم و پاکیزه
آب آشامیدنی، علاوه بر سالم بودن لازم است پاکیزه نیز باشد. زیرا آب سالم وکدر یا بامزه نامطلوب و داشتن رنگ، ممکن است مورد اعتراض مصرف کننده قرار گرفته و مصرف کننده به طرف آب به ظاهر پاکیزه ای گرایش پیدا کند که از نظر کیفیت شیمیایی و میکروبی، نامطلوب باشد. آب سالم آبی است که حتی در درازمدت مصرف آن خطری برای مصرف کننده ایجاد نکند. توصیه می‌شود آب آشامیدنی نه تنها کاملا سالم باشد بلکه باید ” پاکیزه” یعنی مورد پسند مصرف کننده هم باشد.چنین آبی را می‌توان ” پذیرفتنی” یا ” نوشیدنی” تلقی نمود. آب آشامیدنی از طریق تعیین کیفیت فیزیکوشیمیایی ومیکروب شناختی ارزیابی وانتخاب می‌گردد.
ویژگی‌های آب سالم
۱ ـ عاری از عوامل زنده بیماری‌زا باشد۲ ـ عاری از مواد شیمیایی زیان آور باشد۳ ـ بدون رنگ و بو، و طعم مطبوع داشته باشد۴ ـ قابل استفاده برای مصارف خانگی باشد
آبی که یک یا دو مورد از ویژگی‌های فوق را نداشته باشد (بویژه مورد یک و دو) آن را آلوده و برای شرب غیرقابل مصرف می‌دانند.
آلودگی آب
آب خالص مطابق ساختمان شیمیایی آن به هیچ وجه در طبیعت وجود ندارد، لیکن انواع ناخالصی‌ها به صورت حل شده، معلق یا بینابینی با خود دارد. که در بخش ناخالصی‌های آب آمده است. جنبه وخیم تر، آلودگی آب ناشی از فعالیت‌های انسانی است مانند شهرنشینی و صنعتی شدن.
تعریف آب آلوده
آبی که دارای عوامل بیماری‌زای عفونی یا انگلی، مواد شیمیایی سمی، ضایعات و فاضلاب خانگی و صنعتی باشد را آب آلوده گویند. آلودگی آب از فعالیت‌های انسانی، نشات می‌گیرد. منابع آلاینده آب عبارتند از:
الف) گندآب که عوامل زنده بیماری‌زا و مواد آلی تجزیه پذیر را در بردارد.
ب) مواد زائد تجاری و صنعتی در بر دارنده عوامل سمی از نمک‌های فلزی یا مواد شیمیایی پیچیده مصنوعی.
ج) آلاینده های کشاورزی نظیر کودها و آفت کش‌ها.
د) آلاینده های فیزیکی مانند گرما (آلودگی حرارتی) و مواد پرتوزا.
آلودگی را می‌توان به عنوان یک تغییر نامطلوب در خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی آب تعریف کرد که باعث به خطر انداختن سلامت، بقاء و فعالیت‌های انسان یا سایر موجودات زنده می‌شود. آلودگی از نظر پایداری نیز قابل بررسی و مطالعه است. لذا از این دیدگاه دو نوع آلودگی وجود دارد. آلودگی قابل انحطاط و آلودگی غیرقابل انحطاط.
آلوده کننده قابل انحطاط را می‌توان تجزیه کرد، از بین برد و یا برای برخی فعالیت‌ها مصرف نمود. از این طریق حد قابل پذیرش آلودگی را می‌توان طی مراحل طبیعی یا با روش‌های مهندسی (سیستم‌های تصفیه) نقصان داد. البته در صورتی که سیستم تحت تاثیر شوک ناشی از آلاینده، شکست نخورده باشد یا به عبارتی آلودگی لبریز نگردد. این دسته خود به دو گروه تقسیم می‌شوند قابل انحطاط تند و کند، آلوده کننده های قابل انحطاط تند، نظیر فاضلاب انسانی وزائدات حیوانی و کشاورزی، معمولا خیلی سریع قابل تجزیه اند.
آلوده کننده های قابل انحطاط کند، مانند د.د.ت و بعضی از مواد رادیواکتیو به کندی تجزیه می‌شوند به هرحال اجزای آن‌ها یا کاملا تجزیه شده و یا به حدّ غیرقابل ضرر کاهش می‌یابند. آلوده کننده های غیرقابل انحطاط از راه های طبیعی تجزیه نمی‌شوند. نمونه چنین آلوده کننده هایی عبارتند از جیوه، سرب، ترکیبات آلی ‌هالوژنه ها، دیوکسین‌ها و بعضی از پلاستیک‌ها.
آلودگی آب از نظر منشاء
آلودگی با منشاء زیست شناختی نظیر
الف) باکتری‌ها: وبا، حصبه و اشباه آن، اسهال خونی باکتریال، اسهال به علت اشریشیاکولی، لپتوسپیروزیس و بیماری ناشی از یرسینیا آنتروکولیتیکا و ناراحتی گوارشی ناشی از کمپیلوباکترها.
ب) ویروس‌ها: هپاتیت‌های ویروسی، فلج اطفال، بیماری‌های ناشی از ویروس‌های کوکساکی، اکو و گاستروآنتریت ویروسی.
ج) پروتوزوئرها: آمیبیازیس، ژیاردیازیس، بالانتیدیازیس، نگلریافاولری مولد مننگوآنسفالیت آمیبی و اکانتاموبای عامل مننژیت و ناراحتی تنفسی.
د) کرم‌های انگلی: شیستوزومیازیس، بیماری خارش شناگران، آسکاریازیس، هیداتیدوز، دراکونکولوس، بیماری ناشی از کرم قلابدار و کرم نواری ماهی.
ه) سموم تولیدی از سیانوباکتری‌ها: سمومی که ایجاد ناراحتی کبدی می‌کنند، این سموم توسط میکروسیستیس، اسیلاتوریا، آنابنا و نودولاریا که مسمومیت کبدی ناشی از آن‌ها طی ۲۴ ساعت پس از خوردن، فرد را از پای در می‌آورد.
میکروارگانیسم‌هایی که از طریق آب آلوده به انسان منتقل می‌شوند و دارای اهمیت چشمگیر بهداشتی هستند در جدول شماره ۱ آمده است. در این جدول نیز برخی از میکروارگانیسم‌های فرصت طلب که در افراد با نقص ایمنی نظیر کودکان، سالمندان و یا بیماران HIV مثبت ممکن است ایجاد ناراحتی کنند، ذکر شده است. در صورتی که ارگانیسم‌های فرصت طلب، با تراکم زیادی در آب باشند موجب عفونت‌های مختلفی در پوست، مخاط، چشم، گوش، بینی و گلوی افراد حساس یا با مقاومت پایین می‌گردند. مثال بارز این میکروارگانیسم‌ها پسودومونا آئروژینوزا و گونه های فلاوباکتریوم، آسینتوباکتر، کلبسیلا، سراتیا، آئروموناس و . . . می‌باشد.
امروزه رویکرد جهانی به سمت کشاورزی ارگانیک است. در این سیستم از کشاورزی که شاید برگرفته از کشاورزی سنتی باشد، سعی بر این است تا از نهاده هایی که منشا شیمیایی دارند استفاده نشود (سیلسیور، م. ممیزی، م.ر ۱۳۸۵). تاثیر نامطلوب و اثرات باقی مانده مصرف انواع کودهای شیمیایی، سموم، هورمون ها و… در تولیدات غذایی در کشورهای صنعتی پیشرفته موجب شده است کشاورزی در جهتی کاملا متضاد با روش مدرن تحول یابد و آن جلوگیری از مصرف هر گونه مواد شیمیایی یا نهاده مصنوع انسان در تولیدات و پخش محصولات زراعی، باغی و دامی است. این کشاورزی به کشاورزی ارگانیک موسوم است و در کشورهای مختلف به نام های گوناگون چون کشاورزی بیولوژیکی، کشاورزی پایدار و کشاورزی با مصرف کم مواد شیمیایی نامیده می شود.
در این نوع از کشاورزی از نهاده های سنتز شده مانند کودهای شیمیایی، آفت کش ها، داروهای دامپزشکی، گیاهان اصلاح شده ژنتیکی، نژادی، مواد نگهدارنده، مواد افزودنی و از تابش اشعه ها استفاده نمی شود.
کشاورزی ارگانیک مدیریت تولید مناسب است که باعث تقویت و توسعه سلامت اکوسیستم های زیستی، چرخه های زیستی و فعالیت بیولوژیکی خاک می شود. این نظریه تاکید دارد که از نهاده های داخل مزرعه استفاده شده و از نهاده های بیرونی استفاده ای نشود. و برای این منظور احتیاج به سیستم های تطابق پذیری در هر منطقه داریم. این کار باعث استفاده از روش های کشاورزی زیستی، مکانیکی و بدون استفاده از نهاده های خارجی سنتز شده صورت می گیرد.
مزایای کشاورزی ارگانیک برای محیط زیست
پایداری در مدت زمان طولانی
خیلی از تغییرات محیط زیست در درازمدت اتفاق می افتد. در کشاورزی ارگانیک چون مطابق اکوسیستم رفتار می شود اثر مخربی برای محیط زیست ندارد. در مورد خاک نیز در کشاورزی ارگانیک از کمترین شخم، کودهای بیولوژیک، تناوب کشت مناسب، گیاهان پوششی و… استفاده می شود.
همچنین با بهبود جانوران مفید خاک و تخمیر مواد آلی، بافت خاک بهبود یافته، باروری خاک افزایش می یابد و مواد مغذی بیشتری به خاک داده می شود. به همین دلیل فرسایش خاک کم شده و تنوع زیستی خاک افزوده می شود. در بسیاری از مناطق کشاورزی، آب به دلیل مصرف بی رویه کود و سموم آلوده شده و به دلیل استفاده ی کمتر از این مواد در کشاورزی ارگانیک، آب آلوده نمی شود.
برای باروری خاک در کشاورزی ارگانیک از کمپوست، کودهای حیوانی و کودهای آلی نیز استفاده می شود. برای تولید کودهای شیمیایی باید از منابع تجدیدنشدنی مانند نفت استفاده کرد و چون در کشاورزی ارگانیک از این مواد استفاده نمی شود پس آلودگی هوا نیز کمتر است.
همچنین کشاورزی ارگانیک از اثرات گلخانه ای می کاهد، زیرا خیلی از فعالیت های انجام شده در کشاورزی ارگانیک مانند شخم، استفاده از گیاهان تثبیت کننده نیتروژن، بازگرداندن ضایعات کشاورزی به خاک و استفاده از گیاهان پوششی باعث افزایش بازگشت کربن به خاک گشته و سبب حفظ و ذخیره سازی کربن می شود.
کشاورزی ارگانیک، هم نگهبان تنوع زیستی و هم استفاده کننده از آن است. مثلا استفاده از بذور بومی که مقاومت بیشتری نسبت به بیماری ها و شرایط بد محیطی دارند.
در سطوح بالا ترکیب گیاهان و حیوانات باعث بهینه سازی مصرف انرژی و بازیافت چرخه مواد می شود. در سطوح اکوسیستم، حفظ منابع طبیعی در اطراف کشاورزی ارگانیک و فقدان مواد شیمیایی باعث حفظ حیات وحش شده و همچنین آیش گذاری زمین باعث عدم فرسایش خاک در تنوع زیستی می شود.
استفاده از فرآورده های اصلاح شده ژنتیکی در کشاورزی ارگانیک جایز نیست، زیرا اثرات فرآورده های اصلاح شده ژنتیکی هنوز به خوبی شناخته نشده اند.
کشاورزی ارگانیک هدفش تشویق و توسعه تنوع زیستی است و گواهی های تایید ارگانیک نیز این مساله را در نظر دارند.
کشاورزی ارگانیک با اکولوژی هماهنگ است و باعث تثبیت بافت خاک، حفظ چرخه آب، چرخه کربن، چرخه مواد غذایی و آلودگی کمتر زمین است.
ده علت برای لزوم حرکت به سوی کشاورزی ارگانیک
۱- محصولات ارگانیک استانداردهای بیشتری دارند: گواهی نامه های محصولات ارگانیک به عنوان بیمه هایی است که در تولید این محصولات از مواد شیمیایی و سمی استفاده نشده است.
۲- طعم غذاهای ارگانیک بهتر است: گیاهان تولید شده به روش ارگانیک سالم تر بوده و به عنوان غذاهای خوشمزه تر برای تغذیه انسان و حیوانات می تواند به کار رود.
۳- محصولات ارگانیک خطر بیماری ها را کم می کند: خیلی از مراکز حفاظت محیط زیست دریافته اند که مواد شیمیایی موجود در آفت کش ها اثرات سرطان زایی و بیماری زایی دارند. کشاورزی ارگانیک یکی از راه های کاهش مصرف سموم شیمیایی و کم کردن این مواد در منابع آب، زمین و هوا است.
۴- کشاورزی ارگانیک به منابع آبی احترام می گذارد: برای حذف مواد شیمیایی آلوده کننده و دفع نیتروژن در آب باید به منابع آبی و خاکی احترام گذاشت و آنها را درست مصرف کرد. در کشاورزی ارگانیک این موارد به درستی رعایت می شود.
۵- کشاورزی ارگانیک باعث ایجاد خاک سالم می شود: خاک یکی از منابع اصلی زنجیره غذایی بوده و یکی از اصول کشاورزی ارگانیک ایجاد خاک سالم است.
۶- کشاورزی ارگانیک الگوبرداری از طبیعت است: کشاورزی ارگانیک برای اکوسیستم متعادل ارزش قایل است. طبیعت زنده نیز شامل تناوب کشت در محصولات علوفه ای و استفاده از گیاهان پوششی و باقی مناطق طبیعی است.
۷- کشاورزی ارگانیک هدایت کننده تحقیقات تازه است: تولیدکنندگان ارگانیک به عنوان پیشرو در تحقیق عدم استفاده از آفت کش ها و اثرات مضر آن بر محیط زیست هستند.
۸- تولیدکنندگان ارگانیک در جهت تنوع زیستی تلاش می کنند: از دست دادن تعداد زیادی از گونه ها (تنوع زیستی) یکی از نگرانی های دانشمندان محیط زیست است. به همین دلیل خیلی از کشاورزان ارگانیک درصدد هستند تا گونه های معمولی و بومی را حفظ کنند.
۹- کشاورزی ارگانیک به حفظ سلامت جوامع روستایی کمک می کند: کشاورزی ارگانیک به دلیل سطوح کم آب جوامع روستایی، مفید است و منجر به افزایش درآمد آنها می شود.
۱۰- تنوع غذاهای ارگانیک: بعضی از غذاهای ارگانیک به عنوان جایگزین قابل استفاده هستند و محصولات کشاورزی غیر غذایی، صنعتی نیز در حال تبدیل شدن به تولید ارگانیک هستند مانند تولید پنبه ارگانیک و در نهایت تولید لباس های ارگانیک.



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
نبوت و امامت 2011-05-31T20:30:51+01:00 2011-05-31T20:30:51+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1933 نبوت وامامت پیامبر اکرمصلی الله علیه و اله با آیینی که نور و هدایت است برانگیخته شد تا بشر را به راه های امن و سلامت در دنیا و آخرت رهنمون گردد. این سفیر هدایت و امنیت لاجرم به علم و عصمت الهی پشتیبانی شده بود تا متکی بر این دو، بتواند پیام عظیم پروردگار را برای خیل گسترده بشر تا قیام قیامت به ارمغان آورد. اندکی تأمل در ابعاد این رسالت بزرگ، عظمت زایدُالوصف آن را آشکار می سازد:«هدایت برای همه بشریت»در این میان، قرآن کریم به عنوان سند رسالت نبوی، به تعبیری که در :«روشنگر همه چیز»(نحل۸۹)می باشد

نبوت وامامت
پیامبر اکرمصلی الله علیه و اله با آیینی که نور و هدایت است برانگیخته شد تا بشر را به راه های امن و سلامت در دنیا و آخرت رهنمون گردد.
این سفیر هدایت و امنیت لاجرم به علم و عصمت الهی پشتیبانی شده بود تا متکی بر این دو، بتواند پیام عظیم پروردگار را برای خیل گسترده بشر تا قیام قیامت به ارمغان آورد.
اندکی تأمل در ابعاد این رسالت بزرگ، عظمت زایدُالوصف آن را آشکار می سازد:«هدایت برای همه بشریت»در این میان، قرآن کریم به عنوان سند رسالت نبوی، به تعبیری که در :«روشنگر همه چیز»(نحل۸۹)می باشد و از سوی دیگر در آیات متعددی، رسول اکرمصلی الله علیه و اله را مفسر و تبیین کننده آیات معرفی می کند، از جمله می فرماید:«و قرآن را بر تو فروفرستادیم تا برای مردم، آنچه را بر آنها نازل شده توضیح دهی»(نحل۴۴)اکنون این سؤال به ذهن می آید که اگر پیامبرصلی الله علیه و اله همه هدایت را برای همه بشر آورده و دستمایه این هدایت قرآنی است که مفسر آن نیز شخص رسول گرامیصلی الله علیه و اله است، جایگاه امامت چیست؟به تعبیر دیگر این که شیعه معتقد است:«امامت، ادامه شأن هدایت‌‍‌گری رسول خداصلی الله علیه و اله است»با مبانی فوق چگونه جمع می شود؟ به عبارت دیگر آیا آن چه شیعه درباره امامت عقیده دارد، با مسأله«ختم نبوت»چگونه جمع می شود و نیاز به امام، پس از پیامبرصلی الله علیه و اله و با وجود بقای قرآن کریم در چیست؟
پاسخ را ابتدا از بیان«شکافنده علوم»امام باقرعلیه السلام  می شنویم: راوی در ضمن گفت وگویی در باب نیاز امت به امام پس از پیامبرصلی الله علیه و اله می پرسند:«آیا قرآن برای امت کافی نیست؟»امام می فرمایند:«بله کافی است». چنان چه تفسیرکننده ای (که حقایق قرآن را بیان نماید) بیایند.»
راوی مجدداً می پرسد:«آیا رسول خدا صلی الله علیه و اله قرآن را تفسیر ننمودند؟»امام پاسخ می دهند:«بله قرآن را (به طور کامل) برای یک نفر تفسیر فرمود و مقام آن شخص را به امت معرفی نمود که او علی ابن ابی طالبعلیه السلام است.»
بنابراین امامت به معنی آن است که شخصی در حد و اندازه پیامبرصلی الله علیه و اله علومی را که از جانب خداوند بر سینه دریایی رسولصلی الله علیه و اله فرود آمده، از اینان دریافت کند و به مرور، در حد ظرفیت مخاطبان و اقتضای شرایط به آنان منتقل فرماید.
به پشتوانه این علم عظیم است که امیر المؤمنینعلیه السلام کراراً فریاد می زد:«قبل از آن که مرا از دست دهید، از من بپرسید»و هرگز دامنه سؤال را محدود نساخت، اما این مردمان«علی ناشناس»آن دوران بودند که به فتنه ها دچار شده و علیعلیه السلام را خانه نشین ساختند و در کنار دریا، لب تشنه جان دادند.
با این وصف امامت«ادامه هدایتگری رسول خداصلی الله علیه و اله با پشتوانه علم دریافتی از آن حضرت و متکی به حفظ و عصمت الهی»است و تعارضی با ختم نبوت ندارد.
به دیگر سخن، تمام محتوای عظیم رسالت الهی بر سینه رسول خداصلی الله علیه و اله نازل گردید و به تعبیر امیرالمؤمنینعلیه السلام  خطاب به پیامبرصلی الله علیه و اله پس از رحلت آن بزرگوار:«پدر و مادرم به فدایت، همانا با مرگ شما امری قطع شد که با مرگ هیچ کس قطع نشده بود، یعنی نبوت» (نهج‎/خطبه۲۳۵)اما آن چه از آسمان بر قلب پیامبرصلی الله علیه و اله فرود آمد، پس از حضرت توسط«در شهر علم او»یعنی علیعلیه السلام به مردم می رسید، با همان صیانت الهی که تضمین کننده سلامت پیام و ابلاغ صحیح و کامل آن بود و این یعنی علم و عصمت امام. این است رمز آن که غدیر در قرآن مایه کمال دین و تمام نعمت الهی شمرده شده و هموزن تمام رسالت رسول خداصلی الله علیه و اله محسوب گردیده، زیرا غدیر ضامن ادامه ابلاغ رسالت است. ما در ادامه فرازهایی از خطابه سرنوشت ساز و خطیر رسول خداصلی الله علیه و اله در غدیر خم را که روشنگر مطالب پیش گفته است، ذکر می کنیم:
رسول خدا  صلی الله علیه و اله در فرازی از خطابه فرمود:
خداوند چنین وحی ام فرستاد:«به نام خداوند همه مهر مهرورز. ای فرستاده ما! آنچه از سوی پروردگارت درباره علی و خلافت او بر تو فرود آمده، بر مردم ابلاغ کن وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم – که تنها او سلام است – فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب، برادر، وصی و جانشین من در میان امت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود. او (علی) صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که:«همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند»و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.
در فرازی دیگر فرمود:
هان مردمان! او را برتر بدانید، چرا که هیچ دانشی نیست مگر این که خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوره یاسین یاد کرده که:«و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم.»
و در فرازی دیگر:
هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفای آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطنها و تفسیر آن را آشکار نمی کند، مگر همین شخص که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که:هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست و او علی بن ابی طالب است، برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.
هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گرانسنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گرانسنگ بزرگتر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.
هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.
و نیز فرمود:
هان مردمان! این علی است، برادر و وصی و نگاهبان دانش من و هموست جانشین من در میان امت و بر گروندگان به من و جانشین من در تفسیر کتاب خدا، که مردمان را به سوی خدا بخواند و به آنچه موجب خشنودی اوست، عمل کند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا.
در فرازی دیگر فرمود:
هان مردمان! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جای می گذارم، در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.
هان مردمان! همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور او دانش آن را نزد علی نهادم. پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید و پیرویش نمایید و از آنچه بازتان دارد، خودداری کنید تا راه یابید. به سوی هدف او حرکت کنید. راههای گوناگون شما را از راه او بازندارد!
هان! که من بیم دهنده ام و علی راهنما.
هان مردمان! بدانید که من پیامبرم و علی وصی من است.
هان مردمان! بدانید که همانا من فرستاده خدا و علی امام و وصی پس از من است و امامان پس از او فرزندان اویند.
آگاه باشید! من پدر آنانم، ولی ایشان از نسل علی خواهند بود.
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد شد

َبِّ الشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرْلی اَمْری وَاحْلُل عُقدَه مِنْ لِسانی یَفْقَهوا قَوْلی ”
بعد از اینکه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم ) از این دنیا رحلت فرمودند ، مسلمانان به ۲ گروه تقسیم شدند . یک گروه شیعیان بودند و گروه دوم کسانی که با پایان یافتن نبوت ، به پایان ارتباط خلق با خدا ، اعتقاد داشتند یعنی مردم به درجه ای از عقلانیت رسیدند که گفتند وقتی هیچ واسطه مستقیمی میان ما و خداوند نیست ، همین قرآن و سنتی که پیغمبر (ص) آوردند ، برای ما کافیست . این عده را اهل سنت نامیدند . به این دلیل که مثلاً با سنت پیغمبر (ص) ، به درجه کفایت رسیدند .
اتفاقاً فکر می کنم اهل سنت واقعی ، خود ما شیعیان هستیم ، چون اهل سنت نسبت به کلام پیغمبر (ص) باید اطاعت داشته باشند و در کلام پیغمبر (ص) جملات زیادی وجود دارد مبنی بر این که بعد از رحلت ایشان ، ارتباط انسانها با خداوند قطع
نمی شود . اینجاست که بحث امامت پایه گذاری می شود و در حقیقت این تنها عقیده مذهب شیعه است . یعنی به غیر از سه اصل ( توحید ، نبوت و معاد ) که تمامی مسلمانان به آن اعتقاد دارند ، اصلی دیگری نیز وجود دارد که تنها شیعیان معتقد به آن هستند و آن اصل امامت است که باعث جدایی مذهب شیعه از مذهب تسنن گردیده است از این رو شیعیان را امامیه نیز می نامند . مذهب امامیه خود به
فرقه های مختلفی تقسیم می شود ( حدوداً ۷۲ فرقه ) و ما شیعیان را که به امامت ۱۲ امام (ع) اعتقاد داریم ، شیعه اثنی عشری می نامند .
بحثی که پیش می آید این است که با توجه به اوضاع و شرایط امروز که آمریکا عراق را اشغال نموده و مردم آن را به بهانه های مختلف قتل عام می کند ، آیا این درست است ، فقط به این دلیل که الان زمان وحدت مسلمین است ، از مطرح کردن این بحث ( بحث امامت ) خودداری کنیم ؟ خیر ، در طول تاریخ ما همواره شاهد چنین جنگهایی بوده ایم ، و در همه حال به وحدت مسلمین نیز اعتقاد داشته ایم اما طرح این بحث ضرورت دارد .

ضرورت بحث امامت :

آیا این بحث ، با شرایط همیشگی جهان ، باعث اختلاف و غفلت از دشمنان حقیقی اسلام نمی شود ؟ جواب ۱ ـ اگر بحث ، به منظور رسیدن به حقیقت باشد ، و هدف ما برطرف کردن همین اختلافات دینی باشد ، این سؤال جایگاهی ندارد .
جواب ۲ ـ در میان فرقه های مختلف اهل سنت و شیعه نیز دسته ها و گروه های فراوانی وجود دارد و این دلیل نمی شود که برای رسیدن به حقیقت ، بحث نکنیم . جواب ۳ ـ به دلیل بحث نکردن و روشن نبودن اینگونه مباحث در نزد اهل سنت ، زمینه ای ایجاد شده که با تهمت های واهی شیعه را مشرک ، کافر و حتی ملحد
می خوانند . برای نمونه : چند روز پیش ابومصعب زرقابی ، قائم مقام طالبان ، در صحبت های خود آیت الله سیستانی را رئیس الکفار و امام الکفار نامیده است !
جواب ۴ ـ چرا فکر می کنیم در بین مسلمانان دشمن نداریم ؟ چرا فکر می کنیم وهابیت از صهیونیست بهتر است ؟ به عقیده ما فرقه ای که اسلام را بدنام کرده ،
( مانند القاعده ) و با دامن زدن به تهمت های واهی و از مُد افتاده ، با غرض کامل ، سعی در کوبیدن مترقی ترین فرقه اسلامی یعنی شیعه را دارد ، یک دشمن است .
چه کسی می گوید ما با وهابیت می سازیم ؟ ما با اسرائیل دشمنیم . ما با وهابیت هم دشمنیم . به نظر ما و در مکتب حضرت امام (ره) ، اسلام آمریکایی با اسلام وهابی هیچ فرقی ندارد . این هم آمریکایی است . ضمن این که وهابیت از دو جهت خیانت می کند : هم دشمنی می کند و هم دین ما را بدنام می کند . اینگونه دین ها هم از درون ضربه می زنند و هم از بیرون . لذا اینگونه نیست که ما به خاطر مثلاً آمریکا ، با وهابیت کنار بیائیم . این یک وقت سیاست است که بحثش جداست ، اما الان بحث دین است . به عقیده ما انحرافات وهابیت از انحرافات مسیحیت بیشتر است . و ما نباید کوتاه بیائیم . اگر وحدت هم قرار است رعایت شود ، باید از دو طرف باشد . تمام منابرشان بر علیه ماست . تمام کتابهایشان بر علیه ماست . شبهه هایی که خودشان می دانند جواب دارد ، می دانند اما جرأت نمی کنند بحث کنند .
چندی پیش تلویزیون عربی بی بی سی مناظره ای را میان یک دکتر شیعه و یکی از ملاهای اهل تسنن ترتیب داد ، اما بعد از ۸ جلسه ، این مناظره قطع شد ! چرا ؟ خودشان می دانند در اشتباهند . آنها دنبال حقیقت نیستند . آنها از روی بغض و کینه و حتی شاید از روی مأموریتی که از سوی دشمنان دارند ، فقط درصدد بدنام کردن اسلام هستند . چه کسی می گوید اینها دشمن نیستند ؟ چرا نمی آیند بحث کنند ؟ چرا نمی آیند مناظره کنند ؟ چرا فقط شبهه پراکنی می کنند ؟ مگر ما در شهر قم ، دارالتقریب نداریم ؟ مگر ما مجمع تقریب مذاهب نداریم ؟ بیایند حرف هایشان را بزنند . خودشان نمی آیند . هیچ حرفی هم ندارند . در تمام ایران اسلامی شما برای یک مرتبه هم که شده ، مناظره شیعه و سنی را نمی توانید ترتیب دهید . حتی یک مرتبه !
اصلاً نمی آیند . چرا ؟ چون می دانند مطالبی که بیان می کنند ،‌ جواب دارد . و اگر ما بخواهیم به آنها گیر بدهیم ، واقعاً مسائل مسخره زیادی در کتاب هایشان وجود دارد . چیزهایی که انسان اصلاً نمی تواند باور کند . به راویانی اعتقاد دارند که هر مسلمانی وقتی سابقه آنها را می شنود ، تعجب می کند و خنده اش می گیرد . یکی از آن روایان ، جزء قاتلین امام حسین (ع) است . روای دیگر ، نگهبان جسد زیدبن علی بن الحسین (ع) است . ( می گویند جسد پسر امام سجاد (ع) ، چهار سال میان زمین و آسمان آویزان بوده است ، و این شخص جزء کسانی بوده که مدتی را به نگهبانی از جسد او می پرداخته ! ) چنین راویانی دارند !

فرقه های مختلف شیعه غیر از اثنی عشری ، آنقدر ضعیفند ( هم از نظر تعداد و هم از نظر منطق ) که اصلاً به حساب نمی آیند . فرقه هایی مانند ۳ امامی ، ۴ امامی ، ۵ امامی ، زیدیه ، اسماعیلیه و . . . اینها اصلاً قدرت اینکه در مقابل وهابیت بایستند را ندارند . و حتی اگر بخواهیم میان آنها و شیعه اثنی عشری مناظره ای قرار بدهیم ، قبول نمی کنند و در مناظره شرکت نمی کنند . به مذهب شیعه اثنی عشری هم که نگاه می کنیم ، می بینیم ، در خود این مذهب هم اختلافاتی وجود دارد . و ما متأسفانه خودمان هم با هم به توافق نرسیده ایم . و ما نمی توانیم بگوئیم الان سیصد رساله ای که وجود دارد ، بیائیم با هم بنشینیم و بحث کنیم و این سیصد رساله را تبدیل به یک رساله کنیم . البته این اختلافات زیاد مهم نیست و اتفاقاً این اختلافات موجب رشد است . این رقابت دینی موجب رشد می شود .
اما در خصوص اختلافاتی که با فرقه های دیگر داریم می گوئیم بیائید با هم به نتیجه واحد برسیم اما نمی آیند . یکی از بزرگان نقل می کرد ، چندی پیش در ماه رمضان به کشور مصر رفته بودم . یکی از ملاهای مصر ( از اهل سنت ) به دیدن ما آمد . ظهر بود . گفت : تشنه هستم ، مقداری آب بیاورید . با خود گفتم : حتماً مریض است و
نمی تواند روزه بگیرد . بعد گفت : مگر نهار نمی آورید ؟ گفتیم : ماه رمضان است ! گفت : من گرسنه هستم باید غذا بخورم . رفتیم از هتل مقداری غذا تهیه کردیم و آوردیم . غذا را خورد . گفتیم : شما مشکلی دارید ؟ چرا روزه نمی گیرید ؟ گفت : نه ! گفتم : پس حتماً مسافر هستید . گفت : نه ، مسافر هم نیستم . گفتم : حتماً صبح اتفاقی افتاده و روزه شما باطل شده و افطار کرده اید ؟! گفت : نه ، آن هم نیست . گفتم : پس مسئله چیست ؟ گفت : من اصلاً روزه نمی گیرم ! نماز هم نمی خوانم !!
گفتم : چرا ؟ گفت : برای اینکه نماز و روزه بدون ولایت آقا امیرالمومنین (ع) به هیچ دردی نمی خورد ! جای ما آخر جهنم است ، لذا مگر بیکار هستیم روزه بگیریم و یا نماز بخوانیم ؟!
گفتم : خُب چرا اعلام نمی کنید که شیعه هستید ؟ گفت : اگر اعلام کنم ، بیکار
می شوم ! نمی دانم چکار کنم ؟ یعنی شما می گوئید بروم در حوزه شیعه از اول شروع کنم ؟ من الان خودم ملا هستم . اینجا زندگیم می چرخد . اگر اعلام کنم زن و بچه ام از گرسنگی می میرند .
بحث اهل سنت اینگونه است . متأسفانه ، چون بحث هوای نفس به میان می آید و علمای آنها به کار گرفته شده اند ، به توافق رسیدنمان خیلی بعید است .

اهل سنت شامل ۴ فرقه رسمی و ۴۰۰ فرقه غیررسمی است . در خود آنها هم تشتت آراء وجود دارد و اختلافاتی که مثلاً فرقة حنفی از نظر فقهی با فرقه شافعی دارند ، از اختلافاتی که ما با شافعی داریم ، بسیار بیشتر است . البته به ظاهر این گونه است . شافعی ها ظاهراً در مبانی فقهی به ما خیلی نزدیکند و همان طور که می دانید شمال و غرب ایران و عراق شافعی هستند و جنوب ایران هم حنفی . به ظاهر شافعی ها از همه به ما نزدیکترند ، ولی در باطن چنین نیست و همان مذهب حنفی از همه به ما نزدیک تر است . ولی اختلافاتی که این دو فرقه ( شافعی و حنفی ) با یکدیگر دارند ، خیلی زیاد است .

امامت چیست ؟

امام (ع) یعنی جانشین پیغمبر (ص) با ۲ تفاوت : ۱ ـ وحی به او نازل نمی شود .
۲ ـ پیامبر (ص) مؤسس مکتب و امام (ع) پاسدار مکتب است .
از نظر شیعه ، امام معصوم (ع) ، رهبر معنوی ،‌مادی ، ظاهری ، باطنی و حکومتی مردم است . عصمت دارد و برای هر زمانی وجود دارد . اعتقاد ما بر امامت حضرت علی (ع) ، و یازده نفر از فرزندانش تا امام زمان (عج) بر جهان است .

دلایل وجود امامت :

۱ ـ برای دستیابی به تکامل ، راهنما و امام لازم است و خداوند لوازم تکامل و وصال را باید برای ما قرار دهد . زیرا محبت خداوند ایجاب می کند ما را سردرگم رها نکند که به این دلیل “ قاعده لطف ” نیز می گویند .
۲ ـ اگر به متون دینی دقت کنیم ، می بینیم با وجود قرآن و سنت نبوی ، کار برای انسانها تمام نشده و حجت تکمیل نیست . یعنی در قرآن و سنت پیامبر (ص) ، تمام مسائلی که ما لازم داریم ، نیامده است و هنوز باید کسی باشد که این مسیر را ادامه بدهد .
۳ ـ پیامبر (ص) به دلیل عقل و فطرت سالم خویش و از آنجا که به جزئی ترین مسائل مردم توجه داشته ، حتماً برای جانشینی خویش نیز تدبیری اندیشیده است .

یکی از علمای ما در مناظره ای که با یکی از بزرگان اهل سنت داشت ، گفت : من به دین شما اعتقاد پیدا نمی کنم . چون شما بر این اعتقاد هستید که خلیفه اول ابوبکر ، عقلش از پیغمبر (ص) بیشتر بوده است . عالم سنی می گوید : ما چنین اعتقادی نداریم !
ـ شما مگر ننوشته اید : ابابکر وقتی از دنیا رفت ، در وصیت نامه اش مشخص کرد که جانشین پس از من عمر خطاب است ؟
ـ بله .
ـ خُب این یعنی عقل ابابکر بیشتر از عقل پیغمبر (ص) بوده است ! شما بر این عقیده هستید که پیغمبر (ص) عقلش نکشید برای خودش جانشین تعیین کند ؟! آن هم در چنان وضعیتی که جامعه آن روز قرار داشت ! اما ابوبکر عقلش کشید و خواست که مردم را نجات دهد .
یعنی پیامبر (ص) عقلش نمی کشید که اگر جانشینی تعیین نکند ، انصار و مهاجرین به جان هم می افتند و هزاران فرقه می شوند و ابوبکر عقلش کشید !!
یعنی اصلاً سیستم پیغمبر اکرم (ص) سیستمی بوده است که وقتی به این همه جزئیات توجه می کرده ، بعید است از چنین مسئله بزرگی ، غفلت کرده باشد .

سؤال : شما در صحبت هایتان فرمودید یکی از دلایل وجود امامت این است که با وجود قرآن و سنت نبوی ، حجت تکمیل نیست ، این مورد را توضیح دهید ؟
جواب : حجت تکمیل نیست یعنی این که ،‌ ما برای رسیدن به تکامل نیاز به یک سری مسائل داریم . وقتی به قرآن و مبانی اهل بیت (س) دقت می کنیم ، می بینیم ، تمامی آن چه ما نیاز داریم ، در مبانی پیغمبر (ص) و یا قرآن وجود ندارد . یعنی همین الان هم اگر امام زمان (عج) نباشند ، برای ما حجت تکمیل نیست . چون ما سؤالات زیادی داریم و خداوند که می خواهد ما را به وصال خود برساند ، نمی تواند یک سری مسائل را ناقص بگذارد و بگوید خودتان بروید و به کمال برسید . قرآن هم به تنهایی برای رسیدن به تکامل ناقص است . چرا که خیلی از مسائل در قرآن بیان نشده است . و دلیل آن هم ، فقط همین است که ما غیر از قرآن به سه منبع دیگر نیز پی ببریم و از آنها هم استفاده کنیم . نقص قرآن ما را به این رسانده است که باید پیغمبر (ص) هم داشته باشیم ، نقص پیغمبر (ص) ما را به این رسانده است که امامت هم باید داشته باشیم ، نقص امامت ما را به این رسانده است که باید اجماع و عقل هم داشته باشیم . اینها را نباید از زندگی خط زد . در حقیقت خداوند از این طریق پله پله مراحل تکامل را برای ما باز کرده است و فرموده باید از اینها استفاده کنید . اینها هر کدام به تنهایی ناقص است . یقیناً قرآن هم به تنهایی هیچ دردی را از ما دوا نمی کند . یعنی اگر انسان بخواهد نماز بخواند از قرآن نمی تواند بیاموزد که چگونه نماز بخواند . وضو گرفتن را نمی تواند از قرآن بیاموزد . باید کسی باشد که شرح بدهد ، توضیح بدهد و تفسیر کند
نبوت
نبوت در نهج البلاغه
از جمله موضوعاتى که در نهج البلاغه در چند جا تکرار شده مساله نبوت است و رسیدگى به آن علاوه بر این که موضوعى از نهج البلاغه را براى ما روشن مى کند، یک مساله اساسى از مسائل اسلامى را نیز تبیین مى کند. مساله نبوت را نه تنها به عنوان یک مساله قابل تعقیب در نهج البلاغه مى توان بررسى کرد بلکه آن را می توان به عنوان یکى از مسائل بسیار اصولى و مهم ایدئولوژى اسلامى و محور سایر مسائل، مورد پیگیرى و فهمیدن قرار داد و در طیف وسیعى از مطالب و مباحثى که بر گرد این محور قرار مى گیرد، مسائل بسیارى از اسلام را جا داد، از جمله مساله توحید؛ و معتقدیم اگر بخواهیم به مساله توحید از ابعاد اجتماعى و کلا انقلابى آن نگاه کنیم باید آن را به عنوان مساله اى از مسائل نبوت تحت بررسى و پیگیرى قرار دهیم.
ما در این بحث عناوین مختلف و فصول گوناگونى از بحث نبوت را مطرح کرده و در ذیل این عناوین سخن على بن ابى طالب «ع» در نهج البلاغه را پیش کشیده و آن را شرح مى کنیم، تا در ضمن بحث از مسائل اسلامى بخش هاى مهمى از نهج البلاغه شریف ترجمه و تفسیر گردد.
براى شروع مباحث نبوت در نهج البلاغه، مقدمه اى را عنوان مى کنیم. ما در این بحث به مساله وحى نمى پردازیم بلکه به نبوت به چشم یک واقعیت تاریخى و یک حادثه تردیدناپذیر نگاه مى کنیم. بى گمان در تاریخ بشریت حادثه اى که ما نام آن را نبوت مى گذاریم اتفاق افتاده است و در وجود این حادثه میان ما و میان بى اعتقادان به نبوت اختلافى نیست، اختلاف در تفسیر این حادثه است، اختلاف در مضمون پیامى است که در این حادثه وجود دارد، اما در اصل حادثه در این واقعیت تاریخى میان ما و هیچ یک از انسان هایى که با تاریخ سر و کار دارند اختلافى وجود ندارد. موسى یک پدیده اى است که در تاریخ ثبت شده، عیسى و دیگر پیامبران با تاریخچه هاى کم و بیش روشن یا مبهم همینطور. ما در این بحث نبوت را با این دید مى نگریم یعنى این حادثه تاریخى را در نظر مى گیریم بعد در اطراف آن بحث مى کنیم. اولاً بحث مى کنیم که در هنگام وقوع این حادثه زمینه اجتماعى چگونه بوده است؟ یعنى این حادثه در چه موقعیت زمانى و تاریخى و در چه وضعیت اجتماعى واقع شده است؟ بعد بررسى مى کنیم که این حادثه از کجاى جامعه سر برآورده؟ از کدام طبقه؟ از کدام قشر؟ از چه تیپ انسانی، از پادشاهان، از مستضعفان، از عالمان و متفکران و اندیشمندان؟ بعد بحث و مطالعه می کنیم که این حادثه داراى چه جهت گیرى بود، آیا به سود طبقه خاصى مى اندیشید، آیا به سود مادیون مى اندیشید؟ آیا به جنبه هاى عرفانى و معنوى مى اندیشید؟ چه هدفى در کار بود؟ داراى چه جهت گیرى اجتماعى و فکرى بود؟ همچنین بحث مى کنیم که وقتى این حادثه واقع شد نخستین شعارى که این پیام آور آورد چه بود؟ نمى گوییم پیام آور از غیب، تا کسانى بگویند ما به غیب اعتقاد نداریم، این اختلاف را مى گذاریم براى بعد، به هر حال حادثه اى بود که پیام آورى در آن پیامى ارائه مى کرد، آیا این پیام، مخالفانى یا موافقانى در جامعه داشت یا نه؟ اگر داشت چه کسانى بودند، از چه قشر هایى و با چه انگیزه هایى در مخالفان، و نیز از چه قشرهایى و با چه انگیزه هایى در موافقان، و با کدام ابزار از ابزارهاى کمک و معاونت.
همچنین در هدف این پیام بحث مى کنیم، آیا هدف در این حادثه چه بود: رفاه زندگى مادی، برداشتن فاصله طبقاتی، بالا بردن سطح اندیشمندى و هوشمندی، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اینها سوالهائى ست که براى شناختن آن حادثه، حادثه اى که بى گمان یک واقعیت اجتماعى به حساب مى آید، لازم است و پاسخ به این سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود. این قبیل بحث ها که شامل حدود پانزده سوال پیرامون مساله نبوت را براى ما مطرح مى کند جوابهایى را به دنبال مى آورد که وقتی آنها را از متون اسلامى گرفتیم یک منطقه عظیمى از اندیشه اسلامى براى ما روشن می شود.
از جمله این سوالهاى یکى همین است که این پیام آور به چه چیز یا به چه کسى دعوت مى کرد، مساله توحید مطرح مى شود و اینجاست که توحید بعد اجتماعی، بعد انقلابی، سیاسی، اقتصادى پیدا مى کند واز این قبیل، ما همین رشته بحث را در نهج البلاغه دنبال مى کنیم واز این قبیل، ما همین رشته بحث را در نهج البلاغه دنبال مى کنیم البته کوشش مى کنیم که در هریک از این بحث ها به ترجمه بسنده نکنیم بلکه در اطراف آن مسئله بحث مشروح ترى داشته باشیم و یا این که محور بحث نهج البلاغه است از آیات قرآن و مباحث عقلى نیز به تناسب بهره خواهیم گرفت.
اولین بحثى که به شکل سوال مطرح است در زمینه ظهور نبوت هاست، نبوت ها در چه موقعیت زمانى و ذهنى و اجتماعى بروز کرده است؟ این به ما کمک خواهد کرد که پیام نبوت ها را بهتر بشناسیم. در نهج البلاغه چند جا به سئوال ما پاسخ داده شده است.
۱-در خطبه اول به دو مناسبت در این زمینه بحث شده است:
الف: و اصطفى سبحانه من ولده انبیاء اخذ على الوحى میثاقهم و على تبلیغ الرساله امانتهم لما بدل اکثر خلقه عهدالله الیهم فجهلوا حقه، و اتخذوا الانداد معه، و اجتالتهم الشیاطین عن معرفته، و اقتطعتهم عن عبادته فبعث فیهم رسله …… ۱
در این عبارت چگونگى زمان ظهور پیامبران بیان شده است:
زمانى که بیشترین آفریدگان خدا فرمان خدا را دگرگونه کردند و حق خدا را ندانسته و رقیبانى را با او پذیرفتند و شیاطین، آن را از شناخت خدا بازداشته و از عبودیت او برگردانده بودند، در چنین دورانى بود که خدا پیامبرانش را در میان مردم برانگیخت.

زمینه ظهور پیامبران
در نهج البلاغه به قسمت هاى دیگرى مى توان دست یافت. آنچه در این فراز آمده به چند خصوصیت از جامعه جاهلى اشاره فرموده است:
۱-بیشترین آفریدگان خدا در این زمان فرمانى را که خدا به انسان سپرده دگرگونه کرده اند، منظور از فرمانى که خدا به انسان سپرده چیست؟ فرمانى که ما کلمه عهد را به جاى آن ترجمه کردیم منشور است که حاکمى و بزرگى براى زیر دست خود مى نویسد، ابلاغى که رئیس به مرئوس خود مى دهد، عهد مالک اشتر یعنى منشور. در آن روزگار بیشترین انسانها منشور الهى را دگرگونه کردند، قرآن در چند جا به این منشور اشاره کرده است، بعضى جاها با کلمه عهد یعنى با همین لغت و واژه اى که در این خطبه به کار رفته و در جاى دیگر با واژه ها و عنوان هاى دیگر.
از جمله این آیه است:
الم اعهد الیکم یا بنى آدم ان لاتعبدوا الشیطان۲
اى فرزندان آدم آیا من به شما فرمان ندادم که شیطان را عبودیت نکنید.
آیه دیگر:
و قضى ربک ان لاتعبدوا الا ایاه۳
خدا حکم کرده و فرمان داده است که عبودیت نکنید مگر او را
پس اینجا هم فرمان خدا و عهد الهى یعنى عبودیت فقط خدا.
در آیه سوم این طور آمده است:
و اشهد هم على انفسهم الست بربکم قالوا بلى شهدنا
خدا انسان ها را در دوران پیشین «دوران ذر» (به تعبیر روایات) بر خویشتن گواه کرد، آنها را گواه بر خودشان گرفت به اینگونه که گفت: «الست بربکم» آیا من پروردگار شما نیستم؟ «قالوا بلی» انسان ها با زبان فطرت و طینت خودشان گفتند چرا، یعنى انسانیت به طور طبیعى اعتراف کرده به این که بنده خداست و باید خدا را عبودیت کند. اینست عهدى که امیرالمومنین در این خطبه به آن اشاره مى کند و فرمانى که خدا به آن سپرده و آنها را موظف به انجام آن فرمان کرده است ولى آنان دگرگونه اش کردند، خدا فرمان داده بود که از شیطانها، بتها، از رقیبان پندارى خدا یعنى خداوندان زر و زور و خداگونگان، در هر جامعه به هر نحو و با هر عنوان اطاعت نشود اما انسانها این فرمان را دگرگونه کرده بودند بعضى بتها را عبادت مى کردند و بعضى خود را بت کرده و بر انسان هاى دیگر تحمیل کرده بودند. پس خصوصیت بارز دوران ظهور انبیاء این است که بیشترین انسانها فرمان الهى را یعنى لزوم عبودیت انحصاری الله را دگرگونه کرده بودند و این نتایج بر این دگرگونه کردن بار مى شود پس حق خدا را ندانسته و رقیبانى رابا او پذیرفته اند و شیطانها آنها را از شناخت او بازداشته و از عبودیت او برگردانده بودند. در این دوران، خدا نبوت ها و بعثت ها را در جامعه بوجود مى آورد.
باز در خطبه اول در جاى دیگر به مناسبت ظهور پیغمبر اسلام این کلمات ذکر شده است. و این را مى دانیم که زمینه ظهور همه پیامبران یکسان و یکنواخت است، در همان شرایط اجتماعى که پیغمبر اسلام ظهور کرده از لحاظ خطوط کلى دقیقاً در همان زمینه هاست که موسى و عیسى و ابراهیم و هزاران پیغمبر دیگر ظهور کردند. بنابراین آنچه در مورد زمینه ظهور اسلام در اینجا ذکر شده با زمینه ظهور پیامبران دیگر و بعثت هاى دیگر تطبیق مى کند و آن جمله اینست:
و اهل الارض یومئذ ملل متفرقه و اهواء منتشره و طوائف مشبه بین لله بخلقه او ملحد فى اسمه او مبشیر الى غیره۴
مردم روى زمین در آن هنگام فرقه هاى جدا جدا داراى هوس های پراکنده و شیوه هاى گوناگون بودند کسانى خدا را با آفریدگانش همانند مى کردند و کسانى در نام او فرو مانده و به او نرسیده بودند و کسانى دیگر به حقیقتى جز او اشاره مى کردند.
این کلمات، کلمات بسیار پر مغزى است و ما به اختصار به شرح آن مى پردازیم: (مردم روى زمین در آن هنگام که پیامبر ظهور مى کند فرقه هاى جدا جدا بودند). یعنى یک اندیشه همه گیر و همه گستر بر ذهن ها حاکم نبود و این نشانه عدم وجود یک فرهنگ قابل پذیرش، و یا نشانه جدایى ها و اختلاف هاى فراوان میان انسان هاست و خود این از نشانه هاى جهالت است. هوس هاى پراکنده به دو معنا مى تواند باشد.
معناى ساده تر این که انسان ها در هر بخشى از بخش هاى جامعه یا در هر بخشى از بخش هاى روى زمین داراى خواست ها و جهت گیرى هاى ویژه خودشان بودند. کسانى در این گوشه یا در این طبقه یا در این قشر و در این صنف به چیزى شوق می ورزیدند و کسانى در قشر و طبقه و صنف و شغل دیگر به چیز دیگر. آرمان هاى مشترک در جامعه وجود نداشت و این هم نشانه انحطاط یک جامعه است.
معناى دوم: منظور از هوس هاى پراکنده یعنى وقتى شما در سراسر عالم نگاه مى کردید چند قطب و چند قدرت بیشتر وجود نداشت؛ در ایران، ساسانیان بودند و طاغوت هاى ساسانی، در رم امپراطوران روم بودند، در حبشه سلطانى و طاغوت دیگری، در چند نقطه عالم چندین مستبد خودکامه و دیکتاتور در راس زندگى مردم قرار داشتند، هر جا هر طاغوتى در راس یک جامعه اى قرار داشت، آنچه در سطح جامعه مشاهده مى شد و احساس   مى شد کامجویى هاى آن طاغوت بود، اگر در جامعه ایرانى آن زمان ظلم بود، اگر آقایى بى حد و حصر برهمنان و نظامیان و خانواده هاى بزرگ و اشرافى بر مردم تحمیل مى شد این در حقیقت به معناى کامجویى آن طاغوتى بود که در راس قرار داشت او این طور مى خواست و اگر مردم در زیر فشار ظلم طبقاتى و اقتصادى فرهنگى و اخلاقى دست و پا مى زدند این در حقیقت گوشه اى و جلوه اى از کامجویى آن طاغوت بزرگ را نشان مى داد. بنابراین هوس یک انسان در بخش عظیمى از جامعه بشریت و خانواده بشریت مشاهده مى شد و محسوس و ملموس بود. دنیا در یک چنین وضعى بود.

انحراف در شکل بت پرستى
مرم شیوه هاى گوناگونى داشتند، کسانى خدا را با آفریدگانش همانند مى کردند آن کسانى که بر طبق فطرت و جاذبه قلبى و روحى خودشان احساس می کردند که خدایى و آفریننده اى وجود دارد این خدا را در شکل مخلوقات، در شکل موجودات کوچک و محدود و ناقصى مى دیدند. عده اى گاو را مى پرستیدند به عنوان خدا، عده اى بت چوبى و سنگى یا هر نوع بت دیگر را مورد پرستش قرار مى دادند، بنابراین خدا را بر طبق دعوت فطرت مى پرستیدند اما این خدا را به درستى نمى شناختند. گمراهی از این بزرگتر و واضحتر چه مى شود؟ و کسانى در نام او فرو مانده و به او نرسیده بودند، و همین موضوع یک نوع انحراف در ذهن مردم خداجو و خداشناس پدید آورده بود، در اسم خدا فرو بمانند و نتوانند از اسم به آن طرفتر بروند، یک نمونه اش را ما در  دوران هاى باستانى و قدیم مى بینیم مثلاً آن کسانى که با وجود خدا به طور مبهم آشنا بودند چون نمى توانستند خدا را درست بشناسند همین اسم «الله» یا اسم «منان» را مى گرفتند و اسم را مى پرستیدند. اگر از آنها مى خواستى که مصداق این اسم را برایت معین کنند از حقیقت خدا چیزى نمى دانستند لذا این اسم را در این بت یا آن بت منعکس مى یافتند و نمونه دیگرش را ما مى توانیم امروز در بعضى از ایدئولوژى های التقاطى ببینیم که اینها خدا را قبول  مى کنند اما اگر از آنها بپرسى که خدا چیست؟ مى بینى در مفهوم خدا را در معنا و مضمون این کلمه درمى مانند، خدا به معناى کل وجود معنا مى کنند، خدا ره به معناى قوانین حاکم بر طبیعت معنا مى کنند، خدا را با معناى واقعى خودش یعنى آن ذات مستقل واجب الوجود وتردید ناپذیر که آفریننده این عالم است ونه خود این عالم، با این مفهوم برجسته فلسفى قابل استدلال، نمى توانند بشناسند، در اسم خدا درمى مانند، در اسم خدا توقف مى کنند، وقتى که «الله»، «ذات الله» را نتوانند بشناسند، طبیعى است که معرفت عشق، عرفان، جاذبه هاى معنوی، کشش هاى اخلاقى که همه بر مبناى توحید و عرفان و شناخت خداست در یک چنین عناصر به وجود نمى آید، خیلى روشن است وقتى که انسان خدا را مجموعه قوانین آفرینش دانست براى او مناجات، بى معنى است، براى او سوز وگداز عاشقانه و عارفانه امام سجاد(ع) یک عمل پوچ است، براى او دعا و توجه و ذکر بى معنى است، در حقیقت آنچه او قبول دارد الله نیست، مفهوم الله نیست، معناى الله نیست، اسم الله نیست لذا به خاطر این است که امیرالمومنین در اینجا مى گوید «او ملحد فى اسمه» وکسانى در نام او فرومانده و به او نرسیده اند، این هم جزو نشانه هاى مردمى است که در دوران ظهور نبوتها وجود داشتند واین نشانه انحطاط ادیان وانحراف مذاهب در آن زمان است.
در خطبه دوم، امیرالمومنین در همین زمینه بیان مشروح ترى دارد:
الناس فى فتن انجذم فیها حبل الدین، و تزعزعت سوارى الیقین و اختلف النجر، و تشتت الامر، و ضاق المخرج و عمى المصدر، فالهدى خامل، و العمی شامل، عصى الرحمن، و نصر الشیطان، و خذل الایمان فانهارت دعائمه و تنکرت معالمه و درست سبله و عفت شرکه، اطاعوا الشیطان فسلکوا مسالکه و وردوا مناهله بهم سارت اعلامه و قام لوائه، فى فتن داستهم باخفافها، و وطنتهم باظلافها، و قامت علی سنابکها فهم فیها تائهون حائرون جاهلون مفتونون فى خیر دار و شر جیران، نومهم سهود و کحلهم دموع، بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم.۵
در هنگام بعثت پیامبران، مردم دستخوش فتنه هائى بودند که در آن ریسمان دین گسسته بود و دستگیره هاى یقین و باور، سست شده بود و راههاى دگرگونى و اختلاف پیدا کرده بود و کار به پراکندگى گرائیده و راه گریز از این فتنه بر مردم تنگ شده بود و جایگاه بهره گیرى بر مردم مبهم و تاریک مانده بود، هدایت در آن روزگار فرو افکنده و کمرنگ بود. کورى و نابینائى همه گیر بود. خداى رحمان، عصیان و سرپیچى مى شد اما شیطان مورد نصرت و یارى قرار مى گرفت و ایمان بى یاور و بی پشتوانه مى ماند، پایه هاى ایمان متزلزل و ویران بود نشانه هاى ایمان گم بود، راههاى ایمان فراموش شده بود، مردم از شیطانها فرمان مى بردند و راه آنها را می پیمودند به سر منزلى که آنها هدایت مى کردند فرو مى آمدند و لواى شیطان بر پا می گشت، مردم دستخوش فتنه هایى بودند که این فتنه ها مردم را در زیر سم خود مانند حیوان وحشى و ناآرامى لگد مال و آنها را پایکوب مى کرد. فتنه مانند حیوان پیروزمندى که طعمه خود را زیر دست و پاى خود له کرده و گردن برافراشته است از سرکوبى مردم، گردن  برمى افراشت مردم در فتنه ها گم گشته بودند. در بهترین خانه ها با بدترین همسایگان زندگى مى کردند، خواب آنان بدخوابى بود و سرمه چشمشان اشکها بود. در سرزمینى زندگى مى کردند که عالمان لجام زده بودند، و جاهلها عزیز و گرامی مى زیستند.
این زمینه بعثت پیامبران است در کلام امیرالمومنین و شما اگر این کلام را مورد دقت قرار دهید مى بینید که یک تصویر است یک نقاشى است یک اثر به معناى واقعى کلمه هنرى است براى نشان دادن اوضاع و احوال جاهلی. در این ترسیم هنری در یک تابلو که على بن ابى طالب (علیه السلام) روى منبر ایستاده و براى مردم حرف زده است در این حرف زدن که على تابلویى ترسیم کرده است بیشترین قلم، از بدبختى ها و نابسامانیها و نارسائیهاى جامعه مشاهده مى شود از جنبه هاى فکرى مردمى هستند که راه بجائى نبرده اند و هدفشان را نمى دانند چیست نمى دانند براى چه صبح از خواب برمى خیزند، شاید فکر مى کنند که مى دانند اما اشتباه مى کنند و این جمله را اضافه کنم که ما چون دوران اختناق را دیدیم خیلى روشن مى توانیم مضمون این کلمات على بن ابى طالب (علیه السلام) را بفهیم، دقیقاً از اوضاع زمان ماست، زمان مظلومیت ملت ایران و زمان قربانى شدن ملت ایران در زیر دست و پاى جلادان خاندان پهلوى و رژیم آمریکائی، و من در آن روزگار که این خطبه را تشریح مى کردم هر کلمه اى را که  می نوشتم از روى وجدان و احساس یعنى دقیقاً چیزهایى بود که در آن روز ما لمس مى کردیم همه آنچه که در این خطبه و امثال این خطبه از میان زمینه ظهور پیامبران آمده گام به گام و کلمه به کلمه تطبیق مى کرد بر وصفى که ما آن روز مى گذراندیم از لحاظ فکری، مردم در سطح بسیار نازل، و از نظر روانى حیرت زده، فریب خورده بودند شما به این دو سال آخر نگاه نکنید یادتان بیاید از آن روزى که در بعضى شهرستانهاى ایران کسانى از فریب خوردگان به معناى واقعى کلمه روى کامیون ها سوار شده  به نفع رژیم طاغوتى هیاهو مى کردند و وجدان بیدار گروهى از مردم سخت جریحه دار بود، این وجدان عمومى جامعه ما نبود آن کسى هم که حاضر نمى شد کف بزند عملا کف مى زد. آن کسى که سرش بکار زندگى بود در هر کسوتى نه فقط در کسوت کارمندان و حقوق بگیران دولت بلکه حتى در کسوت روحانیون کسانى بودند و بسیار بودند که در عمل بى تفاوت و خونسرد خودشان، تحسین کننده و پذیرنده روشهاى طاغوت بودند، فریب خورده و سرگشته و حیرت زده بودند هیچکس نمى دانست که امروز که از خواب بلند شد دنبال چه مى خواهد برود؟ چرا، مى دانستند دنبال کار روزانه شان باید بروند اما آن کار نبود زیرا هدف است که به کار معنى مى دهد، هدف چیست؟ براى چه دنیایى براى کدام آینده انسان زنده است، براى رسیدن به آن تصویر آرمانى خود، اگر زندگى آرمانى را از انسان بگیرند- انسان هیچ کارى ندارد جز کار    درازگوش آسیاب یعنى درجا زدن در شکل تحرک، در جا زدن هم نوعى تحرک است، اما در حقیقت سکون است. زندگى چنین حالتى دارد. خانه بهترین خانه ها بود زمین خدا با این همه نعمت و سرزمین وجدان و استعداد انسانها و زمینه های نیکی- که در انسان هاى آن روز هم بود و امروز بروز کرده است، این نقطه هاى درخشنده یى که شما امروز مى بینید که جوانان ما پدر و مادر ما در عالمى از رویاهاى انقلابی بسر مى برند رویاهایى که در زندگى روزمره خودشان تعبیر مى کنند و لحظه به لحظه لمس مى کنند، اینها که در ظرف یک لحظه انقلابى نشدند انسان که ناگهان ۱۸۰ درجه تغییر ماهیت نمى دهد. اینها دردهاى پنهان بوده، این سرزمین خیرات و برکات الهى در انسانها و در طبیعت بود.
اما با بدترین همسایگان، این سرزمین همسایگان بدى داشت صاحبان و مالکان بدى داشت، بعد در مورد ایمان و یقین و بقیه خصوصیاتى که مى بینید دقیقا همان زمینه هایى است که خوشبختانه ما مردم در بخشى از عمرمان  بعضى ها دو سال بعضی پنج سال بعضى ها بیست سال آزمودیم، این زمینه بعثت پیامبران و امیرالمومنین (علیه السلام) مى گوید در چنین شرایط و اوضاع و احوالى که بیان کردیم پیامبران مبعوث شدند و این براى ما یک بحث بسیار مهم فکرى است.



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
اس ام اس خنده دار (۴۴) 2011-05-31T20:30:21+01:00 2011-05-31T20:30:21+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1929 آیا میدانید “شب بخیر” در آخر بعضی اسمس ها مساوی با “خفه شو دیگه ” است!؟ . . . یک دستگاه الاغ مدل بالا تیپ قاطر سم اسپرت ارتفاع تا زانو دارای کارت یونجه مصرف صدی یه مشت علف ! گردن هیدرولیک دزدگیر مجیک جفتک پالان چرمی بوق عرعر بلبلی طوسی متالیک فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر  ! . . . حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره می بینه شده ۶۰۰ تومن. می گه:‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم! . . . این خرٍ درونمه که دوست داره ! وگرنه میدونی که خودم ازت متنفرم ! . . . پیامک حیف نون به نا اس ام اس خنده دار - www.arashpic.com

آیا میدانید “شب بخیر” در آخر بعضی اسمس ها

مساوی با “خفه شو دیگه ” است!؟

.

.

.

یک دستگاه الاغ مدل بالا

تیپ قاطر

سم اسپرت

ارتفاع تا زانو

دارای کارت یونجه

مصرف صدی یه مشت علف !

گردن هیدرولیک

دزدگیر مجیک جفتک

پالان چرمی

بوق عرعر بلبلی

طوسی متالیک

فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر  !

.

.

.

حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره

می بینه شده ۶۰۰ تومن.

می گه:‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم!

.

.

.

این خرٍ درونمه که دوست داره !

وگرنه میدونی که خودم ازت متنفرم !

.

.

.

پیامک حیف نون به نامزدش:

با تو هرگز، بی تو اصلا، باهم عمرا !

.

.

.

قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،

دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم

برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !

.

.

.

ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد

و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !

.

.

.

خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت

نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟

.

.

.

فقط کاشف الکل رازی نبود !

مصرف کنندگان الکل هم راضی اند

.

.

.

اگر داری زنی زشت و دغل باز / تو نیکی میکن و در دجله انداز

بکن خود را خلاص از دست آن زن / که ایزد در خیابانت دهد باز !

.

.

.

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن

همونایی هستن که از راه می‌رسن شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق !

.

.

.

بدنبال ناکامی طرح چاپ عکس قلب و روده و قلوه

بر روی پاکت سیگار در ایجاد بی میلی نسبت به

مصرف سیگار

شرکت دخانیات طرح نوشتن “فحش…خواهر – مادر”

را در آینده نزدیک عملی خواهد کرد

.

.

.

سالهای متمادیه برام سواله

واقعاً… ، توکه با عشوه گری، از همه دل میبری ، منو شیدا میکنی ، چرا

نمی رقصی ؟؟؟؟

مشکلت دقیقاً چیه ؟!؟!؟!

.

.

.

اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست واسه اینه که بهترشو پیدا نکرده

.

.

.

می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟

چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟

اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟؟

.

.

.

تفسیر “یک دقیقه”، از زبان کسی که پشت در توالت منتظر ایستاده

با کسی که داخل توالت است, نشان می دهد که زمان یک تعریف واحد ندارد !

.

.

.

غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده

میگن چرا میخندی..؟

میگه تابلوئه فوتوشاپه !



منبع:
http://www.arashpic.com]]>
جدیدترین عکس های دیوید و ویکتوریا بکام در لس آنجلس 2010-05-15T21:15:13+01:00 2010-05-15T21:15:13+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1916 جدیدترین عکس های دیوید و ویکتوریا بکام در لس آنجلس دیوید و ویکتوریا بکام +++ پست های مسابقه ، عکس های داغ هفته ، عکس های کمیاب و دو پست خاص و ویژه این هفته استثنا روز سه شنبه در سلب فا آپدیت خواهد شد از هفته های بعد طبق روال همیشگی یکشنبه ها آپدیت خواهد شد منبع:http://feeds.feedburner.com جدیدترین عکس های دیوید و ویکتوریا بکام در لس آنجلس

دیوید و ویکتوریا بکام
دیوید و ویکتوریا بکام

+++


پست های مسابقه ، عکس های داغ هفته ، عکس های کمیاب و دو پست خاص و ویژه این هفته استثنا روز سه شنبه در سلب فا آپدیت خواهد شد
از هفته های بعد طبق روال همیشگی یکشنبه ها آپدیت خواهد شد




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>
جدیدترین عکس های هیلاری داف و سگش در لس آنجلس 2010-05-15T21:07:44+01:00 2010-05-15T21:07:44+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1917 جدیدترین عکس های هیلاری داف و سگش در لس آنجلس هیلاری داف +++ پست های مسابقه ، عکس های داغ هفته ، عکس های کمیاب و دو پست خاص و ویژه این هفته استثنا روز سه شنبه در سلب فا آپدیت خواهد شد از هفته های بعد طبق روال همیشگی یکشنبه ها آپدیت خواهد شد منبع:http://feeds.feedburner.com جدیدترین عکس های هیلاری داف و سگش در لس آنجلس

هیلاری داف
هیلاری داف

+++

پست های مسابقه ، عکس های داغ هفته ، عکس های کمیاب و دو پست خاص و ویژه این هفته استثنا روز سه شنبه در سلب فا آپدیت خواهد شد
از هفته های بعد طبق روال همیشگی یکشنبه ها آپدیت خواهد شد




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>
کنفرانس خبری جدیدترین فیلم وودی آلن با حضور نائومی واتس در جشنواره کن 2010 2010-05-15T06:43:44+01:00 2010-05-15T06:43:44+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1918 کنفرانس خبری جدیدترین فیلم وودی آلن با حضور نائومی واتس در جشنواره کن 2010 وودی آلن و نائومی واتس – جشنواره کن 2010 وود آلن کارگردان آمریکایی فیلم “You Will Meet a Tall Dark Stranger” «با یک غریبه سبزه قدبلند آشنا می‌شوی» با بازی آنتونیو باندراس، جاش برولین، آنتونی هاپکینز، فریدا پینتو و نائومی واتس که اولین بار در دنیا در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن 2010 نمایش داده شد در کن حضور یافت منبع:http://feeds.feedburner.com کنفرانس خبری جدیدترین فیلم وودی آلن با حضور نائومی واتس در جشنواره کن 2010

وودی آلن و نائومی واتس - جشنواره کن 2010
وودی آلن و نائومی واتس – جشنواره کن 2010

وود آلن کارگردان آمریکایی فیلم “You Will Meet a Tall Dark Stranger” «با یک غریبه سبزه قدبلند آشنا می‌شوی» با بازی آنتونیو باندراس، جاش برولین، آنتونی هاپکینز، فریدا پینتو و نائومی واتس که اولین بار در دنیا در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن 2010 نمایش داده شد در کن حضور یافت




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>
جدیدترین عکس های جنیفر لوپز و شوهرش در سواحل فرانسه 2010-05-15T06:19:00+01:00 2010-05-15T06:19:00+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1919 جدیدترین عکس های جنیفر لوپز و شوهرش در سواحل فرانسه جنیفر لوپز و شوهرش مارک آنتونی – سواحل فرانسه منبع:http://feeds.feedburner.com جدیدترین عکس های جنیفر لوپز و شوهرش در سواحل فرانسه

جنیفر لوپز و شوهرش مارک آنتونی - سواحل فرانسه
جنیفر لوپز و شوهرش مارک آنتونی – سواحل فرانسه




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>
پوستر زیبای فیلم رونوشت برابر اصل عباس کیارستمی با حضور ژولیت بینوش برای جشنواره فیلم کن 2010 2010-05-15T00:37:08+01:00 2010-05-15T00:37:08+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1920 پوستر زیبای فیلم رونوشت برابر اصل عباس کیارستمی با حضور ژولیت بینوش  برای جشنواره فیلم کن 2010 ژولیت بینوش – پوستر فیلم رونوشت برابر اصل «رونوشت برابر با اصل» عباس کیارستمی تولید ایران، فرانسه و ایتالیا یکی از 16 فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم کن 2010 است. ژولیت بینوش و ویلیام شیمل در این فیلم بازی می‌کنند که در توسکانی ایتالیا فیلمبرداری شده است. داستان درباره یک نویسنده میانسال بریتانیایی است که برای تبلیغ کتاب جدیدش به فلورانس می‌آید. او در این شهر با زنی فرانسوی آشنا می‌شود و &#8230 پوستر زیبای فیلم رونوشت برابر اصل عباس کیارستمی با حضور ژولیت بینوش  برای جشنواره فیلم کن 2010

ژولیت بینوش - پوستر فیلم رونوشت برابر اصل
ژولیت بینوش – پوستر فیلم رونوشت برابر اصل
«رونوشت برابر با اصل» عباس کیارستمی تولید ایران، فرانسه و ایتالیا یکی از 16 فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم کن 2010 است.
ژولیت بینوش و ویلیام شیمل در این فیلم بازی می‌کنند که در توسکانی ایتالیا فیلمبرداری شده است.
داستان درباره یک نویسنده میانسال بریتانیایی است که برای تبلیغ کتاب جدیدش به فلورانس می‌آید. او در این شهر با زنی فرانسوی آشنا می‌شود و …
کمپانی MK2 و BB فیلم فرانسه تهیه​کنندگان «رونوشت برابر با اصل» هستند. کیارستمی سال 1997 با فیلم «طعم گیلاس» برنده جایزه نخل طلای کن شد.

+++

در همین زمینه

کیارستمی با «رونوشت برابر با اصل» برای نخل طلای جشنواره کن رقابت می‌کند




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>
عکس های از ستارگان فیلم وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد در فرش قرمز جشنواره فیلم کن 2010 2010-05-15T00:21:39+01:00 2010-05-15T00:21:39+01:00 tag:http://sitetopp.mihanblog.com/post/1921 عکس های از ستارگان فیلم وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد در فرش قرمز جشنواره فیلم کن 2010 «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» اولین نمایش فیلم جدید الیور استون در کن / حرص همچنان خوب است فیلم سینمایی «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» به کارگردانی الیور استون اولین بار در دنیا روز جمعه در بخش خارج از مسابقه شصت و سومین جشنواره فیلم کن نمایش داده شد. فیلم جدید استون که دنباله‌ای بر فیلم سال 1987 «وال استریت» به کارگردانی خود اوست، بحران مالی سال 2008 را دراماتیزه کرده است. مایکل داگلاس در «وال اس عکس های از ستارگان فیلم وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد در فرش قرمز جشنواره فیلم کن 2010

«وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد»
«وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد»

اولین نمایش فیلم جدید الیور استون در کن / حرص همچنان خوب است
فیلم سینمایی «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» به کارگردانی الیور استون اولین بار در دنیا روز جمعه در بخش خارج از مسابقه شصت و سومین جشنواره فیلم کن نمایش داده شد.
فیلم جدید استون که دنباله‌ای بر فیلم سال 1987 «وال استریت» به کارگردانی خود اوست، بحران مالی سال 2008 را دراماتیزه کرده است.
مایکل داگلاس در «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد»  بار دیگر به نقش گوردون گکو، بانکدار و چهره بانفوذ و فاسد دنیای سرمایه‌گذاری ظاهر شده است.
شخصیت داگلاس در فیلم اول اسکار بهترین بازیگر مرد را برای او به همراه داشت و یکی از دیالوگ‌های او – «حرص خوب است» – وارد گفت‌و‌گوهای روزمره شد.
داگلاس 65 ساله این بار در کنار شایا لابوف  - که در «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» نقش نامزد دختر او را دارد – و کری مالیگان بازیگر بریتانیایی – به نقش دخترش – بازی کرده و جاش برولین هم نقش یک بانکدار فاسد را دارد. فرانک لانجلا دیگر بازیگر فیلم است. او نقش معلم شخصیت لابوف را بازی می‌کند.
تمام ستاره‌های «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» در کنار استون در مراسم فرش قرمز این فیلم در جشنواره کن حضور داشتند. مارتین اسکورسیزی، جرج لوکاس، ژولیت بینوش و کیت بکینسیل دیگر چهره‌های شاخص در مراسم اولین نمایش جهانی فیلم جدید استون بودند.
گوردون گکو در پایان اولین «وال استریت» به زندان افتاد. او در فیلم جدید از زندان آزاد شده است. گکو پیرتر و معقول‌تر شده، اما غرائز چندش‌آورش را هنوز دارد و می‌کوشد در بحبوحه بحران مالی بار دیگر با دخترش که از او دور شده، رابطه‌ای صمیمانه پیدا کند.

(From L) US actor Shia Labeouf, US actor Michael Douglas, US actor Frank Langella, US actor Josh Brolin, British actress Carey Mulligan and US director Oliver Stone

مایکل داگلاس و الیور استون در مراسم اولین نمایش جهانی فیلم «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد»

شایا لابوف در «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» نقش یک چهره تازه‌کار وال استریت را دارد. او در همان حال که می‌کوشد از مادرش با بازی سوزان ساراندون که دلال معملات ملکی حمایت کند، با قدرت‌های پنهان سرمایه‌گذار در انرژی سبز هم مبارزه می‌کند. او همچنین باید با گکو که پدر نامزدش است کنار بیاید.

استون سال 1987 اولین «وال استریت» را به پدرش تقدیم کرد که خود کارگزار بورس و اقتصاددان بود.

او در نشست خبری «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد»، فیلم جدید خود را داستانی درباره خانواده دانست و گفت: «این داستانی درباره آدم‌هایی است که می‌کوشند بین عشق خود به قدرت و پول و نیاز به عشق توازن ایجاد کنند.»

کارگردان برنده اسکار گفت فیلم جدید خود را متاثر از بی‌احتیاطی مالی که به بحران اقتصادی اخیر انجامید، ساخته است.

نقش‌آفرینی پرشور داگلاس باعث شد اولین «وال استریت» به عنوان یک اعلام جرم کلاسیک علیه حرص نظام سرمایه‌داری مطرح شود، اما بازیگر آمریکایی گفت او و استون همان زمان متوجه بودند که بعضی‌ها گکو را یک قهرمان می‌دانند.

داگلاس گفت: «گکو کسی بود که شرکت‌ها را نابود می‌کرد، آدم‌ها را نابود می‌کرد. او ضدقهرمانی بود که شخصیت‌پردازی بسیار خوبی داشت و مردم مجذوب ضدقهرمانان می‌شوند.»

استون گفت: «از زمانی که چارلی شین و داگلاس در نقطه اوج فیلم سال 1987 در سنترال پارک زیر باران با هم درگیر شدند، تاکنون عامل حرص مضاعف شده است.»

او ادامه داد: «من هم مانند خیلی‌های دیگر حیرت‌زده هستم و نمی‌دانم نظام سرمایه‌داری به شکل فعلی آن جواب می‌دهد یا نه. به نظر که این طور نیست.»

استون افزود: «سال 1987 فکر می‌کردم سرمایه‌داری خود را درست می‌کند. واقعا چنین اعتقادی داشتم، اما این طور نشد. سهام‌دارها و مدیران شرکت‌ها پول درآوردند، کسانی که کار می‌کردند، نه. یک جور بی‌عدالتی و نابرابری عظیم در این سیستم هست.»

داگلاس پیام فیلم را در نقل قولی از گکو خلاصه کرد: «حرص متوقف نشده، بلکه قانونی شده است.»

شصت و سومین جشنواره فیلم کن چهارشنبه 12 مه (22 اردیبهشت) با نمایش فیلم حماسی «رابین هود» به کارگردانی ریدلی اسکات آغاز ‌شد و تا 23 مه (دوم خرداد) ادامه دارد.

خبرگزاری فرانسه / 14 مه – خبر آنلاین




منبع:
http://feeds.feedburner.com]]>